۳۱ / شهريور / ۱۴۰۵ - 22 September 2026
۰۱:۰۹
کد خبر : 9755511
۱۶:۵۷

۱۴۰۵/۰۲/۰۳
چند خط برای آنان که نامشان امنیت آفرین است؛

سپاه پاسداران، حماسه‌ای جاری که با خون شهدایش و اراده مردانش، امنیت و اقتدار را به تصویر کشید

سپاه پاسداران، حماسه‌ای جاری که با خون شهدایش و اراده مردانش، امنیت و اقتدار را به تصویر کشید
سپاه پاسداران، حماسه‌ای است جاری در رگ‌های تاریخ که از هورهای پرخروش تا آسمان‌های پرغرش، از دشت‌های سوزان تا آب‌های مواج، با خون شهیدان و اراده مردانش، امنیت را معنا کرده و اقتدار را به تصویر کشیده است.

قزوین_ سپاه را باید از جایی شناخت که زمین و آسمان این خاک به هم می‌رسند. از همان لحظه‌ای که مردانی در آغوش هور آرام گرفتند تا تاریخ بداند این خاک، فرزندانش را چگونه در دل خود جا می‌دهد. از نام‌هایی که هر کدام، یک جغرافیا از ایستادگی‌اند؛ از سردار شهید علی هاشمی، که هور را به محراب بدل کرد، تا آنانی که در امتداد همان راه، دریا را میدان غیرت کردند و موج‌ها را به اطاعت درآوردند.

 

سپاه، روایت مردانی است که مرز نمی‌شناسند. از دل دریا، نام سپهبد شهید علیرضا تنگسیری برمی‌خیزد. فرماندهی که اقتدار را در پهنه آب‌ها معنا کرد و نشان داد که امنیت، تنها بر خشکی نوشته نمی‌شود. آنجا که آفتاب، بی‌امان بر عرشه‌ها می‌تابد و موج‌ها، روایت خطر را زمزمه می‌کنند، این فرزندان سپاه‌اند که ایستاده‌اند، زنجیروار و پولادین.

 

و آسمان…

آسمان، شاهد رویاهایی بوده که به دست مردانی بزرگ، به واقعیت بدل شد. از سردار شهید حسن طهرانی‌مقدم، که افق را نه آن‌گونه که بود، بلکه آن‌گونه که باید باشد دید، تا سپهبد شهید امیرعلی حاجی‌زاده، که آسمان را به تسخیر اقتدار درآورد. اینجا، جایی است که رویا با اراده گره می‌خورد و از دل آن، قدرتی متولد می‌شود که معادلات را تغییر می‌دهد. حالا این روزها همه می‌دانند آسمان، دیگر دور نیست... آسمان، در دستان فرزندان قهرمان سپاه، نزدیک شد، رام شد و به زبان اقتدار سخن گفت.

 

حالا میدان‌های بزرگ، سپاه را می‌شناسد همچنان که در کوچک‌ترین سنگرها نیز، حماسه سپاهیان جاری است. از مرزهای شمال غرب، آنجا که کوه‌ها سر به فلک کشیده‌اند و سرما، نفس را می‌برد، تا جنوب شرق، جایی که گرما، جان را می‌آزماید؛ این رزمندگان‌اند که سینه‌های ستبرشان را سپر کرده‌اند. همان‌گونه که سپهبد شهید حسین سلامی گفت: «رزمندگان اسلام سینه‌های ستبری همچون کوه‌های سر به فلک کشیده شمالغرب دارند»؛ و این، حقیقتی ملموس است. در هر سنگر، در هر نگاه، تصویری از آمادگی، استقامت و اقتدار سپاهیان انقلاب اسلامی دیده می‌شود.

 

 یخبندان شب‌های کوه‌های بلند جاسوسان، همان‌جا که معراج‌گاه شهدای بلند آوازه سپاه است را باید دید؛ آنجا که سکوت، سنگین است و خطر، نزدیک. روزهای آتشین را باید لمس کرد؛ آنجا که خورشید، بی‌رحمانه می‌تابد و زمین، داغ است. در این میان، سپاه ایستاده است برای اعتلای خاک و اهتزاز پرچم مقدس ایرانِ جان. برای آنکه امنیت، بی‌وقفه ادامه داشته باشد؛ برای آنکه مردمان این سرزمین، بی‌دغدغه، زندگی کنند و برای اینکه، ایران حرم است.

 

سپاه، تنها در میدان نبرد تعریف نمی‌شود. آنجا که سفره‌ای خالی است، آنجا که دستی نیازمند است، باز هم این سپاه است که بی‌هیاهو می‌رسد. نان شب را به خانه‌هایی می‌برد که چشم‌انتظارند؛ امید را در دل‌هایی می‌کارد که خسته‌اند. اینجا، اقتدار، چهره‌ای از جنس خدمت دارد.

 

اما اوج این روایت، در شهادت است…

در لحظه‌ای که انسان، از همه چیز می‌گذرد تا همه چیز باقی بماند. شهدای سپاه، تنها نام‌هایی در تاریخ نیستند؛ ضربان‌هایی هستند که هر روز بیشتر در دل این سرزمین جاری‌اند. هر قطره خونشان، خطی از امنیت را ترسیم کرده است. آنان رفتند، اما ماندند؛ در نگاه مادران، در اشک پدران، در قامت استوار ملتی که می‌داند این ایستادگی، بهای سنگینی داشته است.

 

و آن سوی مرزها…

جایی که دلهره، خواب را از چشم دختران ربوده بود و دشمن، رؤیای تاریکی برای آینده‌شان دیده بود، باز هم سپاه منجی شد. آنجا که نام بلند آوازه مردی قهرمان، حاج قاسم سلیمانی، به نماد ایستادگی بدل شد و پوزه دشمن را به خاک مالید. او خودش را و جانش را وقف امنیت مردمی کرد که آه از نهادشان برآمده بود. وجود «پاسدار» حاج‌قاسم عزیز، به داد دل‌هایی رسید که در دوردست‌ها، امید را گم کرده بودند.

 

سپاه، حس امنیت را به قلب جوانان محور مقاومت بخشید؛ به آنان که در برابر تاریکی ایستادند و اجازه ندادند ظلم، ریشه بدواند. اینجا، دیگر سخن از یک جغرافیا نیست؛ سخن از یک جریان است، جریانی که از ایمان می‌آید و به آزادی می‌رسد.

 

از پشت لانچرها، از نگاه‌هایی که به افق دوخته شده، از دست‌هایی که بی‌لرزش، بر ماشه اراده تکیه داده‌اند، تا دل‌هایی که تنها برای خدا می‌تپد؛ همه و همه، تصویری واحد می‌سازند: تصویر اقتدار. اقتداری که از باور زاده شده است.

 

و در نهایت، سپاه، یعنی ایستادن در اوج خطر.

یعنی عبور از پیچ‌های تاریخی، برای ساختن فردا.

یعنی ماندن، وقتی رفتن ساده‌تر است.

این روایت، پایان ندارد…

چون سپاه، یک جریان است.

جریانی که از مقاومت در آب‌های نیلگون خلیج فارس شروع شد، از دریاها گذشت، فرزندانش را به هور سپرد، آسمان‌ها را با قدرت توانمندی‌های فرزندانش درنوردید، پرچم انقلاب از خمینی کبیر تا ظهور موعود(عج) را در قله‌های سرفراز این خاک برافراشت و در دل مردم جا گرفت.

و این حماسه تا حذف استکبار از زمین ادامه خواهد داشت… انشاا...

 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید