مسیر عشق، مسیر پر پیچ و خمی است. نمیدانی در کدام نقطه و کدام لحظه، ناگهان منقلب شده ای و روح و جانت با هم، همنوا شده اند، تا در یک مسیر حرکت کنند.
حالا تو فکر کن که این عشق، این همنوایی جسم و روح، در جاده بروز کند. آن هم نه هر جادهای. جاده ای که همه چیزش با تمام جاده های دنیا فرق دارد.
نیت میکنی و به راه میافتی. میدانی مسیر قرار است به کجا ختم شود. با اشتیاق بیمثال حرکت میکنی و راهی میشوی.
و منی که شوق دیدار بیحواسم کرده و بیاختیار اشک این اشتیاق بر گونههایم جاری است. و صدای مداح... راه، مسیر، مانع ما نیست... عشق، خطر، از هم جدا نیست...
حس عجیبی است وقتی هر کیلومتر و عمود به عمود این مسیر بینهایت را فتح میکنی تا به آن خورشید عالمتابی که یک دنیا برای قدم زدن در مسیرش بیتابند، برسی. هرچه نزدیکتر، مشتاقتر... تابلوها یکی یکی نوید نزدیک شدن میدهند... کربلا... کربلا...
با خودم فکر میکنم، امروز بعد از گذشت هزار و چهارصد و اندی سال از جریان غربت عاشورا، با وجود پیشرفت بشر و دستیابی به تکنولوژیهای جدید، هنوز کربلا رفتن راه و رسم خودش را دارد. انگار که هیچ چیزی تغییر نکرده در این جریان پرمصیبت و پربلا....
هزار و چهارصد و اندی سال پیش، سیدالشهدا(س)، آرام آرام کاروان را راهی کربلا کرد. با پای پیاده، بی هیچ تعلقی از تعلقات عالم، و امروز کاروان پیادگان اربعین، با همان نگاه سید و سالارشان، با یک کولهپشتی و بیهیچ تعلقی از تعلقات عالم، راهی مسیری میشوند که انتهای آن نور است...
اینجا، جاده نیست، قطعهای از تاریخ است
که با اشک و عشق، روی خاک نوشته شده است...
قدمها سبکاند،
اما روح سنگین است…
سنگین از حرفهایی که سالها در گلو مانده…
از شوقی که هنوز باورش نمیشود به سوی حرم میرود… به مأمن، به خودِ خود...
این فقط یک پیادهروی نیست…
این، حرکت یک امت است.
امتِ منتظر…
که هنوز، بعد از قرنها،
دلش برای یک وعده میتپد:
الظُّهور…
میدانی این جاده به کجا ختم میشود؟
به کربلا…
و از کربلا،
راهیست به ظهور…
به قدس…
به آن وعدهی بزرگ خداوند…
کولههای ما، پر از عشق است،
پاهایمان زخمی…
اما دلهایمان آماده.
آماده برای ظهور…
برای آن روزی که
در کنار تو،
قدس را آزاد کنیم…
هر گام، بیعتیست…
هر اشک، نداییست به آن خورشید پنهان..
یابنالحسن… بیا… که جهان آماده ظهور است…
و این قدمها،
این اشکها،
این راه خاکی…
همه تمرینیست برای آن روز…
السلام علیک یا اباعبدالله…
تو آغاز یک قیامی…
و ما، همچنان در مسیر تو،
منتظر پرچمی هستیم که از کربلا،
تا قدس خواهد رفت…
اللهم عجل لولیک الفرج
و اجعلنا من أنصاره و أعوانه…
سهیلا عظیمی
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛