
به گزارش خبرگزاری بسیج خراسان رضوی، محسن تقوی، خبرنگار بسیج در یادداشت خود نوشته است: بهعنوان یک خبرنگار و فعال رسانهای که سالها تحولات فلسطین و منطقه را دنبال کردهام، اکنون در دومین سالگرد عملیات تاریخی طوفان الاقصی، بیش از هر زمان دیگری میتوانم درک کنم که جهان دیگر همان جهان پیش از هفتم اکتبر نیست. آن روز، نهفقط یک عملیات نظامی بلکه یک زلزله سیاسی، رسانهای و روانی در مقیاس جهانی رخ داد؛ طوفانی که پرده از واقعیت پنهانمانده هفتادوپنج سال ظلم، اشغال و فریب برداشت و چهره واقعی صهیونیسم را عیان ساخت.
عملیات طوفان الاقصی نقطه عطفی در تاریخ مقاومت ملت فلسطین بود. سالها رسانههای غربی با مهندسی افکار عمومی تلاش کردند تا تصویر فلسطینیها را مخدوش کنند، آنان را تروریست بنامند و اسرائیل را قربانی نشان دهند. اما طوفان الاقصی معادله را بر هم زد. تصاویر واقعی از شجاعت مردم غزه، مقاومت رزمندگان حماس و جنایتهای بیرحمانه صهیونیستها، همه نقشه دروغین امپراتوری رسانهای غرب را فرو ریخت. امروز جهان دیگر فریب شعارهای دروغین دموکراسی و انساندوستی رژیم صهیونیستی را نمیخورد. طوفان الاقصی، حقیقت را به زبان خون و ایمان فریاد زد.
در دو سال گذشته، رژیم صهیونیستی تمام توان خود را برای پاسخ به این عملیات به کار گرفت؛ از بمبارانهای ویرانگر تا محاصره همهجانبه غزه. اما نه تنها به هیچ یک از اهدافش نرسید، بلکه در باتلاقی فرو رفت که هر روز عمیقتر میشود. اسرائیل در دستیابی به وعدههایش، از جمله خلع سلاح حماس، نابودی مقاومت و آزادی اسرا، شکست خورد. این ناتوانی، بیش از هر چیز نشان داد که هیمنه پوشالی ارتشی که خود را قدرتمندترین در منطقه میدانست، فرو ریخته است.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای مدظلهالعالی، شکست رژیم صهیونیستی در طوفان الاقصی «شکستی ترمیمناپذیر» است. دیگر هیچ چیز برای این رژیم شبیه گذشته نیست. آن سرزمین اشغالی که روزی مقصد رؤیایی مهاجرت یهودیان بود، امروز به منطقهای ناامن و پر از اضطراب بدل شده است. بر اساس نظرسنجیهای داخلی، یکسوم از ساکنان یهودی تمایل به مهاجرت دارند و بخش قابلتوجهی از آنها جواناناند. این یعنی، طوفان الاقصی حتی در سطح اجتماعی، روند مهاجرت معکوس را رقم زده و صهیونیسم را از درون تهی کرده است.
اما در برابر این دستاوردهای بزرگ، سؤالی مطرح میشود که آیا هزینههای سنگین جانی و مالی مردم غزه، توجیهپذیر بود؟ پاسخ این سؤال را باید در ماهیت خود عملیات جستوجو کرد. طوفان الاقصی نه یک اقدام تهاجمی بلکه دفاعی مشروع در برابر ۷۵ سال اشغال، قتل و تحقیر بود. مردمی که هیچ پناهی جز ایمان ندارند، روزی ناگزیر باید از عزت و خاک خود دفاع کنند. شهیدان غزه، با آگاهی کامل، جان خود را فدای آرمان آزادی قدس شریف کردند. خسارتهای مادی شاید قابل جبران باشند، اما عزت و هویت ملت فلسطین، با خون این شهدا برای همیشه ماندگار شد.

بهعنوان یک خبرنگار، شاهد بودهام که چگونه صحنههای مقاومت در غزه نگاه میلیونها انسان در سراسر جهان را تغییر داد. رسانههای مستقل، تصاویر و گزارشهایی منتشر کردند که حقیقت را از پشت دیوار سانسور بیرون آورد. دانشگاههای اروپا و آمریکا صحنه اعتراض جوانانی شد که فریاد «فلسطین آزاد باید گردد» سر دادند. افکار عمومی جهانی، بهویژه نسل جدید، دیگر فریب روایتهای رسمی را نمیخورند. امروز، اسرائیل منفورترین رژیم در وجدان جهانی است. این تحول بزرگ در باورها، شاید بزرگترین دستاورد راهبردی طوفان الاقصی باشد.
در عرصه سیاسی و نظامی نیز تحولات چشمگیری رخ داده است. رژیم صهیونیستی پس از دو سال جنگ تمامعیار، نه تنها به اهدافش نرسیده بلکه خود را در موقعیتی میبیند که برای خروج از بحران، ناچار به گفتوگو با حماسی شده است که روزی نابودیاش را وعده میداد. این واقعیت بهروشنی نشان میدهد که دوران برتری مطلق اسرائیل در منطقه به سر آمده است. محور مقاومت، از لبنان تا یمن و از عراق تا سوریه، اکنون با هماهنگی و انسجامی کمسابقه عمل میکند. این همافزایی، توازن قدرت در خاورمیانه را بهنفع مقاومت تغییر داده است.
به موازات میدان جنگ، در عرصه رسانه نیز نبردی بزرگ در جریان است. امپراتوری رسانهای غرب که سالها تصویر وارونهای از واقعیت ساخته بود، امروز در برابر جریان بیداری جهانی زمینگیر شده است. میلیونها کاربر شبکههای اجتماعی در سراسر دنیا با انتشار تصاویر و روایتهای واقعی از جنایتهای اسرائیل، دروغسازی رسانههای رسمی را برملا کردهاند. این همان نقطهای است که میتوان گفت قدرت نرم مقاومت از موشکهایش مؤثرتر عمل کرده است.
دستگاه تبلیغاتی غرب دیگر قادر نیست جای ظالم و مظلوم را عوض کند. افکار عمومی جهان بیدار شده و این بیداری، بزرگترین تهدید برای رژیم صهیونیستی است. زیرا افکار عمومی را نه میتوان بمباران کرد و نه میتوان با تحریم خاموش ساخت. وقتی حقیقت در ذهنها ریشه کند، دیگر نابودشدنی نیست. امروز، آزادی فلسطین به یک مطالبه جهانی تبدیل شده است.
از منظر انسانی نیز، طوفان الاقصی معنایی فراتر از نبرد نظامی دارد. این عملیات، وجدان جهان را تکان داد. صدای کودکان زیر آوار، چهره زنان داغدار و فریاد مردانی که در برابر تانکها سینه سپر کردند، وجدان خفته انسانیت را بیدار ساخت. حالا دیگر نمیتوان در برابر این حجم از ظلم، سکوت کرد. موج همبستگی با مردم غزه، از شرق تا غرب جهان، گواه آن است که انسانیت هنوز زنده است.
از نگاه یک فعال رسانهای، مهمترین نتیجه این بیداری آن است که روایت رسمی صهیونیسم برای همیشه بیاعتبار شده است. اکنون، هر تصویری از کودک شهید غزه، هر خبر از تخریب بیمارستان و هر شهادت از مقاومت، تبدیل به سندی علیه نظام تبلیغاتی دروغین غرب میشود. در مقابل، مقاومت فلسطین نه فقط در میدان جنگ، بلکه در عرصه رسانه نیز پیروز شده است.

در تحلیل نهایی، طوفان الاقصی نه صرفاً یک عملیات نظامی، بلکه نقطه آغاز یک دگرگونی تاریخی است. این رویداد نشان داد که هیچ قدرتی—even آنکه از پشتیبانی کامل غرب برخوردار باشد—نمیتواند در برابر اراده ملتی مؤمن و مظلوم دوام آورد. دو سال مقاومت، جهان را با واقعیت تازهای روبهرو کرده است: اسرائیل دیگر قدرت مطلق منطقه نیست و فلسطین دیگر قربانی خاموشی نیست که تنها اشک بریزد.
آیندگان قضاوت خواهند کرد که طوفان الاقصی چگونه مسیر تاریخ را تغییر داد. شاید امروز هنوز زخمها تازه باشند و ویرانیها چشمگیر، اما در لایههای زیرین این رنجها، بذر پیروزی کاشته شده است. هر قطره خون شهید در غزه، هر خانه ویرانشده، هر مادری که فرزندش را در آغوش گرفته، روایتی است از پایداری ملتی که در برابر ستم ایستاد تا جهان را از خواب غفلت بیدار کند.
به باور من، خبرنگاری که قلمش در مسیر حقیقت میچرخد، بخشی از همین مقاومت است. رسالت رسانه، روایت درست واقعیت است، نه بازتاب دروغهای قدرتمندان. طوفان الاقصی، طوفان حقیقت بود؛ حقیقتی که نشان داد ایمان و اراده، از هر ارتشی نیرومندتر است. اکنون جهان در مسیر بیداری قرار گرفته و این بیداری، هرگز خاموش نخواهد شد.
امروز، حتی اگر آسمان غزه پر از دود و آتش باشد، خورشید حقیقت در افق آن طلوع کرده است. طوفان الاقصی، آغاز پایان صهیونیسم است؛ آغازی بر فصلی تازه از تاریخ بشر، فصلی که در آن صدای مظلوم، از صدای ستمگر بلندتر خواهد بود.