قزوین_جهان، خستهتر از همیشه بر شانههای انسان سنگینی میکند. انسان، این آفریده غریب خدا بر زمین، غرق در روزمرگی های پر تکرار است اما در اعماق جانشان چیزی آرامآرام میمیرد. حقیقتی که روزگاری انسان را به آسمان پیوند میزد. بشرِ امروز، بیش از آنکه گرسنه نان باشد، تشنه معناست و «عرفه» درست در میانه همین عطش تاریخی طلوع میکند. چونان بارانی بر کویر روح.
عرفه، روز بازخواست روح از خویشتن است. روزی که انسان، ناگهان در آینه ابدیت میایستد و فاصله عمیق میان آنچه هست و آنچه باید باشد را میبیند. روزی که همه هیاهوهای دنیا رنگ میبازند و آدمی میماند و قلبی که سالها زیر آوار غرور، گناه، غفلت و دلبستگیهای پوسیده دفن شده است.
در عرفه، اشک، زبان مشترک تمام دلهای شکسته جهان میشود. چه رازی در این روز نهفته است که میلیونها دل، بیقرار آسمان میشوند؟ چه اتفاقی در عرفات رخ میدهد که تاریخ، هر سال در این نقطه به زانو درمیآید؟ اینجا سرزمین شناخت است؛ جایی که انسان، خدا را با تمام شکستگیهایش لمس میکند.
عرفه، روز فرو ریختن انسانِ متکبر است.
روزی که ثروتها، مقامها، شهرتها و تمام نقابهای دنیوی از چهره آدمی کنار میروند. در عرفه، همه شبیه هماند؛ پادشاه و کارگر، پیر و جوان، گناهکار و عابد. همه آمدهاند تا اعتراف کنند بدون خدا هیچاند.
و درست همینجاست که دعای عرفه سیدالشهدا(ع)، از دل تاریخ برمیخیزد؛ دعایی که قیام روح انسان علیه تاریکی است. امام حسین(ع) در عرفه، خدا را برای حقیقت هستی صدا میزند. انسانی که پیش از عاشورا، در عرفات به بلندترین قله بندگی رسیده است.
در دعای عرفه، حسین(ع) انسان را دوباره تعریف میکند؛ موجودی که از خاک است اما عرش اعلا قدمگاه جلوس اوست. عرفه، مدرسه ساختن چنین انسانی است.
عرفه روز بیداری است.اشک در عرفه، نشانه زنده بودن قلب است. تنها دلهای زنده گریه میکنند. تنها روحهایی که هنوز به نور ایمان متصلاند، در برابر عظمت خدا میشکنند. عرفه، روز شکستن بتِ «منیت» است و تا این بت فرو نریزد، راهی به سوی خدا گشوده نمیشود.
چه بسیار انسانهایی که در عرفه، دوباره متولد شدهاند. چه بسیار دلهایی که در همین غروب، از تاریکی نجات یافتهاند و چه بسیار اشکهایی که سرنوشت انسان را تغییر دادهاند.
عرفه، مقدمه عاشوراست.
کربلا از عرفات آغاز میشود.
انسانی که در عرفه به معرفت نرسد، در عاشورا به میدان نمیآید. حسین(ع) نخست در عرفات، دل از دنیا برید و سپس در کربلا، خون خویش را تقدیم حقیقت کرد. عرفه، تمرین دلکندن است؛ تمرین عبور از خویش برای رسیدن به خدا.
امروز، جهان دوباره محتاج عرفه است.
دنیایی که انسان را به ماشین مصرف، قدرت و لذت تبدیل کرده، بیش از هر زمان دیگری نیازمند روزی است که روح را به آسمان بازگرداند. بشر امروز، زیر آوار تکنولوژی و هیاهو، خدا را گم کرده است و عرفه آمده تا دست انسان را بگیرد و دوباره به سمت نور ببرد.
عرفه، روزی است که خدا هنوز درِ رحمت را نبسته است. روزی که هنوز میشود برگشت.
هنوز میشود از ویرانههای خویش برخاست.
هنوز میشود آسمانی شد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰