۱۲ / خرداد / ۱۴۰۵ - 02 June 2026
06:22
کد خبر : 9742072
۱۱:۴۰

۱۴۰۴/۱۱/۰۶

نغمه بصیرتی در خصوص فتنه صهیونی آمریکایی

غلامپور دهسرخی شاعر بسیجی خراسان رضوی با قلم بصیرت افزای خود در خصوص اغتشاشات اخیر این مثنوی زیبا که آینه تمام‌نمای جامعه بیدار ایران اسلامی در برابر فتنه‌های رنگارنگ است را سرود.

از خاکریزهای جبهه تا کوچه‌های بیدار امروز، یک نخ ناگسستنی جاری است: هنر مقاومت مداوم. این مثنوی، آینه تمام‌نمای جامعه بیدار ایران اسلامی است که قامت برافراشته در برابر فتنه‌های رنگارنگ، یادآور پیمان دیرین خویش با خون شهیدان و عهد خود با آرمان‌های انقلاب است. جایی که دشمن، هنر خود را در تفرقه می‌بیند، ما هنر واقعی را در وحدت و ایستادگی می‌سراییم.

برشی از مثنوی

تا همیشه میشود یکرنگ بود 

پا بپای لاله های جنـــــــگ بود

 

تا همیشه می شود بیدار بود

جان به کف آمادۀ پیکار بود

 

تا همیشه می شود دلداده بود

در مسیر عاشـــــقی آماده بـــــود

 

تا همیشه می شود آگاه بود

در صــــف یاران روح الله بود

 

می شود از من رها و ما شویم

قطره قطره جمع، تا دریا شویم

 

می شود با لطف حق، با رهبری

خیبری بودن به رســم حــــیدری

 

در مسیر حق فداکاری کنیم

مکتب توحـــید را یاری کنیم

 

هیچ فرقی نیـــست هـــنگام نبرد

بین جنگ نرم وگرم و جنگ سرد

 

عشق هـــــم با مردم مــا آشناست

حافظ این مملکت خون خداست

 

دشمنان خواب پریشان دیده اند

توطئه در خـاک ایران چـــــیده اند

 

فتنه در راه است با طرحی جدید

فتنه ها شوم اند و منفور و پلـید

 

فــتنه های این زمــانه رنـگ رنــگ

می زند بر جسم وجان خسته چنگ

 

فتنه دور از خوی انسان می شود

آفت جان مسلمان می شود

 

فتنه، فتنه می شو د همچون خزان

می زند بر جان باغ و باغبان

 

کینه دارد با زن و فرزند مان

با تمـام هستی و پیوند مان

 

فتنه در قابِ دفــــاعِ از مـعاش

سر برون می آورد از اغتشاش

 

گاه گاهی، جنس فتنه مخملی است

حاصلش شمشیر بر فرق علی است

 

فتنه با حق چون مقابل می شود

فتنه ! فتنه ! فتنه قاتل می شود

 

فتنه از عمّال صهیون می شود

فتنه اینجا، تشنه خون می شود

 

فتنه زهری درپـــیاله مــــــی شود

قاتل طــــفلی دو ساله مـــی شود

 

فتنه قرآن را ، به آتش می کِشَد

دین و ایما را ، به آتش می کشد

 

فتنه ایران را، به یغما می برد

کشور جان را ، به یغما می برد

 

من نگفتم مثل چندین سال پیش

هست آرامش مــیان گرگ و میش

 

من نمی گویم که مردم بی غم اند

گر چـــه غم دارند، اما مــــــحکم اند

 

درد بسیار است و درمان بی شمار

راه چاره ، همـــت اســت و اقــــتدار

 

با بصیرت می شود آگاه شد

با شهیدان وطن هــمراه شد

 

چارۀ این کیـــنه و بـــخل و عناد

اتحاد است، اتحاد است، اتحاد

 

ما همیشه مرد میدان بوده ایم

پیرو راه شهــــــــــــــیدان بوده ایم

 

با نوای عشق همدم می شویم

سر فراز هر دو عالم می شویم

 

حرف ما این است هر فصل الخطاب 

پای دین هســــــتیم و پای انــــــــــقلاب 

 

      شاعر: غلامپور دهسرخی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید