
در دورهای جدید جنگ رژیم غاصب اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، بسیاری از تحلیلگران غربی با تکیه بر الگوی جنگهای کلاسیک، تصور میکردند حذف فرماندهان کلیدی میتواند ماشین نظامی ایران را از کار بیندازد. اما واقعیت میدانی حکایت از حقیقتی دیگر دارد: «دکترین دفاع موزاییکی ایران».
این دکترین شامل موارد ذیل می باشد:
۱- عبور از هرم سنتی به شبکه سلولی
ساختار نظامی ایران برخلاف ارتشهای کلاسیک قرن بیستم که حالتی هرمی و متمرکز داشتند، به یک «شبکه سلولی» تغییر ماهیت داده است. در این الگو که از آن به عنوان «دفاع موزاییکی» یاد میشود، قدرت و تصمیمگیری در کل بدنه تقسیم شده است. هر منطقه جغرافیایی و هر واحد نظامی، مانند یک «تکه موزاییک» مستقل عمل میکند که در عین اتصال به کل تصویر، برای بقا و استمرار عملیات، وابستگی حیاتی به «رأس هرم» ندارد.
۲- استقلال عملیاتی؛ هر واحد یک ستاد فرماندهی
نقطه قوت دکترین موزاییکی ایران در «تفویض اختیار» است. در صورت بروز درگیری گسترده و احتمال اختلال در شبکههای ارتباطی مرکزی، واحدهای میدانی (اعم از موشکی، پهپادی و دریایی) طبق پروتکلهای «عملیات مستقل»، خود به یک ستاد فرماندهی کوچک تبدیل میشوند. این یعنی حذف یک فرمانده ارشد در تهران یا مراکز استانها، منجر به توقف آتش در خطوط مقدم یا مناطق استراتژیک نخواهد شد؛ چرا که «نقشه راه» قبلاً در تار و پود این موزاییک تزریق شده است.
۳- کادرسازی عرضی و جایگزینی بیولوژیک
ساختار دفاعی ایران نشان داده است که به جای تکیه بر «اشخاص»، بر «سیستمهای انسانمحور» استوار است. در این مدل، کادرسازی به صورت عرضی انجام شده؛ به گونهای که برای هر موقعیت فرماندهی، لایههای متعددی از جایگزینهای با تجربه و مطلع از جزئیات استراتژیک وجود دارند. این ویژگی باعث میشود سیستم دفاعی مانند یک موجود زنده، خاصیت «خودترمیمی» داشته باشد؛ یعنی با حذف یک سلول (فرمانده)، سلولهای مجاور بلافاصله خلأ ایجاد شده را پر کرده و از فروپاشی تصویر کلی جلوگیری میکنند.
۴- شکست محاسباتی استراتژی ترور
تجربه سالهای اخیر ثابت کرده است که تصور «فلجسازی از طریق حذف»، یک خطای محاسباتی بزرگ در اتاقهای فکر پنتاگون است. دکترین موزاییکی به ایران این امکان را داده که حتی در سختترین شرایط تحریمی و فشارهای نظامی، انسجام عملیاتی خود را حفظ کند. در واقع، قدرت دفاعی ایران نه در یک «نقطه واحد»، بلکه در «تکثر نقاط» پخش شده است. به همین دلیل، هیچ «هدف طلایی» وجود ندارد که با زدن آن، کل سیستم دفاعی ایران از هم بپاشد.
جمعبندی
در جنگ کنونی، آمریکا و اسرائیل با یک ارتش کلاسیک روبرو نیست که با شهادت فرماندهانش تسلیم شود؛ بلکه با هزاران «واحد موزاییکی» مواجه است که هر کدام به تنهایی توانایی تصمیمگیری، پایداری و ضربه زدن را دارند. استراتژی دفاع موزاییکی ایران، ابزار «حذف فیزیکی» را از یک تاکتیک تعیینکننده به یک اقدام پرهزینه و کماثر تبدیل کرده است. در این پازل پیچیده، هر قطعه خود یک کل است و این یعنی: «سیستم دفاعی ایران، سرناپذیر است.»
امین کوشکی
عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛