قزوین_به گزارش بسیج، در جنگهای کلاسیک، مرز بین پیروزی و شکست با خطوط قرمز جغرافیایی تعریف میشود؛ اما در «جنگ ترکیبی» و «فتنههای مدرن»، این مرز در «ذهنها» و «ارادهها» ترسیم میشود. بیانات راهبردی رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۷، که بر لزوم «شکستن کمر فتنه و فتنهگر» تأکید داشتند، در واقع تصویربرداری از یک نبرد نامتقارن تمامعیار بود؛ نبردی که دشمن در آن تمام اهریمنترین ابزارهای خود را به کار بست، اما با «معجزه وحدت» و هوشمندی فرماندهی کل، در دام «مکر الهی» گرفتار شد.
فرماندهی در طوفان؛ از مدیریت بحران تا خلق فرصت
نقش رهبر معظم انقلاب در فتنههای ۸۸، ۹۸، ۱۴۰۱ و به ویژه جنگ شهری و ترکیبی دی ماه، فراتر از یک رهبری سیاسی بود؛ ایشان دقیقاً در نقش «فرمانده میدانی» یک جنگ نامتقارن ظاهر شدند. در اوج آشوب و در شرایطی که دشمن به دنبال «مهندسی فروپاشی» بود، رهبری با ترکیب هوشمندانه قدرت سخت، چانهزنی دیپلماتیک و بسیج منابع داخلی، نه تنها تهدید را خنثی کردند، بلکه آن را به فرصتی برای بازتعریف «اقتدار استراتژیک» ایران تبدیل نمودند. ایشان ثابت کردند که در معادلات خاورمیانه، ایران یک بازیگری کلیدی است که توان مدیریت پیچیدهترین سناریوهای امنیتی را دارد.
بررسی یک فتنه چهارضلعی
فتنه عظیم دی ماه، یک اعتراض خودجوش نبود؛ بلکه اجرای یک «سناریوی کلاسیک» طراحیشده در اتاقهای فکر دشمن بود. این پروژه، بر چهار ستون خطرناک استوار بود که هر کدام به تنهایی میتوانست کشور را به لبه پرتگاه ببرد:
۱. خشونت ساختاریافته: ضلع اول، ایجاد «هرجومرج مطلق» بود. دشمن با به کارگیری فراگیرترین و هماهنگترین خشونت، میخواست امنیت روانی جامعه را هدف بگیرد تا شهروندان تنها به فکر حفظ جان باشند و از صحنه دفاع از نظام خارج شوند.
۲. حذف لایه میانی: پیچیدهترین و خطرناکترین ضلع، تلاش برای از میان برداشتن «مردم» بود؛ همان لایهایی که در طول تاریخ، حامی اصلی ایران بودهاند. دشمن میخواست با ایجاد یأس و ناامیدی، مردم را از صحنه خارج کند تا فتنه بدون مانع پیش برود.
۳. بلوف نظامی ناتو: ضلع سوم، تهدید به حمله نظامی بود. برنامه دشمن، استفاده از پایگاههای پنج کشور منطقه و ناوگان دریایی برای حمله به ایران در اوج آشوب داخلی بود؛ سناریویی که قرار بود ضربه نهایی را وارد کند.
۴. شکاف درونسیستمی: ضلع چهارم، ایجاد اختلاف در ارکان نظام بود. دشمن تلاش داشت با دامن زدن به بحثهای جناحی حول «ضرورت مقاومت» در برابر «کوتاه آمدن»، سکان اداره کشور را از دست رهبری خارج کرده و اقتدار سیاسی را فرو بریزد.
اتحاد مقدس؛ پادزهر مهندسی ادراک
دشمن در این جنگ، به خوبی میدانست که میدان اصلی، «ذهنها و ادراکها» است. هدف نهایی، تغییر فهم مردم و قضاوتهای آنها بود. اما راهبرد مقاومت، «وحدت ملی آگاهانه» بود. همان وحدتی که در بزنگاههای تاریخی، توانست تهدید نظامی را بیاثر کند. تظاهرات عظیم چند ده میلیونی در ۲۲ دی، در واقع یک «عملیات شناختی ضدحمله» بود؛ تکرار ۲۲ بهمن ۵۷ و واقعیت میدانی مردم ایران را به رخ جهانیان کشید و نشان داد که مردم و نظام، دو بدنهی جدا از هم نیستند، بلکه در یک «اتحاد مقدس» با هم گره خوردهاند.
نتیجه راهبردی؛ غلبه مکر الهی بر مکر شیاطین
مهار عوامل فتنه و موفقیت نهادهای امنیتی و نظامی، زنجیره این توطئه را پاره کرد. وقتی ضلع داخلی فتنه شکست خورد، ضلع حمایت نظامی خارجی (حمله ناتو) نیز دچار «فلج تصمیمگیری» شد. آنها منتظر بودند آشوب به آنها سیگنال حمله بدهد، اما با حضور مردم و اقتدار رهبری، نه تنها آشوب فروکش کرد، بلکه فتنهگران روانه زبالهدان تاریخ شدند.این روایت، درسی تاریخی است: هرچند کوهها از قدرت نیرنگ دشمن از جا کنده شوند، اما قدرت خداوند و وحدت ملت، بر تمام توطئهها احاطه دارد.
✍ #دکتر_مرتضی_امیری_نژاد
انتهای پیام/۱۰۰۷
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛