۱۲ / خرداد / ۱۴۰۵ - 02 June 2026
01:25
کد خبر : 9707495
۱۲:۰۳

۱۴۰۴/۰۶/۱۴
یادداشت / مجتبی طالبی

عباسعلی ایراندوست؛ مردی که تاریخ را تنها نگذشت

در روزهایی که ارتش کشور تسلیم شد، یک مرزبان ایرانی با تفنگ برنو و شجاعت بی‌نظیر خود، راه درست تاریخ را انتخاب کرد و با ایستادگی‌اش، نام خود را در دل مردم جاودانه ساخت.

دکتر مجتبی طالبی فعال فرهنگی رسانه ای خراسان رضوی یادداشتی را به دفتر خبرگزاری بسیج این استان ارسال کرده است که متن آن به شرح زیر است.

به نام خدا 

... بعضی از محلی ها می گفتند ، نام خانوادگی اش در اصل ایراندوست نبوده اما هیچ نامی برازنده ی او نبوده ، جز ، «ایراندوست »... 

شاید دیگر کسی نمانده که « عباسعلی ایراندوست» را از نزدیک دیده باشد ! اما حماسه آفرینی اش ، ورد زبان زنان و مردان باجگیران است . 

زنان قصه ی حماسه اش را به گوش فرزندان می خوانند و مردان منطقه ، داستانش را با آب و تاب بیان می کنند . 

 امروز روز مبارزه با استعمار انگلیس و سالروز شهادت رئیسعلی دلواری بود . یک قهرمان بزرگ از جنوب ایران ... 

 خدا می داند که ما چقدر قهرمان ملی داشته و داریم که علم مبارزه با استعمار و استکبار را سالهاست برافراشته نگاه داشته اند . بعضی از آنها نام و نشان دارند و مردم آنان را می شناسند اما برخی دیگر ، ناشناس مانده و غریبانه در گمنامی به سر می برند . 

  واقعیت این است که در نظام رسانه ای و سیستم فرهنگی ، کارزار به کسانی واگذار شده است که گفته اند ؛ « ملت زنده کش مرده پرست ! » حال آنکه این ضرب المثل ، به مثابه ترمزی شده است که ما را از شناختن و شناساندن قهرمان های ملی مان ، محروم کرده و عموما افرادی بر این ضرب المثل تأکید می کنند که زنده بودنشان ، تفاوت چندانی با مرگ ندارد و عموما ذره ای حماسه ، سلحشوری و عزتمندی در آنان دیده نشده است. 

عموما افراد خنثی اینگونه اند ..‌. 

حماسه ندارند ... قهرمان ندارند ‌‌‌‌... 

گیرم درست ! 

مرده پرستی اصلا خوب نیست ! 

 اما مگر شهداء مرده اند ؟! ... 

تکریم قهرمانان - خاصه شهداء که نمرده اند و روزی خور سفره ی خداوند اند - مرده پرستی نیست بلکه عامل زنده ساختن جامعه و موتور محرک تاریخ است . 

مبتنی بر این استدلال ، باید گفت ؛ نظام رسانه ای و سیستم فرهنگی و هنری به بسیاری از قهرمان های ملی ، بدهکار است . 

یکی از این قهرمان ها ، « شهید عباسعلی ایراندوست » است . 

در سال ۱۳۲۰ وقتی متفقین ایران را مورد هجوم قرار داده و خیلی زود کشورمان را فتح کردند ، ارتش رضا شاه مقاومت نکرد چرا که اختیاری از خود نداشت . در مملکتی که شاهش اختیاری از خود نداشت و استعمار آوردش و استکبار بردش !!! ، چه توقعی می توان از ارتش داشت ؟! ... 

اما در چند بخش از ایران ، کسانی در برابر متفقین ایستادگی کردند و پشت پا زدند بر فرمان شاه و امیرانش ! 

یکی از این افراد ، مرزبان / ژاندارمری بود به نام « عباسعلی ایراندوست » ...  

ایراندوست حتما می دانسته که شاه ایران در جریان جنگ جهانی دوم ، ابراز بی طرفی کرده بود ! 

بی طرف بودن یک چیز است ، در طرف درست تاریخ ایستادن یک چیز دیگر !! ... 

در طرف درست تاریخ که نباشیم ، به ما حمله می شود . از جنوب انگلستان می زندمان و از شمال ، شوروی ! و ما فقط شاهد می شویم ! شاهد تسلیم و تسخیر جایی به نام وطن ! 

و فرق است بین شاهد و شهید !! 

روز پنجم شهریور ، وقتی نیروهای شوروی به فرماندهی «لوچینسکی» از مرز باجگیران ، وارد خاک ایران شدند ، « عباسعلی ایراندوست » می توانست فقط شاهد باشد ! 

مثل بسیاری از فرماندهان و همسنگران خسته اش ... 

می توانست قانونی عمل کند !! 

قانون اعلی حضرت و دستور فرماندهان است که کسی مقاومت نکند !

ایراندوست قصه ی ما فقط کافی بود ، به مر قانون رفتار کند و شاهد باشد اما او شهادت را انتخاب کرد . 

حتما می دانست که شهید می شود ! آخر مگر می شود تک نفره با یک تفنگ برنو و چند فشنگ ، با آن لشکر تا دندان مسلح مقابله کرد ؟! ... 

در جدال میان « عقل محاسبه گر » با «عقل تعالی یافته» باید جانب کدام را گرفت ؟ ... 

عقل تعالی یافته می گفت ؛ ایراندوست ! حرکت تو ، یک نماد است . یک نشانه که راه گم نشود ... کاری شبیه کار سیدالشهداء... بی جهت نیست که مردم باجگیران و روستاهای اطراف ، از آن سالها تا امروز ، در روز عاشورا ، دسته ی عزاداری را به سوی مزار شهید ایراندوست حرکت می دهند ! و این یعنی راه گم نشده است و حقیقت در میان باروت و خون وگلوله ، خاک نخورده است ... 

غبارش گرفته شده است . 

روزی با کار سیدالشهداء ، روزی با آخرین فشنگ عباسعلی ایراندوست و امروز با مقاومت مردم ایران و لبنان و یمن و غزه ... 

حالا باز بگویید ، « مردم زنده کش مرده پرست ! » 

کدام مردم ؟ کدام مرده ؟ ‌‌... 

از رئیسعلی دلواری ، عباسعلی ایراندوست تا حججی ها و سلیمانی ها و ... تاریخ به زنده بودنشان شهادت داده است و مردمی که این زندگان تاریخ را دارند ، شکست نمی خورند و مرده پرست نیستند ، بلکه زنده اند و زندگی می بخشند ! 

پنجم شهریور ماه ۱۳۲۰ در مرز باجگیران ، پایین یک کوه ، روی یک بلندی ، فرزند دلیر ایران توسط قوای روس ، عریان شد ، به بدنش گلوله زدند و با سرنیزه تکه تکه اش کردند . 

ایراندوست قصه ی ما نماد ایران است . 

عریانش کردند ، تکه تکه اش کردند ... 

اهالی منطقه باجگیران و روستاهای اطراف خوب می دانند که در بهار ، چه شقایق های زیبایی از دل خاک منطقه بر می خیزد . این مرام خاک ایراناست . خیلی زود لاله و شقایق می روید از دل خاک ... 

باران که می بارد ، یک وجه اش ترانه ی عاشقانه ایست که جان مشتاقان را جلا می دهد ... 

وجه دیگرش این است که ابر ها تف می کنند به صورت آنان که درکی از خاک و لاله و شقایق ندارند ! 

 باشد که به خود بیایند ! ... 

پنجم شهریور ۱۳۲۰ شهر قوچان به اشغال نیرو‌های شوروی درآمد و چیزی نگذشت که نیرو‌های سرهنگ لوچینسکی از محور قوچان و نیرو‌های سپهبد شاپکین از محور سرخس وارد شهر مشهد شدند و این شهر نیز به اشغال قوای روس درآمد. 

...چند سالی که متفقین در خراسان ما ماندند ، کسی فکرش را نمی کرد که عباسعلی، فرزند روستای کهنه فرود قوچان ، قهرمانی شود بزرگتر از قوای تا دندان مسلح متفقین! ...

حالا باجگیران ، دروازه مقاومت ملی نام گرفته است و شهید عباسعلی ایراندوست قهرمان مقاومت ملی ... 

اما چون به گوش ما خوانده اند که ما مردم زنده کش مرده پرست هستیم ، خجالت می کشیدم که از قهرمان هایمان بگوییم . 

با جکی جان ها و رمبو ها یک نسل را سرگرم کردند و بعد اسیر افسانه های بی هویت و جومونگ بازی های بی خاصیت شدیم و امروز سوپرمن ها و اسپایدرمن ها را در سبد ذهن فرزندانمان جا داده اند زیرا برای قهرمان هایمان لالایی تولید نکردیم ، موسیقی نساختیم ، قصه رشادتشان را تاتر و رمان و فیلم و نمایش رادیویی نکردیم و مستندی در خور از آنها نداریم .‌‌.. 

حالا اینها به کنار ، مقبره شان را از غربت در نیاوردیم تا لااقل بدانیم اینجا یک ابر انسان ایرانی ، تابلوی عاشورای حسینی را کشیده است با رنگ خون و قلم تفنگ ... 

اگر گذرتان به قوچان / باجگیران افتاد ، فراموش نکنید اینجا فردی در خاک آرمیده است که یک تنه در طرف درست تاریخ ایستاده بود . نگاه به مزار ساده اش نکنید . اینجا مرد بزرگی آرمیده است ..‌. 

بزرگتر از ساختمان های مجلل اداره جات و بزرگتر از میز مدیران نهادهای فرهنگی و هنری ... 

من مزار رئیسعلی دلواری را در نجف / وادی السلام زیارت کرده ام . امروز بر مزار عباسعلی ایراندوست ، همان حس و حال را داشتم که در عراق داشتم ...

انگار تمام قهرمان های ملی ما ، غریب اند ... 

غریب اند و برای ما و نسل امروز غریبه ! 

مجتبی طالبی /فعال فرهنگی و رسانه ای خراسان رضوی


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید