
به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی، محسن تقوی، خبرنگار بسیج در یادداشت خود نوشته است: یلدا در فرهنگ ایرانی، بیش از آنکه یک شب در تقویم باشد، آیینی اجتماعی برای تقویت صمیمیت و پیوندهای خانوادگی است؛ شبی که فلسفه وجودیاش بر دورهمبودن، گفتوگو و گرمکردن دلها در بلندترین شب سال استوار شده است. اما این آیین کهن، سالهاست زیر سایه سنگین گرانیهای معیشتی، آرامآرام از کارکرد اصیل خود فاصله گرفته و به دغدغهای اقتصادی بدل شده است.
در حافظه جمعی جامعه، یلدا با سادگی معنا پیدا میکرد. سفرهها شاید مختصر بود، اما معنا داشت. اصل بر حضور بود، نه نمایش. امروز اما پیش از آنکه سخن از دیدار و صلهرحم به میان بیاید، صحبت از قیمتهاست؛ قیمتهایی که بیوقفه بالا میروند و فرصت صمیمیت را محدود میکنند. یلدا، ناخواسته به شاخصی برای سنجش توان اقتصادی خانوادهها تبدیل شده است.
بهعنوان خبرنگار، گفتوگو با مردم در روزهای منتهی به شب چله، یک واقعیت مشترک را آشکار میکند؛ بسیاری هنوز به یلدا پایبندند، اما ناچارند آن را سادهتر برگزار کنند. این سادگی، همیشه انتخاب نیست؛ اغلب حاصل فشار است. خانوادهها میکوشند اصل دورهمی را حفظ کنند، حتی اگر سفره کوچکتر و انتخابها محدودتر شده باشد.
در این میان، اقشاری از جامعه عملاً یلدا را از زندگی خود کنار گذاشتهاند. نه از سر بیاعتقادی به سنت، بلکه بهدلیل دشواری تأمین نیازهای اولیه. برای این خانوادهها، شب چله تفاوتی با دیگر شبها ندارد؛ جز آنکه شاید حسرتی کوتاه، سنگینی آن را بیشتر کند. اینجاست که گرانی، فراتر از اقتصاد، به سرمایه اجتماعی و احساس تعلق جمعی آسیب میزند.
قشر متوسط، اما در میانه این فشار، تلاش میکند یلدا را زنده نگه دارد. یلدای این قشر، یلدای مدیریت هزینههاست؛ حذف برخی اقلام، حسابکردن خریدها و قناعت اجباری. با این حال، همین که خانوادهها هنوز دور هم جمع میشوند، نشان میدهد صمیمیت بهطور کامل مغلوب گرانی نشده است. یلدای امروزِ این قشر، یلدای ایستادگی آرام است.
تازهعروسها و دامادها نیز در این شرایط با چالشهای مضاعفی مواجهاند. انتظارات اجتماعی همچنان پابرجاست، اما واقعیتهای اقتصادی اجازه همراهی نمیدهد. یلدا برای آنها همزمان شبِ شادی پیوند و شبِ فشار هزینههاست؛ شبی که اگر تدبیر نشود، میتواند خاطرهای پراضطراب بهجا بگذارد.
گرانی، بیسروصدا به درون آیینها نفوذ کرده است. یلدا هنوز در تقویم رسمی کشور جای دارد، اما در عمل، برای بسیاری از خانوادهها از سفرهها عقب نشسته است. این عقبنشینی اگر ادامه پیدا کند، میتواند به تضعیف یکی از نمادهای همبستگی اجتماعی منجر شود؛ نمادی که قرنها با سادگی زنده مانده بود.
این وضعیت را میتوان در رفتارهای بازار نیز مشاهده کرد؛ جایی که مردم یکدیگر را به نخریدن، صبر و شکستن قیمتها دعوت میکنند. این صداها، اعتراض صرف نیست؛ روایت تلاش مردمی است که میخواهند حداقلهای فرهنگی خود را در شرایط دشوار اقتصادی حفظ کنند.
اگر یلدا قرار است همچنان بهعنوان آیین صمیمیت ایرانی زنده بماند، لازم است همه در قبال آن مسئولانهتر رفتار کنند. سیاستگذاران باید بدانند که گرانی فقط سفرهها را کوچک نمیکند، بلکه آیینها و پیوندهای اجتماعی را نیز فرسوده میسازد. نظارت جدیتر بر بازار، مهار قیمتها و حمایت واقعی از معیشت مردم، پیششرط حفظ سنتهایی است که سرمایه فرهنگی جامعه محسوب میشوند.
در کنار آن، اصناف میتوانند با انصاف و مردم با سادهگیری، سهم خود را در زنده نگه داشتن یلدا ایفا کنند. نمایش تجمل در روزگاری که بسیاری توان برگزاری یلدا را ندارند، نه همدلی، که فاصله میسازد. گاهی حفظ یک سنت، با دیده نشدن و قناعت معنا پیدا میکند، نه با رقابت و چشموهمچشمی.
یلدا اگر دوباره به اصل خود بازگردد، میتواند حتی زیر سایه سنگین گرانیهای معیشتی هم روشن بماند؛ به شرط آنکه صمیمیت را بر هزینه و معنا را بر ظاهر مقدم بدانیم.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛