
به گزارش خبرگزاری بسیج گیلان؛هما اکبری:روایت مرضیه نبوی نیا پرستار شهیده، ام الزینب ۵ ساله و حافظ قرآن ، قرار است روایت شود.اما چقدر سخت است از شخصی نوشتن،گفتن،خواندن و دیدن که شخصیت حقیقی و حقوقی اش چند وجهی است .
دراین چند روز شنیده ها که هیچ دیده ها تصاویر بسیار را ثبت کرده بودند که هر کدام از آنها روایت مفصلی را می طلبند.
کمی از بانی این روایت بگویم،دشمن همیشه حاضر و تا بن دندان مسلح بعد از ناکامی در جنگ ۱۲ روزه با تغییر راهبرد و با جنگ ترکیبی؛ چون ایجاد آشوب و نا آرامی وارد میدان شده است،جنگی که مقام معظم رهبری با اشاره به شیطنتها و توطئههای دشمن در نوع ورود، هشدار به این جنگ ترکیبی داده بودند.
با افزایش قیمت ها و فشار اقتصادی بر مردم و فراهم شدن بستر اعتراض و نارضایتی فرصت مناسبی برای دشمن شد تا مردم را به کف خیابان بیاورد و این دشمن مزدور از خود عوامل داخلی برای بازیگری این توطئه اش استفاده کردو گیلان همیشه قهرمان و شهید پرور همچون استان های دیگر کشور از این جنگ وطنی درامان نبود.
دی ماه پر آشوب؛ روایت یک درمانگاه در قلب آشوب
دی ماه، ماهی که گیلان را در التهاب فرو برد. در پنجشنبه و جمعهای (۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴) که مردم معترض از وضعیت معیشتی خود، از آشوبگران فاصله گرفته بودند، دشمن با تغییر راهبرد و استفاده از جنگ ترکیبی، وارد میدان شد.
دشمن با افزایش قیمتها و فشار اقتصادی بر مردم و فراهم شدن بستر اعتراض و نارضایتی، فرصت مناسبی برای ایجاد آشوب و ناآرامی به دست آورد.
گیلان، همچون سایر استانهای کشور، از این جنگ داخلی در امان نبود. در این دو روز، شاهد تخریب داراییها، اموال عمومی و شخصی، بانکها و باجهها، و همچنین اماکن مقدس مانند مصلی، مساجد و قرآنسوزی بودیم.
در کنار این تخریبها، ضربه به نیروهای امدادی، وسایل نقلیه امدادرسان و درمانگاه محل خدمت نیز صورت گرفت.
درمانگاهی که محل درمان است شد محل شهادت
اینجا باید ایست کرد، اینجا منظور درمانگاه است ، موضوع روایت دراین مکان است درمانگاه ؛درمانگاه امام سجاد(ع)، درمانگاهی که نیروی تازه نفس ، محجبه ، مومن ، وظیفه شناس،صاحب القاب حضرت زهرا(س) ،ام الزینب ،حافظ قرآن که با وجود ته تغاری خانه و خانواده (به قول خواهرش؛ با شهادتش حالا دیگر بزرگ خانه و خانواده اش است) را برای پرستاری از بیماران، جذب کرده بود.
«مرضیه نبوی نیا»؛ پرستاری تا شهادت
مرضیه نبوی نیا، متولد ۱۳ آذر ۱۳۷۳ از شهر لاهیجان، پرستاری را شغلی برای ماندگاری و خدمت به مردم انتخاب کرده بود. او که به دلیل وظیفهشناسیاش، حتی در شرایط سخت جامعه نیز مصمم به خدمت بود، در نهایت در حین انجام وظیفه به شهادت رسید.

محمد حسینی، دوست و همکار شهیده، از همان ابتدای گفتگو با اشاره به یک سال آشناییاش با شهیده، از حسن خلق و مهربانی او میگوید: گاهی با توجه به شلوغی بخش و تعدد مراجعهکنندگان، برخی از آنها به دلیل وضعیت جسمی و جراحت، بسیار عصبی بودند. اما شهیده مرضیه با خوشاخلاقی، صبوری و مهربانی، همه امور بیماران را با تمام سختیها و فشارها انجام میداد.
وی این حد از مهربانی را هدیهای از خدا به قلب رئوف شهیده میداند و ادامه میدهد:شهیده مرضیه حافظ ۸ جزء قرآن بود و همیشه یک قرآن در اوقات فراغت داشت که مشغول قرائت آن بود. گاهی با تعجب از او میپرسیدیم که با وجود حجم کار، چرا هیچوقت عصبانی نمیشوید؟!
محمد حسینی با تاکید بر وظیفهشناسی شهیده افزود: در دوران جنگ ۱۲ روزه، با وجود فشارها و اضطراب حاکم بر جامعه، شهیده تابع شیفتبندی بود و تا لحظه آخر، باوجود حضور دشمنان داخلی در محوطه درمانگاه، از مسئولیتش کوتاهی نکرد. او معتقد بود تا زمانی که سرم بیمار وصل است، باید در محل بماند.
وی از ایمان و اعتقاد ویژه شهیده و عمل به اعتقاداتش میگوید و ادامه میدهد: در اکثر روزهای ماه رجب، شهیده روزه میگرفت حتی با وجود کمتوانی و ضعف، روزه گرفتن را ترک نمیکرد و در پاسخ به خواسته همکاران که از او میخواستند روزه نگیرد، میگفت: «نمیخواهم ایام خاص ماه رجب را از دست بدهم».
محمد حسینی با یادآوری از روزهای بعد از آشوب، از تسبیح جامانده روی میز کارش میگوید و ادامه میدهد:دائمالذکر بودن و ارتباط مستمر با خدا، از ویژگیهای برجسته شهیده بود. او به حدی در پاسخ به سوالات احکامی متخصص بود که به این نتیجه رسیدم او گلچین شده است. درست است که میگویند شهدا گلچین شدهاند، چرا که در روز بعد از آشوب، وقتی در محل درمانگاه حاضر شدم، تسبیح او روی میز کارش توجه مرا جلب کرد. آری، او تا آخرین لحظه هم در حال ذکر بود و مایه غبطه همگان شده است.
وی تبعیت کامل از مافوق را از دیگر ویژگی شهیده بیان میکند و میافزاید: هر زمانی که شیفت به نامش بود، «نه» نمیگفت، مگر اینکه مواقع اضطراری پیش میآمد و درخواست تغییر یا موارد دیگر داشت. حتی اگر موافقت با درخواستش نمیشد، هیچوقت اعتراضی و گلهای نداشت.
«شهادت» حقش بود
محمدحسینی با بیان اینکه «شهادت »مزد اخلاص، خدمت بی منت ، اخلاق حسنه ،مهربانی و با خدا بودن شهیده مرضیه بود، گفت: به شهادتش به حتم غبطه می خورم ، به عزتی که خدا به او داده است؛ این حجم از اخلاص ، فداکاری در بحرانی ترین شرایط نمود ویژه ای داشت ، در ارتباطی که در لحظات پایانی با او داشتم در تلاش برای راهنمایی خروج امن تر ، ایجاد آرامش در فضای ملتهب که او در آن محاصره بود امادر پاسخ و در گفتگو با من به جای طلب کمک ، نیروی امدادی و تشریح وضعیت موجود از من طلب حلالیت داشت و گفت:« حلالم کن و بگو که حلالم کنند »

وی با بغض فرخورده از اندوه فقدان مادر برای فرزند ۵ ساله، گفت: شهیده مرضیه نبوی نیا یک دختر ۵ ساله (بسیار شبیه به خودش )دارد ، دختری که به شدت به مادر وابسته است ، گاهی در گفتگو های که با هم داشتیم از شدت وابستگی دخترش می گفت:«اینکه گاهی وابستگی شدید در کاهش اشتها و غذاخوردن بدون من آشکار میشود»
مادر نمونه که دغدغه تربیت فرزندش را داشت
محمد حسینی با یادآوری از ایمان ، حجب،حیای خاص شهیده مرضیه گفت و تصریح کرد:شهیده یک بانوی نمونه بود و پایبند به اصول و اعتقادات و فوق العاده اسلامی ، وی علاوه بر تربیت نفسانی خود ،دغدغه تربیت درست از جمله حجاب و اخلاق برای فرزندش را داشت.
شهیده مرضیه با شهادتش ماندگار شد
وی از ماندگاری شهیده مرضیه نبوی نیا با شهادتش گفت و ادامه داد: در دوران آموزشی که مقارن با ماه مبارک رمضان بود بر روی سفره افطار دعای زمان افطارش «تایید شدن» از سوی مسئولین ذی ربط بود و می گفت :«خدا کند که نتیجه دوره آموزشی خوب باشد و در درمانگاه ماندگار شوم» چه خوب ماندگار شد ؛ماندگاری با شهادت .
پرستاران از عناصر حیاتی نظام سلامت با تاسی از حضرت زینب (س)که نماد ایثار ، فداکاری در جامعه است با تلاش ، از خودگذشتگی ، تلاش بی وقفه و مهربانی و از همه مهتر صبوری، یادآور نقش حضرت زینب (س)هستند
از جنگ و کرونا و بحران های مختلف انسانی که پرستاران با جامه سفید قهرمانان سفیدپوش جامعه گرفته تا الی آخر با همین الگو پذیری نه خسته می شوند و نه از خستگی می گویند و درصورت شهادت نیز عنوان شهید و یا شهیده مدافع سلامت در کنار قهرمان سفید پوش را از آن خود می کنند
در کتاب های متعدد از پرستاران امدادگر درایام هشت ساله دفاع مقدس پر است از فداکاری پرستاران امدادگر زن که با روحیه زنانگی اما شجاعت هرچه تمامتر دوشادوش مردان در خانه های های مختلف حاضرشده و نقش آفرین شدند.و باید گفت باز نیز هستند
و در این فصل از زمان، روایت شهیده مرضیه نبوی نیا بیان شد ، که چه خوب مزد اخلاصش را حضرت زهرا(س) داد و آن هم همچون خودش شهید شدن است .مومنه ، معتقد ، با حجاب در محاصره در آتش و سربلند از امتحان الهی آنجا که از وظیفه اش سرباز نمی زند ، آنجا که خدمت را اولویت سلامت خود می داند و آنجا که در آخرین لحظات وقتی دیگر از هر سو در محاصره آتش قرارمی گیرد طلب حلالیت دارد و کسی چه می داند که در چه مدت زمانی سوخت تا شهید شود.
شهادت،پایان راه نیست،بلکه آغاز یک ماندگاری ابدی است
در حالی که دشمنان با توطئهها و حملات خود، قصد دارند ارزشها و دستاوردهای ما را نابود کنند، شهادت مرضیه نبوی نیا، بار دیگر نشان داد که ایمان، مقاومت و فداکاری، سپر بلای ما در برابر این توطئههاست.
روایت زندگی «شهیده نبوی نیا» باید ما را به حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی و ایستادگی در برابر دشمنان، مصممتر کند.
«مرضیه نبوی نیا »با شهادتش، نه تنها نامش در تاریخ ماندگار شد، بلکه الگویی برای ایثار، فداکاری و از خودگذشتگی برای نسلهای آینده به جا گذاشت.
«شهیده نبوی نیا »نشان داد که چگونه میتوان با ایمان، اخلاق و عشق به مردم، در سختترین شرایط نیز با سربلندی ایستاد و به وظیفهاش عمل کرد. روایت زندگی شهیده نبوی نیا، یادآور این نکته است که شهادت، پایان راه نیست، بلکه آغاز یک ماندگاری ابدی است.

