قزوین_ به گزارش بسیج، حوادث سال ۱۳۸۸ از جمله رخدادهایی بود که در آن سیاست، رسانه، هیجان اجتماعی و مداخلهگری بیرونی در هم تنید و فضایی غبارآلود را بر افکار عمومی حاکم کرد. در چنین شرایطی، تشخیص حقیقت از روایتهای متکثر و بعضاً هدفمند، به امری دشوار تبدیل شد. آنچه این مقطع را از بسیاری بحرانهای سیاسی متمایز میسازد، تلاش سازمانیافته برای تضعیف اعتماد عمومی به سازوکارهای قانونی و مشروعیتزدایی از ارکان نظام بود؛ فرآیندی که در ادبیات سیاسی از آن بهعنوان «فتنه» یاد میشود، یعنی اختلاط حق و باطل، بهگونهای که تشخیص مرزها برای بخشی از جامعه دشوار گردد.
در این بستر، ۹ دی را باید واکنش اجتماعیِ معنادار به یک وضعیت استثنایی تلقی کرد. حضور مردم در این روز، برخاسته از ادارک جمعی نسبت به مخاطرات پیشِرو بود؛ مخاطراتی که اگر مهار نمیشد، میتوانست ثبات سیاسی، امنیت اجتماعی و انسجام ملی را با آسیبهای جدی مواجه سازد. این کنش جمعی را میتوان مصداق «بازگشت جامعه به عقلانیت نهادی» دانست؛ جایی که مردم، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، بر حفظ چارچوبهای قانونی و اصل نظام سیاسی بهعنوان ظرف حل اختلافات تأکید کردند.
بصیرت ملی، حاصل ترکیب آگاهی تاریخی، تجربه سیاسی و قدرت تحلیل اجتماعی است. جامعه ایران در سال ۱۳۸۸، با تکیه بر همین مؤلفهها، توانست میان نقد درونساختاری و براندازی برونزا تفکیک قائل شود. ۹ دی تجلی همین تفکیک بود؛ روزی که پیام روشنی به بازیگران داخلی و خارجی مخابره شد: مسیر اصلاح و اعتراض، از مجرای قانون میگذرد و هرگونه تلاش برای بیثباتسازی، با واکنش آگاهانه جامعه مواجه خواهد شد.
نکته مهم در تحلیل حماسه ۹ دی، نقش مردم بهعنوان کنشگر اصلی است. این رخداد، برآیند انباشت فهم و نگرانی عمومی نسبت به آینده کشور بود. گستره جغرافیایی، تنوع اجتماعی و استمرار پیام این حضور، نشاندهنده آن است که جامعه به سطحی از خودآگاهی سیاسی رسیده بود که میتوانست در بزنگاه تاریخی، نقش تنظیمگر را ایفا کند.
از منظر امنیت ملی، ۹ دی واجد اهمیت راهبردی است. تجربههای تطبیقی در سایر کشورها نشان میدهد که بحرانهای انتخاباتی، در صورت تداوم و تشدید، میتوانند به شکافهای عمیق اجتماعی و حتی فروپاشی نظم سیاسی منجر شوند. در ایرانِ ۱۳۸۸، این خطر بهواسطه مداخله رسانهای و سیاسی برخی بازیگران خارجی پررنگتر شده بود. حضور مردم در ۹ دی، عملاً پروژه شرطیسازی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی نظام را با شکست مواجه ساخت و معادلات طراحان بیثباتی را بر هم زد.
در سطح کلانتر، ۹ دی را باید بهعنوان یک درس تاریخی برای نسلهای بعدی بازخوانی کرد. این رخداد نشان داد که دموکراسی بدون قانون، آزادی بدون مسئولیت و اعتراض بدون مرزبندی، میتواند به ابزاری علیه منافع ملی تبدیل شود. در عین حال، پیام ۹ دی نفی نقد و مطالبهگری نبود، بلکه تأکید بر لزوم صیانت از چارچوبهایی بود که امکان اصلاح و پیشرفت را در بستر امن و عقلانی فراهم میکنند.
در نهایت، حماسه ۹ دی را میتوان نقطه تلاقی «آگاهی سیاسی» و «غیرت ملی» دانست؛ حماسهای که ثابت کرد جامعه ایران، در لحظات حساس، قادر است از سطح واکنشهای احساسی عبور کرده و با نگاهی راهبردی، از کلیت نظام و منافع بلندمدت کشور دفاع کند. بازخوانی این حماسه، برای تقویت سرمایه بصیرت در مواجهه با فتنههای پیچیدهتر آینده ضروری است؛ فتنههایی که شاید شکل و ابزارشان تغییر کند، اما معیار تشخیص و ایستادگی در برابر آنها، همان عقلانیت و بصیرت ملیِ متجلی در ۹ دی خواهد بود.
انتهای پیام/۱۰۱۰
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛