
خبرگزاری بسیج _ در پی حملات تروریستی مسلحانه آشوبگران در شاهرود، «حجتالله نصرتی» از بسیجیان پیشکسوت ایران اسلامی که سالها در دفاع از انقلاب و وطن خدمت کرده بود، به شهادت رسید.
احمد نصرتی فرزند شهید بسیجی مدافع امنیت «حجت نصرتی» در گفتگو با خبرگزاری بسیج، با اشاره به ویژگیهای پدرش اظهار کرد: پدرم متولد ۱ فروردین ۱۳۴۴ از روستای حسین آباد شاهرود، فردی بسیار متدین و دلسوز بود و همواره به انجام فرایض دینی و کمک به نیازمندان تاکید داشت.
وی با اشاره به افتخار حضور پدرش در جریان جنگ تحمیلی هشت ساله گفت: پدرم از ۱۶ سالگی عضو بسیج و از همان زمان به جبهه اعزام شد و پس از ۸ سال جنگ نیز با همان روحیه انقلابی و با ۱۵ درصد جانبازی (اصابت ترکش و شیمیایی) به خدمت به مردم و کشور ادامه داد.
پسر شهید با بیان اینکه پدرم تمام زندگیاش را وقف خدمت به انقلاب و نظام اسلامی کرده بود، افزود: پدرم بعد از جنگ، ۳۰ سال در لباس پاسداری به نظام و انقلاب با تمام وجود، خدمت کرد.
وی با اشاره به فعالیت های بعد از بازنشستگی پدر شهیدش گفت: او عضو هیات امنای مسجد و فعال بسیجی در پایگاه روستا حسین آباد و پایگاه شهید آوینی شهرک بود و علاوه بر خادمی امام حسین(ع) و امام رضا(ع) در ستاد بازسازی عتبات عالیات نیز فعالیتهای فراوان داشت.
فرزند این شهید والامقام تصریح کرد: شهادت پدر برای ما داغی بزرگ است، اما در عین حال، افتخار میکنیم که پدرمان در راه دفاع از وطن و امنیت مردم به شهادت رسیده است.
وی مقید به نماز اول وقت و جماعت بودن را از ویژگی های مورد تایید پدر شهیدش بیاد کرد و گفت: پدرم هر کاری که داشت موقع نماز کنار میگذاشت و هیچگاه نماز جماعت را ترک نمیکرد. او در تمام برنامههای مذهبی و ملی نیز با شور و شوق شرکت میکرد.

پسر این شهید، با اشاره به دوران پر آشوب دی ماه سال جاری گفت: پدرم در روزهایی که آشوبگران در تلاش برای فتنه انگیری بودند به همراه جمعی از بازنشستگان، برنامه ریزی برای خدمت به وطن داشت. او در طول این روزهای پر آشوب، نگران من بود و طی تماس هایی، از احوال من جویا می شد؛ در آخرین شب، طی تماس با من و احوالپرسی، از سفر روز دوشنبه اش به کربلا گفت .
وی از لحظه خبر شهادت پدر نیز چنین گفت: او در شب حادثه بعد از اینکه قصد حفاظت از وطن در میدان آزادی تا پارک لاله را داشت، با تیر مستقیم منافقین به سر، به شهادت رسید.
فرزند شهید نصرتی، با بیان اینکه خبر شهادت پدر را از طریق همکارانش شنید، گفت: سختترین شب زندگی من، همان شب بود. ساعت ۱:۳۰ بامداد ۱۹ دی ماه خبر را شنیدم؛ تا صبح خودم را نگه داشتم و ساعت ۷ صبح خبر را به مادر اطلاع دادم.
انتهای پیام/