قزوین_ در ادبیات سیاست بینالملل، برچسبگذاری امنیتی همواره یکی از ابزارهای قدرتهای بزرگ برای مهار بازیگران مستقل بوده است. تصمیم دونالد ترامپ در تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. اقدامی که بر اساس منطق «فشار حداکثری» و جنگ روانی طراحی شده است.
ترامپ در دوره ریاستجمهوری خود، سیاست خارجی آمریکا را به سطح تصمیمات هیجانی، شخصیسازیشده و متأثر از لابیهای امنیتی و صهیونیستی تقلیل داد. خروج یکجانبه از برجام، تشدید تحریمهای اقتصادی و در نهایت تروریستی خواندن نیروی رسمی نظامی یک کشور مستقل، حلقههای یک زنجیره واحد هستند که برای مهار قدرت جمهوری اسلامی از طریق بیثباتسازی سیاسی و روانی است.
اما نقطه خطای محاسباتی ترامپ دقیقاً همینجا است. او سپاه پاسداران را صرفاً یک نهاد نظامی تلقی کرده، در حالی که سپاه در واقع یک نهاد چندبعدیِ برخاسته از متن جامعه ایران است. سپاه، مولود انقلاب اسلامی و تبلور اراده مردمی برای صیانت از استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور است. همین پیوند عمیق با مردم، سپاه را به قدرتی تبدیل کرده که با ابزار تحریم و برچسبزنی قابل حذف نیست.
در سطح داخلی، کارنامه سپاه در چهار دهه گذشته گواه روشنی بر نقش آن در امنیتآفرینی پایدار است. از دفاع مقدس و مقابله با گروهکهای تجزیهطلب و تروریستی گرفته تا حضور مؤثر در مدیریت بحرانهای طبیعی، سازندگی و کمکرسانی در حوادثی چون سیل و زلزله. این حضور مستمر در بزنگاههای سخت، سپاه را به نهادی «مخلص» در ذهن جامعه ایرانی تبدیل کرده است. نهادی که امنیت را بهمثابه یک مسئولیت ملی دنبال میکند.
در سطح منطقهای نیز، نقش سپاه، بهویژه نیروی قدس، در مقابله با تروریسم تکفیری انکارناپذیر است. اگر امروز داعش بهعنوان یک پروژه امنیتیِ مهندسیشده شکست خورده، بخش مهمی از آن نتیجه مقاومت میدانی و هوشمندانه محور مقاومت به رهبری ایران و نقشآفرینی مستقیم سپاه پاسداران است. این همان واقعیتی است که آمریکا و متحدانش مایل به پذیرش آن نیستند؛ چراکه فروپاشی داعش، بهمعنای فروپاشی یکی از ابزارهای فشار ژئوپلیتیک غرب در غرب آسیاست.
تناقض آشکار در رفتار واشنگتن آنجاست که دولتی با سابقه مستقیم در ترور فرماندهان رسمی کشورها، حمایت از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی و سکوت در برابر کشتار غیرنظامیان، خود را در جایگاه قاضی مبارزه با تروریسم مینشاند. در چنین شرایطی، تروریستی اعلام کردن سپاه بیش از آنکه یک اقدام امنیتی باشد، اعترافی غیرمستقیم به شکست پروژههای آمریکا در منطقه است.
لذا تصمیم ترامپ نهتنها موجب تضعیف سپاه نشده، بلکه به افزایش انسجام داخلی و تقویت سرمایه اجتماعی این نهاد انجامیده است. جامعه ایران بهخوبی دریافته که هدف اصلی این اقدام، امنیت ملی و استقلال کشور است. به همین دلیل، واکنش افکار عمومی داخلی و حتی بسیاری از ناظران مستقل بینالمللی، بیانگر بیاعتباری این تصمیم است.
تصمیم نابخردانه ترامپ علیه سپاه پاسداران، نمونهای کلاسیک از سیاستگذاری شکستخورده مبتنی بر سوءبرداشت از واقعیتهای اجتماعی و امنیتی ایران و منطقه است. سپاه، بهعنوان نیرویی مخلص، مردمی و امنیتآفرین، با بیانیهها و تحریمها، قابل تضعیف نیست و این معادلات شکست خورده، امروز بیش از هر زمان دیگری به سود محور مقاومت در حال بازتعریف است.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰۱
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛