فاطمه دالوند، مدیرعامل شرکت تعاونی زنان روستایی شیروان بروجرد، زنی است که با عشقی عمیق به کار و خدمت به جامعه روستاییاش، مسیری الهامبخش را با ۳۴ هزار تومان آغاز کرد؛ سفری که از هشت سالگی و شروع کار در کنار پدر کشاورزش در خانوادهای پرجمعیت و پرتلاش آغاز شد و هدفش همواره این بود که روزی بتواند افراد بیشتری را مشغول به کار کرده و به اقتصاد خانواده و جامعه روستایی خود یاری رساند.
جرقه اصلی کارآفرینی او در کلاسهای آموزشی جهاد کشاورزی زده شد؛ جایی که با تشویق پدرش مبنی بر تواناییاش در درس خواندن و کار کردن، ایدهای در ذهنش شکل گرفت که چگونه میتوان یک شرکت را سازماندهی کرد. او میگوید:«من در یک خانواده پرجمعیت و پر از انگیزه بزرگ شدم؛ جایی که پدرم، که خود در بخش ترویج جهاد کشاورزی مشغول بود و همزمان به کار کشاورزی و دامداری نیز میپرداخت، نقش محوری داشت.
ُتعداد ما زیاد بود و این خود به انگیزهای تبدیل شده بود که هر کدام از ما تلاش کنیم تا با موفقیتهایمان، باعث افتخار پدر و مادر عزیزمان شویم.»
در سال ۱۳۷۳، این ایده با ۳۴ عضو و سرمایهای اندک، معادل ۳۴ هزار تومان، تبدیل به واقعیت شد و شرکت تعاونی روستایی زنان شیروان به ثبت رسید.
فعالیتهای این تعاونی با راهاندازی یک فروشگاه مصرف در منزل خود خانم دالوند شروع شد؛ محلی که مایحتاج روزمره روستاییان را به صورت تعاونی و با قیمت مناسب عرضه میکرد و با استقبال بسیار خوبی از سوی اعضا همراه بود. پس از آن، با دریافت اعتباری از جهاد کشاورزی، وارد عرصه تولید فرش دستباف شدند و توانستند ۳۰ تخته فرش را تولید و روانه بازار کنند.
قدم بعدی، تأسیس یک واحد اعتباری بود که شبیه به صندوقهای خرد عمل میکرد؛ زنان ماهیانه مبلغی پسانداز میکردند و این سرمایه جمعشده به تعدادی از اعضا با سود حدود ده درصد وام داده میشد تا هر کدام بتوانند یک کار کوچک خانگی را آغاز کنند. خانم دالوند تأکید دارد که برای اشتغال در روستاها، باید فرهنگ مشارکت را نهادینه کرد و این واقعیت را لمس کرده که با سرمایه اندک خانگی هم میتوان درآمدی هرچند کوچک برای خانواده ایجاد کرد و این تنها یک شعار نیست.
تحولآفرینی با آموزش کلید خورد؛ او با برگزاری دورههای آموزشی متعدد در داخل و خارج استان و حتی آموزش خانهبهخانه و تماس تلفنی، زمینه مشغول به کار شدن بسیاری از زنان را فراهم آورد، به طوری که اکنون تعاونی شیروان به مجموعهای پویا تبدیل شده که فعالیتهای متنوعی چون کشت گیاهان دارویی، انبارداری، کارگزاری بیمه روستاییان و عشایر، فروشگاه، و طرحهای مشارکتی در زمینههای خرید و فروش محصولات کشاورزی (مانند سیب، کلزا و گندم) را در کارنامه دارد؛ این شرکت همچنین با خرید سهام، زمین و ساختمان برای دفتر و فروشگاه، جایگاه خود را تثبیت کرده است.
اوجگیری در ایجاد اشتغال در سال ۱۳۹۹ رقم خورد؛ زمانی که پس از شرکت در یک نمایشگاه در تهران و همزمان با دوران کرونا، جرقه تولید ماسک توسط زنان روستایی در ذهن او روشن شد. این ایده با آشنایی با نمایندگان سازمان ملل به پروژهای بزرگ تبدیل شد که در چهار بخش (آموزش، حمایت، پک بهداشتی و خرید تجهیزات کارگاهی) تعریف شد.
در نتیجه این همکاری، شرکت تعاونی موفق شد طی دو سال، مبلغ هشت میلیارد و دویست میلیون تومان اعتبار بلاعوض از سازمان بهداشت جهانی جذب کند که صرف تجهیز چهل کارگاه در شهرستانهای ازنا، الیگودرز و بروجرد در زمینههایی چون خیاطی، بوجاری، نباتپزی، لبنیات و میوهخشککنی شد.
علاوه بر این، با بنیاد برکت نیز همکاری شد و برای حدود شصت نفر اعتبار در زمینه صنایع تبدیلی (ترشی، خیارشور، سبزی، میوهخشک) فراهم گردید. در مجموع، این تلاشها به ایجاد صد تا صد و پنجاه کارگاه کوچک منجر شده که به طور مستقیم و غیرمستقیم برای حدود سیصد تا چهارصد نفر اشتغالزایی کرده است.
خانم دالوند با رد کامل بهانه وشعار«نبود سرمایه و شغل»، پیام امیدی برای زنان دارد و میگوید: زنی داریم که با سرمایه ده هزار تومانی یک سوزن و نخ، کلی لباس میدوزد، گلدوزی میکند و در بهترین نمایشگاههای اروپایی شرکت میکند و به او میگویند کارآفرین.
هدف نهایی او سلامت جامعهای است که در آن زندگی میکند و معتقد است زنی که باسواد و شاغل باشد، میتواند فرزندان خوبی تربیت کند و دیگر محتاج کسی نباشد.
بزرگترین پاداش او جزئی از زنان رتبه برتر بودن نیست، بلکه احساس خوبی است که در پایان روز، با شنیدن دعای خیر کسانی که برایشان کار ایجاد کرده، به دست میآورد.