۱۲ / خرداد / ۱۴۰۵ - 02 June 2026
14:27
کد خبر : 9702679
۱۳:۲۹

۱۴۰۴/۰۵/۱۸
یک جامعه‌شناس مطرح کرد؛

پیامدهای شیوع بی‌تفاوتی/ سوءمدیریت آموزش‌وپرورش در تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی/ شکل‌گیری هویت سیال و چندگانگی شخصیت، نتیجه اصلاح فردی رفتارها است

عضو هیئت‌علمی گروه آموزشی علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: بی‌تفاوتی اجتماعی کارکردهای جامعه را مختل می‌کند و هنگامی که بی‌تفاوتی شایع شود، امید جامعه تضعیف می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بسیج خراسان رضوی از مشهد مقدس؛ غلامرضا حسنی درمیان، عضو هیئت‌علمی گروه آموزشی علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: فرهنگ، مجموعه مفاهیم مشترکی است که مبنای عمل افراد قرار می‌گیرد. یک فهم مشترک را به‌اصطلاح فرهنگ عمومی می‌نامند. مسئولیت‌پذیری یکی از عناصر فهم مشترک است. این فهم در یک فرایند شکل می‌گیرد و از جایی آغاز می‌شود که یک فرد بر اساس اراده الهی در نهاد خانواده متولد می‌شود.

وی با بیان اینکه بخشی از اجتماعی‌کردن فرد را نهاد خانواده برعهده دارد، افزود: نهاد خانواده به‌عنوان زیربنایی‌ترین نهاد اجتماعی، اولین نقش‌آفرینی را در زمینه تربیت فرزند انجام می‌دهد. فرزندان از دوران کودکی تا جوانی و قبل از اینکه تشکیل خانواده دهند، در نهاد خانواده تربیت می‌شوند. امروزه نهادهای آموزش‌وپرورش، رسانه، همسالان، محله و غیره در کنار این نهاد قرار دارند و همه این‌ها به‌عنوان کانال‌های اجتماعی شدن نقش‌آفرینی می‌کنند. افراد در این کانال‌ها تربیت می‌شوند؛ دقیق، درست یا نادرست بودن تربیت تحت‌تأثیر این است که این نهادها تا چه اندازه با یکدیگر هماهنگ هستند.

تست‌زنی به‌جای تقویت مسئولیت‌پذیری/ سوءمدیریت آموزش‌وپرورش منجر به ضعف در مسئولیت‌پذیری اجتماعی شده است

حسنی درمیان تصریح کرد: بنای مسئولیت‌پذیری در خانواده و از طریق نوعی تقسیم کار نانوشته عرفی یا اعتقادی انجام می‌شود. بعدها در جامعه، آن مسئولیت در قالب قوانین و هنجارهای قانونی شکل می‌گیرد. ولی اگر در نهاد خانواده در این تربیت کاستی ایجاد شود یا در نهاد آموزش‌وپرورش عناصر فرهنگی همچون تقویت مسئولیت‌پذیری جای خود را به تقویت تست‌زنی بدهد، نتیجه همان می‌شود که ضعف آن را امروز در جامعه مشاهده می‌کنیم؛ بنابراین، فرد بازتولید شده کانال‌های اجتماعی شدن است.

وی مسئولیت‌پذیری، عدالت، درستکاری و راست‌گویی را از عناصر عام و اهداف فرهنگی برشمرد و ادامه داد: در جامعه نیز هنگامی که انسان‌های مسئولیت‌پذیر به رعایت‌کردن حقوق دیگران، فرهنگ اعتقادی دینی و ارزش‌های خود پایبندی دارند، به جهان‌بینی خود نیز واقف و آشنا هستند. ممکن است راه‌های متفاوت رسیدن به دیدگاه جهان‌بینی برای افراد مهیا شده باشد یا خودشان آن را شناخته باشند. به‌عنوان‌مثال کوهنوردان کاملاً مجهز هستند؛ اما از مسیرهای متفاوتی قله را فتح می‌کنند. این‌گونه نیست که همه خانواده‌ها یک‌شکل باشند، تنوع وجود دارد؛ اما این تنوع در خود هدف نیست، در روش رسیدن به هدف است.

استاد دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به آیه ۷ و ۸ سوره زلزال (فَمَن یَعمَلۡ مِثقَالَ ذَرَّةٍ خَیرࣰا یَرَهُۥ، وَمَن یَعمَلۡ مِثقَالَ ذَرَّةࣲ شَرّا یَرَهُۥ) ذکر کرد: نظام تشویق و تنبیه وجود دارد. در خانه نیز فردی که مسئولیت‌پذیر است و کارهای خود را به‌درستی انجام می‌دهد، باید تشویق شود. فرزندی که در خانواده کمتر مشارکت و تبعیت می‌کند، اگر مورد تنبیه قرار نگیرد رفتار او توسعه پیدا می‌کند و یک آدم خودخواه و خودمحور تربیت می‌شود؛ بنابراین اینها باید در یک ساختار و جریان قرار گیرد.

مراحل تبدیل مسئولیت‌پذیری به فرهنگ

وی توضیح داد: اگر می‌خواهیم مسئولیت‌پذیری به‌عنوان یک فرهنگ اشاعه پیدا کند، در مرحله اول افرادی که مسئولیتی را پذیرفته‌اند باید به‌عنوان یک الگو به مسئولیتشان عمل کنند. پدران، مادران، خواهران، برادران، معلمان، روحانیون، هنرمندان، سیاست‌مداران و ورزشکاران گروه‌های مرجع در کانال‌های اجتماعی شدن هستند. مرجع‌ها ممکن است حاضر یا غایب باشند؛ ائمه اطهار حضور ندارند، اما دستورات آنها وجود دارد.

حسنی درمیان با بیان اینکه مسئولیت به معنای مفهوم عام فرهنگی، مسئولیت فرد در خانه و مدرسه و شهر است، اذعان کرد: یک فرد باید ببیند به‌عنوان یک شهروند در چه موقعیت و جایگاهی قرار دارد و در آن جایگاه چه انتظاری از او دارند. این مفهوم را باید به مردم بیاموزیم. اگر پدر یک خانواده نظامی است، در خانه نظامی نیست و نقش پدری و همسری دارد؛ در موقعیت پدری مسئولیت دارد. باید به افراد یاد دهیم که مسئولیت‌های خودشان را از هم تفکیک کنند و در هرجا باتوجه‌به مسئولیت و به‌عنوان آن جایگاه عمل کنند.

وی خاطرنشان کرد: افراد الگو و آنهایی که ادعای مسئولیت‌پذیری دارند، ممکن است خودشان عامل به آنچه که می‌گویند نباشند. بازخورد این موضوع در جامعه به‌ویژه برای نسل‌های جوان، یک نوع بی‌تفاوتی در مقابل مسئولیت‌ها به وجود می‌آورد؛ مدعیان مسئولیت، خودشان به آن عمل نمی‌کنند. به‌عنوان‌مثال یک پدر بی‌مسئولیت نمی‌تواند یک فرد مسئولیت‌پذیر را تربیت کند؛ اما آن فرد می‌تواند مسئولیت‌پذیری را از دیگری بیاموزد. در اینجا جامعه مداخله می‌کند و نهادهای حمایت از خانواده به سراغ خانواده می‌آیند و به نوجوانان یا جوانان یاری می‌رسانند.

اختلال و تضعیف کارکرد و امید جامعه؛ پیامدهای شیوع بی‌تفاوتی

عضو هیئت‌علمی گروه آموزشی علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: بی‌تفاوتی اجتماعی کارکردهای جامعه را مختل می‌کند. هنگامی که بی‌تفاوتی شایع شود، امید جامعه تضعیف می‌شود. همه این عناصر و مفاهیم پیچیدگی دارند و به یکدیگر مرتبط هستند. فرهنگ، یک مجموعه است که اگر در یک قسمت از آن اختلال ایجاد شود، این اختلال در بخش‌های دیگر آن نیز مشاهده می‌شود. اگر مسئولیت‌پذیری یا بی‌تفاوتی در نهاد خانواده به وجود بیاید و مادر، پدر یا فرزند نسبت به افراد، هویت و ارزش‌های خانواده بی‌تفاوت باشند؛ فرد در نهادها و مکان‌های دیگر نیز آن رفتار را تکرار می‌کند و این موضوع کاملاً قابل‌اثبات است.

وی با اشاره به اینکه تربیت و بی‌تفاوت شدن یک فرایند است، تأکید کرد: بی‌تفاوتی هنگامی ایجاد می‌شود که فرد نسبت به کسانی که مسئولیت‌پذیر بودند، با نقصی در پذیرش ارزش‌های هنجاری جامعه مواجه و نسبت به هویت خود بی‌تفاوت می‌شود. اگر به جامعه یا ارزش‌های آن توهین شود، واکنشی نشان نمی‌دهد. عدم واکنش به دلیل آن تعصب معقول است که باید بر اساس عقلانیت در آن شکل می‌گرفت و او را به یک انسان مسئولیت‌پذیر و امیدوار تبدیل می‌کرد؛ اما دچار کاستی شده است، بنابراین عاملیت و ساختار در این مقوله نقش دارند. بی‌تفاوتی در ابتدا در هنجارسازها ایجاد می‌شود و انگار آن‌ها این بی‌تفاوتی را انتقال می‌دهند.

حسنی درمیان اظهار کرد: وقتی والدینی به مسائل اخلاقی بی‌تفاوت باشند، چگونه فرزندشان به آن مسائل حساسیت داشته باشد؟ اگر والدین به ارزش‌های جامعه یا به هویت ملی و خانواده احترام نگذارند، چگونه افراد در چنین نهادهایی بازتولید و مسئولیت‌پذیر شوند؟ ما باید به فرایندها توجه کنیم و بدانیم بی‌تفاوتی جامعه را از همه جهت دچار کاستی می‌کند، مسئولیت‌پذیری و عنصر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و به‌تبع آن درمان اجتماعی نیز به لحاظ هنجارهای دینی تضعیف می‌شود. حتی ممکن است جامعه هنجارهای قانونی را کنار بگذارد. وقتی افراد متخلف محاکمه نشوند، بقیه مردم جامعه نیز به‌مرور به سراغ تخلفات و بی‌تفاوتی نسبت به هنجارهای قانونی می‌روند.

وی اضافه کرد: وجود نقص در نظام پرورش و تأکید صرف به آموزش در نظام آموزش‌وپرورش، تأکید صرف به مسائل اقتصادی در نظام خانواده و اینکه برخی رسانه‌ها به‌جای انجام مسئولیت اجتماعی در جهت کمک به فرایندهای فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی، گاهی جامعه را بیشتر دچار هیجان‌های کاذب می‌کنند؛ اینها می‌تواند دست‌به‌دست هم دهند تا یک فرد بی‌مسئولیت را به جامعه تحویل دهند. باید ببینید آن فرد از چه مسیرهایی عبور کرده و آن مسیرها و کانال‌ها را ترمیم کنید تا دیگران به آن وضعیت دچار نشوند.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه اگر نسل‌ها متفاوت‌اند، کانال‌های جامعه‌ساز نیز متفاوت هستند، اعلام کرد: پیچیدگی تربیت نسل امروزی با وجود رسانه‌های مدرن بیشتر از گذشته است و والدین به‌تنهایی نمی‌توانند این بار را به دوش بکشند. در کنار والدین حضور نهادهای مکمل مربیان، دانشگاه، مدرسه و همسالان که فرد تحت‌تأثیر آنها قرار دارد، نیاز است. در گذشته اگر از جوانی سؤال می‌کردی که این مطلب را چه کسی گفته است، پاسخ می‌داد پدربزرگم؛ اما اکنون می‌گوید در یک کتاب، مقاله یا یک شبکه اجتماعی خوانده‌ام یا از دوستانم شنیده‌ام. کانال اطلاعات در نسل‌ها متفاوت است. نباید انتظار داشته باشیم که با هم یکی باشند.

بی‌تفاوتی حاصل کنش یک اجتماع است

وی عنوان کرد: تفاوت نسل‌ها طبیعی است؛ اما مسئله تفاوت نیست؛ بلکه مسئله شکاف بین نسل‌ها است. ارتباط بین‌نسلی دچار نقص شده و در نتیجه اینها متمایز از یکدیگر مشاهده می‌شود. تفاوت بین نسل‌ها در فرایند توسعه کشورها و تکنولوژی ایجاد می‌شود. وحدت عین کثرت و کثرت عین وحدت، راه نظم‌دادن به تنوع ایجاد شده است. امروز جامعه بشری جامعه کثرت‌گرایی شده است. در کثرت، نهادهای واسط وحدت را ایجاد می‌کنند؛ ولی هنگامی که خود نهادها دچار نقص و کاستی هستند وحدت رخ نمی‌دهد، حتی اگر در جهت مسئولیت‌پذیری و بی‌تفاوت نبودن جامعه باشد. هنگامی که مسئولین نسبت به تورم بی‌تفاوت‌اند، مردم نیز به مسائل دیگر بی‌تفاوت می‌شوند؛ بنابراین بی‌تفاوتی حاصل کنش یک اجتماع است، همان‌طور که مسئولیت‌پذیری در کنش اجتماعی نقش دارد.

شکل‌گیری هویت‌های سیال و چندگانگی شخصیت، نتیجه اصلاح فردی رفتارها 

حسنی درمیان با اشاره به‌ضرورت اصلاح مسیرهای شخصیت‌ساز تصریح کرد: جمع‌شدن مردم در مراسم‌های ملی و مذهبی گلوگاه‌های اجتماعی شدن است و درهای مسئولیت‌پذیری را باز و بسترهای همدلی را ایجاد می‌کند. باید به سراغ افراد برویم؛ اما اگر همیشه به سراغ فرد برویم و هزاران کلینیک و مرکز مشاوره تأسیس کنیم، مسئله هرگز حل نخواهد شد؛ زیرا این مسئله اجتماعی است؛ کنش افراد یک جامعه و نهادها با یکدیگر یک تصویر را ایجاد می‌کند و ما به‌صورت جزیره‌های منفک از یکدیگر کار می‌کنیم و گاهی اهداف متضاد با یکدیگر است. در نتیجه افراد یک هویت سیال پیدا می‌کنند و نمی‌دانند که چه کاری انجام دهند و حتی ممکن است دچار یک نوع دوگانگی یا چندگانگی شخصیت شوند. حکایت همان ضرب‌المثل غلط (خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو) است. نباید با نگاه صرفاً روان‌شناسانه به این مسئله نگاه کرد؛ بلکه باید با نگاه جامعه‌شناسانه به این مسئله توجه کرد.

خبرنگار: محدثه رأفتی خداپرست


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید