
به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، چهل و چهار سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۳۶۰/۶/۱۰ ماشینها وارد پادگان ابوذر شدند و به دستور مسئولین نیروها صف کشیدند .
طبق برنامه هر روز فکر کردیم گروهی که باید به تپه شهرک و یا بابا اسکندر و تپه کمیل بروند، باید سوار ماشینها شوند و به محل مأموریت بروند؛ ولی نگاهها و برخوردها غیر این را نشان میداد. چون زمان حرکت با توجه به روشن بودن هوا موقع جابجایی نیرو نبود .
هر روز غروب استفاده از تاریکی تعویض نیروها در خط انجام میشد. ولی امروز حداقل دو ساعت جلوتر ماشینها آمده بودند؛ جای سوال بود.
با توجه به اینکه چندین بار از اول شهریور تا امروز بنا بود عملیاتی در منطقه انجام شود که به خاطر شهادت شهیدان رجایی و باهنر کنسل شده بود فکر عملیات را هم نمیکردیم .
از هر کس هم سوال شد قضیه چیست؟ با لبخند جواب داد گفتن نگید.
خلاصه با رعایت همه مسائل امنیتی سوار خودروها شدیم و به خیال خودمان عازم منطقه مأموریت (تپه کمیل، تپه مجاهد، بابا اسکندر، تپه شهرک و...) شدیم .
ولی چند لحظه بعد از حرکت ماشینها از پادگان ابوذر وارد شهر سرپل ذهاب شدند. وقتی خودروها توقف کردند دستور دادند که سریع پیاده شوید و وارد ساختمان دو طبقه که مقر استراحت نیروها بود شوید.
وقتی وارد ساختمان شدیم کم کم حال و هوای نیروها عوض شد رفتار ها و برخورد های مسئولین تغییر کرد؛ لحن کلامها دلی شد صفا و صمیمیت بین نیروها و مسئولین موج میزد .
رنگ و بوی خدایی در بین نیروها حکم فرما شد. بعداز پذیرایی با شربت صلواتی؛ حلالیت طلبی آغاز شد. زمزمه عملیات جدیتر شد .
کاغذ و خودکارها بین نیروها تقسیم شد خیلی از نیروها بازم باور نمیکردند .
اما وقتی وضعیت مهمات و بزرگان سپاه مثل حاج محمود شهبازی فرمانده وقت سپاه همدان، نیروهای ارتشی و... را در محل دیدیم مسئله جدیتر شد بعداً اعلام شد عزیزانی که تمایل دارند وصیتنامه برای خودش بنویسد.
همهمههای شیرین با ذکر «یا رب، رب» بالا گرفت بازار نوشتن وصیت نامه رونق گرفت. افرادی که سواد نداشتن با خودکار و کاغذ دنبال افرادی که سواد داشتند میگشتند تا چند خطی وصیتنامه برایش بنویسد .
بین نیروهای حاضر در آن مکان مقدس، شهیدان تاجوک، مومنی، رضیی و باباعلی ایوبی، لطیفی، علی حسینی، سید جواد و ...و بازماندگان بعد از عملیات آقایان رسولی، دماوندی، عزیزی، میرزایی، جمشیدی، محمودی، نجاتی، حسینی، قاسمی و... را به یاد دارم .
بعداز نوشتن وصیتنامهها مجدداً نیروها با روحیه بالا و با مهماتهای جدید سازماندهی و آماده حرکت به سمت نقطه رهایی شدیم. نقطه رهایی یک سالن ورزشی بود.
ئقتی همه نیروها به سالن ورزشی رسیدند مسئولین وارد شدند و نیروها را توجیه کردند و محور عملیاتی هر گروه مشخص شد .
عملیات بنام شهیدان رجایی و باهنر ساعت یک بامداد روز یازدهم شهریور آغاز شد. متاسفانه عملیات توسط یک نیروی نفوذی منافق لو رفت و عرصه بر نیروهای استان بسیار سخت شد .
شرح کامل این عملیات در صفحه ۷۵۲ کتاب حماسههای نامداران گمنام آمده است .
در ادامه این عملیات که با ۵۷۲ نفر شروع شده بود تعداد ۶۲ نفر شهید، ۱۳ نفر اسیر و ۱۱۲ نفر هم مجروح شدند .
راوی: محمد فتحی رزمنده عملیات
انتهای پیام/
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛