
محمد تمکینوش برادر شهید حسنتمکینوش از شهدای هشت سال دفاع مقدس، در گفتوگو با خبرگزاری بسیج از آذربایجانغربی، گفت: برادرم همیشه به من توصیه میکرد در خدمت پدر و مادرم باشم همچنین سعی کنم انسان موفقی باشم تا والدینم به من افتخار کنند، بنابراین همواره سعی کردم در این راه قدم بردارم و پدر و مادرم را از خودم راضی نگه دارم چراکه در این صورت رضایت برادر شهید خودم را نیز جلب کردهام.
این برادر شهید ادامه داد: برادرم فردی پرتلاش، ساعی، دیندار و منظم بود همچنین ورزشکار نیز بود و این باور را داشت که باید همیشه از آمادگی جسمانی برخوردار باشیم؛ ایشان دانشجوی اتومکانیک دانشگاه تبریز بود که از آنجا انصراف داد و در حوزه علمیه تبریز و قم ادامه تحصیل داد.
وی ضمن ابراز خشنودی از اینکه با برادر شهیدم ارتباط خوبی داشتم و همواره در کنار ایشان بودم و خاطرات زیادی از او دارم، افزود: آخرین خاطره من به زمانی مربوط میشود که باهم سوار اتوبوس شدیم تا او به قم برگردد من نیز به دبیرستان بروم ولی به من تِشر زد که این آخرین دیدار ما است؛ با وجودی که بیش از 35 سال از شهادت برادرم میگذرد اما هنوز وقتی این خاطره برای من یادآوری میشود اشک میریزم.
تمکینوش اضافه کرد: همرزمهای برادرم از او یک خاطره نقل میکنند که «برادرم آرپیجیزن بود و در یکی از عملیاتها از ناحیه بازو مجروح میشود، پس دوستانش از او میخواهند به عقب برگشته و جراحت خود را مداوا کند اما حسن قبول نمیکند و میگوید اگر من برگردم بقیه خواهند گفت که طلبه فرار کرد، پس عمامه خود را باز کرده و با قسمتی از آن جراحت خود را میبندد؛ تا آخرین لحظه به مبارزه ادامه داد تا اینکه بر اثر اصابت ترکشی به سینه اش شربت شیرین شهادت نوشید .
حسن تمکین وش ، یکم شهریور 1341، در شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود.پدرش صالح و مادرش زرنشان نام داشت.تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سپس به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت؛ طلبه بود و از سوی سپاه پاسداران در جبهه حضور یافت.
بیست و پنجم دی 1365، در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.
پیکر وی در باغ رضوان زادگاه به خاک سپرده شد.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛