
به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از مشهدمقدس، محمد صادقی، مدیر پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتوگویی با خبرنگار بسیج خراسان رضوی به مناسبت روز پرستار در خصوص شرایط پرستاران در مشهد و چالشها و فرصتهای آنها به گفتوگو نشست.
لطفاً از نقطه شروع علاقهتان به رشته پرستاری برای ما بگویید.
یکی از علاقهمندیهای من از دوران دبیرستان این بود که بتوانم در حوزه علوم پزشکی و بهویژه پرستاری تحصیل کنم. انگیزهام از جایی آغاز شد که پدر مرحومم در سال ۱۳۶۹ در بیمارستان امام رضا بستری بودند. آن زمان دانشآموز بودم و از نزدیک محبت، دقت و مراقبت پرستاران را در کنار پدرم دیدم. همین رفتار انسانی و حرفهایشان باعث شد در دل من میل عمیقی برای ادامه دادن مسیر آنها شکل بگیرد.
در نهایت در سال ۱۳۷۰ در رشته پرستاری در تهران پذیرفته شدم و تحصیلاتم را آغاز کردم. پرستاری برای من همیشه یکی از رشتههای پرافتخار و ارزشمند بوده است.
سالهای نخست کارتان چگونه گذشت؟
در سالهای ابتدایی، برخی از همکاران از سختیهای این حرفه گلایه داشتند. پرستاری کار آسانی نیست؛ با حیات بیمار سروکار دارد، ساعت و تعطیلی نمیشناسد، و پرستار باید همیشه آماده باشد—صبح، عصر، شب، حتی ایام تعطیل. اما واقعیت این است که خستگیها در برابر حس مسئولیت و عشق به نجات جان انسانها رنگ میبازد.
شما چه تفاوتی میان نقش پرستار و پزشک قائل هستید؟
نقش هر دو بسیار کلیدی است، اما پرستار تنها عضوی از تیم درمان است که ۲۴ ساعته در کنار بیمار حضور دارد. پزشک در زمان ویزیت به بالین بیمار میآید و سپس به کارهای دیگرش میپردازد، اما پرستار لحظهبهلحظه در کنار بیمار است—اوست که نبض اعتماد و آرامش بیمار را در دست دارد. وقتی پرستار از نظر علمی، مهارتی و عاطفی قوی باشد، بیمار سریعتر به پزشک و درمان اعتماد میکند و این خود بخش مهمی از روند بهبودی است.
در خلال صحبتهایتان به ارزش سلامتی و امنیت هم اشاره کردید. کمی بیشتر توضیح میدهید؟
پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند: «نِعمَتانِ مَجهولتانِ الصحّةُ و الأمان»؛ یعنی دو نعمت هستند که مردم غالباً قدرشان را نمیدانند: سلامت و امنیت. سلامت، ثمره تلاش تیمهای پزشکی و پرستاری است و امنیت ضامن آرامش جامعه. ما همواره شاکر خداوندیم که توفیق خدمت در حوزه سلامت بیماران را به ما داده است. در دورههایی که مستقیم در بالین بیماران حضور داشتیم، تمام سعیمان بر این بوده که رضایت و آرامش بیماران را جلب کنیم.
پرستاری بیتردید حرفهای سخت و پراسترس است. از نظر شما چه عواملی برای موفقیت در این مسیر ضروریاند؟
دو عامل را بسیار اساسی میدانم: «علاقه» و «انگیزه».
وقتی فرد با علاقه مسیر خود را انتخاب کند، حتی سختترین لحظات هم برایش معنا و هدف دارد. علاقه، انگیزه خلق میکند و انگیزه سبب میشود هدفها با شور و جدیت دنبال شوند. یک پرستار عاشق کارش میتواند شیفتهای طولانی، بیماران بدحال و شرایط بحرانی را با انرژی و دلسوزی پشت سر بگذارد.
گاهی مثال میزنم؛ تصور کنید نیمهشب یکی از بستگانتان بیمار میشود و نگران از خواب بیدار میشوید. در همان لحظه، پرستاری هست که شاید ۱۰ بیمار در شرایط مشابه در بیمارستان دارد، استراحت نکرده و با وجود خستگی همچنان با مهربانی و تمرکز مشغول مراقبت است. این تعهد و عشق است که پرستاری را به یکی از ارزشمندترین مشاغل دنیا تبدیل میکند.
اگر بخواهید پیام کوتاهی به جوانانی که میخواهند وارد این حرفه شوند بدهید، چه میگویید؟
پرستاری فقط یک شغل نیست؛ یک رسالت انسانی است. اگر با عشق و باور قدم در آن بگذارید، مطمئن باشید خداوند به کارتان برکت میدهد و رضایت بیماران زیباترین پاداشتان خواهد بود.
در سالهای اخیر، پرستاران کشور با بحرانهایی مانند کووید‑۱۹ و سایر شرایط بحرانی روبهرو بودهاند. به نظر شما رفتار و عملکرد پرستاران در چنین شرایطی چگونه بود؟
اگر به تاریخ معاصر ایران نگاه کنیم، پرستاران همیشه در سختترین لحظهها درخشیدهاند. از دوران هشتسال دفاع مقدس تا بحرانهای اخیر، روحیه ایثارگری در این قشر ستودنی است. در زمان جنگ تحمیلی، هرچند تعداد پرستاران تحصیلکرده به اندازه امروز نبود، اما نیروهای داوطلب و آموزشدیده در هلال احمر به عنوان امدادگر به جبههها اعزام میشدند و عملاً تمام وظایف پرستاری را انجام میدادند.
نتیجه آن فداکاریها این بود که بسیاری از مجروحان جنگ امروز در سلامت زندگی میکنند؛ اگر آن زمان مراقبتها به درستی انجام نمیشد، بسیاری از آنان جان خود را از دست میدادند. حقیقتاً پرستاران در همان سالها ثابت کردند که چگونه عمل صحیح و مسئولیتپذیری میتواند جان انسانها را نجات دهد.
خوشبختانه امروز شرایط متفاوت است — نیروهای ما علمی، حرفهای و آکادمیک هستند؛ از سطح لیسانس تا دکتری در سیستم آموزشی کشور تربیت میشوند و توان علمی بسیار بالایی دارند. بعد از جنگ، پرستاران دوباره در دو دوره تاریخی دیگر آزمون خود را پس دادند: یکی دوران پاندمی کرونا و دیگری جنگ ۱۲ روزه اخیر که تیمهای واکنش سریع ما در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بلافاصله آماده خدمت شدند.
در دوران کرونا، زمانی که خانوادهها از بیماران خود دوری میکردند تا سلامتشان حفظ شود، این پرستاران بودند که با لباس محافظتی و ماسک در کنار بیماران ایستادند. جایی که هیچکس نمیتوانست نزدیک شود، پرستار با وجود خطر و خستگی، ساعتها کنار بیمار ماند. این همان ایثار خاموشی است که جامعه باید بیشتر قدرش را بداند.
از آن دوران سخت یاد کردید؛ آیا تجربه شخصی خاصی از آن زمان دارید که برایتان افتخارآمیز بوده باشد؟
بله، یکی از خاطرات تأثیرگذار مربوط به دوران همهگیری کرونا بود. یکی از دوستان جراح من در آن دوران مبتلا به کووید شد. مرتب با من تماس میگرفت و در شرایطی بود که واقعاً روحیهاش افت کرده بود و احساس بیپناهی میکرد. من تلفنی مدام کنارش بودم، راهنمایی میدادم، دلگرمی میدادم، اطلاعات حرفهای را با هم به اشتراک میگذاشتیم. بعدها خودش گفت که آن تماسها و حرفها تا چه اندازه در روحیهاش اثر مثبت گذاشته و در روند درمانش مؤثر بوده است.
این تجربه برای من یادآورد نفس واقعی پرستاری بود؛ اینکه پرستار فقط درمانگر نیست، حمایتگر و امیدبخش است.
لطفاً کمی درباره وضعیت فعلی نیروی پرستاری در مشهد و حومه توضیح دهید.
در مجموع، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و شهرستانهای تابعه حدود ۱۲ هزار نیروی پرستاری فعال داریم؛ این شامل پرستاران، کارشناسان اتاق عمل، هوشبری، فوریتهای پزشکی و کمکپرستاران است. این نیروها در بیمارستانهای دانشگاهی، مراکز بهداشت، اورژانسهای جادهای و پایگاههای سطح شهر مشغول ارائه خدمت هستند.
با توجه به وسعت شهر مشهد، جمعیت بالا و حضور زائران بسیار، حجم بیماران زیاد است و فشار کاری بالایی بر همکاران وارد میشود. طبق استاندارد جهانی، باید به ازای هر تخت بیمارستانی ۱.۸ پرستار فعال باشد، اما در کشور این عدد معمولاً پایینتر از یک است. خوشبختانه در مشهد میانگین ما ۱.۲ پرستار برای هر تخت است که از میانگین ملی بهتر است، ولی چون تعداد بیماران بدحال در این شهر زیاد است، فشار کاری بالاتر از آن چیزی است که آمار نشان میدهد. در بخشهای ویژه مانند ICU، گاهی به ازای هر دو تخت باید یک پرستار داشته باشیم، در حالی که در بیمارستانهای عادی شاید به ازای هر شش تخت یک پرستار باشد. لذا باوجود آمار بهتر، کار همکاران ما سنگینتر است.
در بحث نیروی انسانی هنوز کمبود داریم، اما تمام تلاش ما این است که با استخدامهای جدید و جذب نیروهای تازهنفس، فشار کاری را کاهش دهیم.
با این شرایط، چه توصیهای برای پرستاران جوانی دارید که تازه میخواهند وارد این حرفه شوند؟
دو نکته را همیشه به جوانان تأکید میکنم:
اول، علاقه و انگیزه. پرستاری حرفهای سخت است — بیداری شبها، مواجهه با بیماران بدحال، فشار روحی زیاد... اما اگر علاقه در دل انسان باشد، همهی این سختیها معنا پیدا میکند. بدون عشق به این کار، ادامه مسیر دشوار خواهد بود.
دوم، تسلط حرفهای و تخصصی. امروزه تجهیزات پزشکی روزبهروز پیشرفتهتر میشوند و پرستار باید مهارت استفاده از آنها را فرا بگیرد. هرچه دانش، تکنیک و ارتباط حرفهای او قویتر باشد، تأثیرش در سلامت بیمار بیشتر خواهد بود.
بنابراین توصیه من به پرستاران جوان این است که با عشق وارد شوند و با علم بمانند؛ آنگاه جامعه همواره به آنها خواهد بالید.
سخن پایانی شما برای مردم و جامعه چیست؟
مردم عزیز بدانند پرستار، نگهبان خاموش سلامت جامعه است. آنها بیوقفه در کنار بیماران میمانند، حتی در سختترین لحظهها. قدردانی واقعی از پرستار، فقط در کلام نیست؛ بلکه در رفتار، در حمایت و در احترام روزمره باید دیده شود. ما به عنوان جامعه، هرچه بیشتر ارزش این قشر را بشناسیم، سلامت و آرامش کشور ماندگارتر خواهد شد.