
به گزارش خبرگزاری بسیج گیلان ،هما اکبری: گیلان همچون سایر نقاط کشور شاهد آشوب خیابانی و کشتار بی رحمانه و نا امنی و در یک جمله «صحنه جنگ وطنی به سرکردگی امریکا جنایتکار و اسرائیل غاصب »بود.
میزبان مهمان بودن آداب می خواهد آن هم شهدای وطن
گیلانیان برای میزبانی شهدا و نمایش شکوه اقتدار پادر میدان با بصیرتی هرچه تمامتر گذاشتند.
تشییع شهدای مدافع وطنی که مردانه ایستادند تا به حرم تجاوز نشود چرا که هنوز فریاد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در گوشه گوشه این کشور عزیز است که «ایران حرم است » و باید این حرم حفظ شود .بنابراین باید ایستاد و دفاع کرد،شده تا پای مال وجان.

بانوان از کوچه ها و خیابان های منتهی به سپاه مرکزی رشت وارد این نهاد مقدس شدند ، نهادی که دژ محکم و خار چشم دشمنان است .
جمعیت آن قدر زیاد بود که دیگر پذیرش ممکن نبود و به ناچار باید در کوچه و خیابان منتظر حضور پیکر شهدا باشند اما مگر دل طاقت سکوت و سکون را دارد ؟!چطور ممکن است بوی شهید را استشمام کنی اما فرصت دیدار نه !!
اینجاست که به پاس احترام به شهدا و بمنظور خونخواهی از قاتلان این کشتارها باید لعن و صد لعن نثار دشمن کرد.

پیکر شهدای مدافعان وطن هنوز در جایگاه شهدا در محوطه سپاه بود اما بیش از اینکه فریاد از این سمت و سو باشد ، از آن سو بود و اگر این سو بیشتر بود عجیب نبود چون دیدگان نظاره گر پیکر مطهر شهدا بود ، اما آن سو نه .
مردم بویژه بانوان با اذعان به اینکه هرچند شهید داریم و عزاداریم اما فرزندان این کشوریم ، از اینکه دشمن تا این حد تجاوز کرده به خانه مان ، به فرزندان این آب و خاک مان، آنها را بران واداشته است که آن را به گوش عالم برسانند.

با برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران تا آنجا که دستان یاری می کرد فریاد :«مرگ بر پهلوی» «مرگ برآمریکا»«مرگ بر اسرائیل »سرداده می شد.
این شعار در گذر زمان امروز از دهان اقشار مختلف بویژه کودکان دهه ۹۰ در حال خروج بود و بر دستان ۱۴۰۰ نیز بصورت دست نوشته برجسته تر از گذشته منعکس می شد.
دست پلید دشمن بیش از پیش بر همگان آشکار شده بود و اراده ها که در جهل و فریب خوردگی بسر می بردند با یک پیام به سراب دشمن پیوستند و مردم دراین اجتماع براین عقیده بودند که دیگر نباید مجال به آنها داده شود .

رسالت شهدا سوختن و رسالت ماجهادتبیین
نوبت به رجز خوانی خواهر شهیده نبوی نیا رسید ، در بالاترین مکان قرارگرفت تا نه فقط تصویرش بلکه صدایش را که صدای عموم مردم ایران بود به گوش اجنبی ها برساند ،افرادی که در خواب نفسانی و شیطانی گوش به فرمان شیطان بزرگ آمریکا شده بودند، منافقان داخلی و خارجی که از هوای این کشور تنفس می کند و با عملکرد نادرست و درواقع بی شرمانه خون شهدا را پایمال می کنند.
نبوی نیا خواهر شهیده عزمش جزم بود برای فریاد زدن(داغدار خواهربودن)، اما جزم تر شد برای فریاد زدن. وقتی سیل جمعیت را دید با قدرت و افتخار خودرا معرفی کرد ؛من معصومه نبوی نیا خواهر «شهیده مرضیه نبوی نیا » پرستار جوان گیلانی ، پرستار مدافع سلامت، مادر دختر ۵ ساله به نام زینب ، کسی که می توانست نباشد ،نماند و خودرا از وضعیت آشفته این روزها که دشمن در حال پیاده کردن نقشه شومش بود فاصله بگیرد اما همچون روزهای جنگ ۱۲ روزه ایستاد تا خدمت کند.
نبوی نیا در بخش دیگر صحبت هایش قاتل بودن شهیده مرضیه و دیگر شهدا و جانباختگان این روزها را ژیم پهلوی به فرمان آمریکا جنایتکار و اسرائیل بیان کرد و گفت :این رژیم منحوس همچون پدر و پدربزرگش با فراخوانی خانوادگی به نام اعتراض صحنه جنگی را تدارک دید تا آنها و سپر عملیات تروریستی مسلحانه کرد چرا که آنها که درد اقتصاد داشتند یک شبه خسارتهای بسیاری را برای ایران رقم زدند و فرزندان این خاک را همچون اماکن مقدس و قرآن سوزاندند.

وی رسالت خواهر شهیدش و دیگر شهدا را سوختن و فدا شدن و رسالت امروز ما ایرانیان را فریاد زدن دانست و گفت:این دست جنایات تازه نیست بلکه آن ها با دین اسلام مشکل دارند اما نمی دانند که ما ایستادیم تا پای جان و حالا ببینند این اقتدار و این افتخار مردم را.

پرچم سه رنگ ایران و قرآن؛ عَلَم گیلانیان
تشییع شهدای گیلانی و دیگر شهدا در ایران دراین ایام حماسی تر بود چرا که با دو عَلَم؛ قرآن و پرچم ایران وارد صحنه شده بودند و بر دوش خود پیکر مطهر شهدا را با حمل میکردند و بر دهان بر مسببین این جنایات لعن می فرستادند
رقص پرچم و بوی و تصویر قرآن سوخته دربین سیل جماعت خودنمایی می کرد، قرآن که کلام خدارا در برداشت این روزها مورد اهانت قرارگرفت و مردم از این خجل بودند و شاید به این دلیل در دستانش در حال قیام بودکه بگویند این دوعَلَم را به رهبری معظم انقلاب همیشه در بالا خواهد ماند .

کودکی که با دو دستانش قرآن را محکم چون کودک در آغوش گرفته بود، گفتگو با او به جهت گذر از این سیل جمعیت سخت بود ، به همان حال گذر گفت؛به ما گفتند که بدون وضو نباید به قرآن دست بزنیم چطور می شود که حالا گروهی آمدند و قرآن را آتش زدند .

همه آمدند برای ایران
دراین جمعیت هر سن، جنس با طیف های مختلف به عشق حرم (ایران )، مدافعان وطن چون سبزپوشان اسلام ، و شهدایی که مظلومانه، مظلومانه و بسیار مظلومانه به دست گرگ صفت به سرکردگی آمریکا و اسرائیل تکه تکه شدند.
نوجوانانی و جوانان که با در دست گرفتن عکس حاج قاسم مرد میدان های سخت در حال طی مسیر بودند و شاید این تصویر گویای این بود که بگوید حاج قاسم رفت اما ما هنوز هستیم ، ما با الگو گرفتن از سردار قهرمان هستیم پای این حرم .

بانوانی که شاید فریاد شعار دهنده به گوششان نمی رسید و یا آتش به اختیار شده بودند واز میان جمع فریاد میزدند «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن.» و جمعیت به اجبار که نه به اختیار انگار منتظر چنین فرصت و طلب این شهر باشند کوبنده تر و یکصدا این را فریاد می زدند.
هر سمت که نگاه می کرد خود روایت بود، تصویر بانوانی که کفن پوش آمدن تا بگویند در تشییع شهدا هستیم ، داغدار هستیم و دل غمین .چشمان پر از اشک ، سینه سوختن مارا نبیند ، عزم و اراده و این حضور کفن پوشی متن را که آماده این برای وطن جان بدهیم را ببین .

جمعیت در حال گذر و رسیدن به میعادگاه عاشقان (میدان شهدای ذهاب) بود اما مگر مسیر و طی مسیر و مسافت مهم است آنها اصلا به سر خیال رسیدن نداشتند چرا که با هر قدم آثار جنایت د شمن را بر در دیوار این شهر می دیدند، هنوز بوی و تصویر خون جوانان شهید ، بازار، مسجد ، درمانگاه و ویژه تر قرآن دیده می شد و می آمد و هر لحظه مصمم تر برای مطالبه انتقام انتقام از سوی مسئولین می شدند.
شاید مجال گفتگو نبود اما هر قدم ، هر نگاه و هر شعار ؛کلامی، دست نوشته و تصویر خود یک گفتگو که هیچ یک روایت بود روایت از ضرورت عشق به وطن ، ضرورت ولایتمداری و سرباز بودن برای حضرت آقا ،روایت ضرورت ایستادگی ، ضرورت انتقام و ضرورت فریاد زدن خباثت و جنایات دشمن علاوه بر تخریب و آشوب و ویرانی های برجا مانده ، کشتار جوانان و فرزندان این آب و خاک ا که مظلومانه به طرز وحشیانه به شهادت رسیدند.
آری مردم گیلان در تشییع شهدا و خیزش قیام علیه شیطان بزرگ با شجاعت و بصیرتی هرچه تمامتر دیگر و آتش به اختیار منتظر پیام و دعوت و فراخوان نبودند پا در میدان گذاشتند تا فریاد سوختن شهیده« نبوی نیا» و «فردی» و دیگر شهدا را به گوش عالم برسانند.