
به گزارش خبرگزاری بسیج گیلان ، هما اکبری :در میان گرما و شلوغی مراسم یادواره شهدای روحانی و علمای فقید رودسر، غرفهای کوچک اما پرنور، مأمن نگاههای کودکانه بود.

جایی که شهیدان کودک، با چهرههایی معصوم و لباسهایی آماده رنگآمیزی، در سکوتی پرمعنا شاید منتظر بودند تا نسل نو، با رنگ دل، آنان را بشناسد.

کودکان، با دستان کوچک و دلهایی بزرگ، رنگها را بر لباس شهیدان مینشاندند. هر رنگ، نه فقط انتخابی هنری، بلکه پیوندی عاطفی بود:آبی آرامش، سبز ایمان، سرخ ایثار. در آن لحظه، شناخت شهید، از مسیر هنر و بازی بیاجبار، با محبت عبور میکرد.

در حال تصویربرداری از این صحنههای ناب بودم که نسیمی خنک، برخلاف گرمای هوا، صورتم را نوازش کرد. برگشتم تا منبع آن را بیابم، و آنچه دیدم،فراتر از انتظار بودنوجوانی با پوشش کامل و حجاب آراسته، خود در گرمای طاقتفرسا ایستاده بود، اما برگهای در دست داشت و با حرکتی مداوم، نسیمی خنک بر چهرههای کودکانه مینشاند.
خادم این مراسم نه مأمور بود،نه موظف. او خادم شهدا بود.خادمی که در سکوت و بیادعا، خود را وقف آرامش دیگران کرده بود.
خواستم از نیتش بپرسم،اما چه نیتی بالاتر از اینکه خود را خادم شهید بداند؟!در آن لحظه، فهمیدم که تأثیر شهدا بر نسل نوجوان، فقط در کتابها و سخنرانیها نیست،در عمل است، در خدمت بیادعا، در نسیمی که از دل ایمان برخاسته است.
این نوجوان،با حرکت سادهاش، پیام شهیدان را به کودکان رساند: خادمی، یعنی ترجیح دادن آسایش دیگران بر راحتی خویش.
یعنی ایستادن در گرما، تا نسیمی از ایمان بر دلها بنشیند.
و این صحنه،تنها یکی از جلوههای باشکوهی بود که در حاشیه دومین کنگره ۸۰۰۰ شهید استان گیلان به تصویر آمد،کنگرهای که در تبیین هویت فرهنگی، انتقال ارزشهای ایثار و شهادت به نسل نو، و احیای روح خدمت و مسئولیتپذیری، نقشی بیبدیل ایفا کرد.


یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛