به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد تقی غضنفری امام جمعه محمدشهر، مبنی بر اتحاد ملی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

همه برادران و خواهران عزیز نمازگزار و خود را دعوت و توصیه میکنم به حفظ تقواى الهى؛ این اصلِ حرکت یک انسان به سمت کمال و تعالى است.
اگر به توفیق الهى بتوانیم در عمل فردى، در عمل جمعى، در کار سیاسى، در کار اجتماعى، رعایت تقواى الهى را بکنیم، همهى خیرات و همهى الطاف الهى شامل حال ما خواهد شد.
درود و رحمت خداوند و ارواح مطهر شهدا عزیز و گرانقدر محمدشهر و حومه درود میفرستیم به روح ملکوای بنیانگذار جمهوری اسلامی امام امت رضوان الله سلام به محضر امام زمان و نائب برحق ولی امر مسلمین رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله عظما الامام خامنهای
۱۰ رجب مصادف است با میلاد امام محمد تقی (ع)، جوادالائمه (ع) (۱۹۵) ه. ق، الإمام الجواد علیه السلام
نعمة لا تُشکَرُ کَسَیِّئَةٍ لَا تُعْفَرُ]اعلام الدین: ۳۰۹
نعمتی که سپاسگزاری، نشود مانند گناهی است که آمرزیده نشود در معارف اسلامی سعادت انسان تنها در ترک گناه خلاصه نمیشود.
بلکه نحوه مواجهه با نعمتهای الهی نقشی اساسی در رشد یا سقوط معنوی وی دارد.
از این رو غفلت از شکر نعمت خود میتواند به اندازه گناهی نابخشوده خطرناک باشد؛ لذا امام جواد (ع) با بیانی نورانی هشدار میدهند
نِعْمَةً لَا تُسْکَرُ کَسَینَةٍ لَا تُغْفَرُ».
حکمت این تشبیه در پیامدهای مشترک آن نهفته است؛ زیرا نعمت بی شکر مانند گناه نابخشوده، انسان را به تدریج گرفتار، غفلت غرور احساس بی نیازی و قساوت قلب میکند و مانع استمرار فیض الهی میشود.
در منطق قرآن شکر شرط بقا، رشد و هدایت نعمتها است و کفران حتی بدون معصیت ظاهری نعمت را به عاملی علیه انسان تبدیل میکند.
از این رو علم مال قدرت و حتی قرآن اگر با شکر همراه نباشند میتوانند به فساد و خسارت بی نجامند.
در منطق قرآن نعمتهای الهی اموری خنثی و بی اثر نیستند؛ بلکه ابزار هدایت یا ضلالت انساناند.
تفاوت این دو مسیر به «شکر یا کفران» باز میگردد.
خداوند متعال میفرماید: «لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» (ابراهیم:۷)، این آیه یک قانون قطعی الهی را بیان میکند.
شکر نه تنها سبب افزایش، نعمت، بلکه موجب هدایت آن نعمت در مسیر صحیح است.
در مقابل کفران نعمت حتی اگر به ظاهر گناه محسوب نشود نعمت را از درون تهی کرده و آن را به عاملی علیه انسان تبدیل میکند.
از همین رو امام جواد (ع) نعمت بی شکر را هم سنگ گناه بی مغفرت معرفی میکنند؛ زیرا هر دو، مانع ادامه مسیر کمال میشوند؛ بنابراین یکی از حکمتهای این تشبیه آن است که ناسپاسی نوعی ظلم است.
قرآن کریم کفران نعمت را در کنار ظلم قرار میدهد، زیرا ناشکری انکار عملی ربوبیت الهی است.
گناه آمرزیده نشده حق خدا را ضایع میکند؛ نعمت ناشکر نیز چنین است با این تفاوت که غالباً با ظاهری عادی و بی خطر رخ میدهد.
برای مثال:
- علم بدون شکر به جای، فروتنی به غرور و تحقیر دیگران میانجامد.
ثروت بدون شکر به بخل تبعیض و بی عدالتی اجتماعی منتهی میشود.
قدرت بدون شکر به استبداد و خودکامگی ختم میشود.
در چنین وضعی نعمت نه تنها سودمند نیست بلکه فساد آفرین است؛ درست مانند گناهی که آمرزیده نشده و رها شده است.
حتی قرآن که اعظم نعم الهی است برای ظالمین، مایه خسران است.
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمِینَ إلا خساراً» (اسراء:۸۲)
واقعا چگونه میشود، قرآن که مایه هدایت است این افراد را هدایت نمیکند؟
جواب روشن است قرآن بدون شک مایه هدایت گمراهان است، اما به یک شرط گمراهانی که در جستجوی حق هستند به همین انگیزه به سراغ دعوت قرآن میآیند؛ و اندیشه خود را برای درک حق به کار میگیرند، اما متعصبان لجوج و دشمنان قسم خورده حق که با حالت صد در صد منفی به سراغ قرآن میآیند مسلما بهرهای از آن نخواهند داشت بلکه بر عناد و کفرشان افزوده میشود چرا که تکرار عمل خلاف به آن عمق بیشتر در جان آدمی میدهد.
همچنین، چون کافران به اوامر و نواهی قرآن عمل نمیکنند، نزول هر دستور جرمشان را بیشتر و خسارتشان را افزونتر میسازد.
حقیقت شکر در نگاه اهل بیت (ع) برخلاف تصور رایج شکر صرفاً یک ذکر زبانی نیست.
معارف ما شکر را یک حالت وجودی میدانند که تمام ابعاد زندگی انسان را در بر میگیرد.
از این رو شکر حقیقی دارای سه رکن اساسی است،
۱ شکر قلبی شناخت منعم و دیدن نعمت ازجانب خدا
۲ شکر زبانی حمد و ثنای الهی
۳ شکر عملی استفاده از نعمت در مسیر رضای خدا
امام صادق (ع) میفرمایند: «مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّى شُکْرَهَا» (الکافی (۹۶) ۲
کسی که خداوند نعمتی به وی ارزانی دارد و در دل آن را به عنوان نعمت خدادادی بشناسد، هر آینه شکر آن نعمت را گزارده است؛ بنابراین اگر نعمتی در مسیر گناه یا غفلت مصرف شود حتی اگر زبان به «الحمد لله» گویا باشد، این شکر کامل نیست.
بار دیگر همهى برادران و خواهران عزیز نمازگزار را دعوت میکنم به تقواى الهى.
رسول خدا صلى الله علیه و آله، رجب شهر الله و شعبان شهری و رمضان شهر امتی ماه رجب ماه خدا است و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است.
از حضرت سؤال شد چه معنا دارد سخنت که فرمودی ماه رجب ماه خدا است؟ حضرت پاسخ داد، زیرا ماه رجب ویژه آمرزش و مخصوص مغفرت است.
در این ماه خونی ریخته نمیشود حتی در جاهلیت نیز ماه رجب جزء ماههای حرام به حساب میآمد و جنگ و خونریزی در آن تعطیل میشد و در این ماه خداوند اولیا و محبانش را مورد آمرزش قرار میدهد و توبه شان را میپذیرد و آنان را از دشمنانشان میرهاند.
اعتکاف ودی روز بصیرت و میثاق امت با ولایت تاریخ انقلاب اسلامی ایران سرشار از روزهایی است که در آنها اراده الهی در متن حرکت آگاهانه مردم تجلی یافته و مسیر حوادث را به گونهای بنیادین تغییر داده است.
این روزها که رهبر معظم انقلاب اسلامی از آنها با عنوان «ایام الله» یاد میکنند، صرفاً مناسبتهایی تقویمی نیستند بلکه نقاط عطفی در تاریخ هویت ساز ملت ایران به شمار میآیند؛ روزهایی که نیت همت و بصیرت مردم زمینه ساز ظهور نصرت الهی میشود:
ایام الله روزهای جلوهی ویژهی خدای متعال است؛ گاهی نیت مردم همت مردم ارادهی مردم یک چنین روزی را میآفریند. (۱۳۹۷/۱۱/۲۹)
در میان این ایام الله، حماسه ۹ دی ۱۳۸۸ جایگاهی ممتاز و راهبردی دارد.
نماد پیروزی ملت ایران بر پروژههای پیچیده چندلایه و محاسبه محور آمریکایی - صهیونیستی برای بی ثبات سازی کشور عزیزمان در حماسه و یوم الله ۹ دی ۱۳۸۸ ملت ایران بر فتنه آمریکایی صهیونی پیروز شد، حماسه ۹ دی ۱۳۸۸ نقطه پایان فتنهای بود که با اتکا به جنگ نرم عملیات روانی تحریف افکار عمومی شکاف سازی اجتماعی و بهره گیری از غفلت برخی خواص طراحی شده بود.
دشمن با محاسبات غلط تصور میکرد میتواند با فشار رسانهای و حمایت علنی قدرتهای غربی نظام اسلامی را از درون دچار فروپاشی کند.
اراده مردمی ستون اصلی شکل گیری دو حماسه
نخستین و بنیادیترین وجه این یوم الله نقش محوری مردم و اراده آگاهانه ملت ایران است رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید میکنند که ایام الله محصول همت و اراده مردماند؛
ایام الله روزهای جلوه ویژه خدای متعال است؛ گاهی نیت مردم همت مردم اراده مردم یک چنین روزی را میآفریند. (۱۳۹۷/۱۱/۲۹)
در ۹ دی ۱۳۸۸ مردم پس از ماهها صبر روشنگری و عبور از فضای غبار آلود فتنه با حضوری خودجوش گسترده و معنادار به میدان آمدند و مرز روشنی میان جریان انقلابی ملت و جریان فتنه ترسیم کردند، این حضور واکنشی احساسی و زودگذر و هیجانی نبود بلکه نتیجه بصیرت جمعی و تحلیل صحیح صحنه بود.
ملت ایران در این روز نشان داد که در بزنگاههای تاریخی قادر است با تشخیص درست مسیر حوادث را اصلاح کند.
در حکمت ۳۱ نهج البلاغه حضرت یقین را یکی از ارکان ایمان میدانند و در تعریف یقین میفرمایند
وَ الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَع شُعَبٍ: یقین نیز بر چهار شاخه استوار است عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ بر بینش هوشمندانه و عمیق وَ تَأَوَّلِ الْحِکْمَةِ و پی بردن به دقایق حکمت وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ و پند گرفتن از عبرتها وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِینَ؛ و اقتدا به روش پیشینیان (صالح).
فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَةِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَةُ وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَکَأَنَّمَا کَانَ فِی الأولین، کسی که بینایی هوشمندانه داشته باشد حکمت و دقایق امور برای وی روشن میشود و کسی که دقایق امور برای وی روشن شود عبرت فرا میگیرد و کسی که درس عبرت گیرد چنان است که گویا همیشه با گذشتگان بوده است.