
روایت دوم؛ مذاکره با آمریکا یعنی شکست؟
گفتگوی اختصاصی خبرگزاری بسیج با حجت الاسلام موسی پولادی مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه حضرت ولیعصر (عج) خوزستان:
سوال مخاطبان خبرگزاری بسیج: آیا مذاکره نمایندگان جمهوری اسلامی با نمایندگان آمریکا به معنای شکست است؟ از دید برخی این شبهه مطرح میشود که «بله، ما داریم تسلیم میشویم، داریم شکست میخوریم». خواستم شما در مورد این موضوع صحبت بفرمایید.
مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه حضرت ولیعصر (عج) خوزستان: اساساً مذاکره به خودی خود بد نیست، خوب است. مذاکره یک وسیله است، یک بستر. کسانی که در مذاکره اراده میکنند که اراده و خواسته خودشان را به طرف مقابل تحمیل کنند، اگر در این موضوع موفق شدند، مذاکره خیلی خوب است. اگر موفق نشدند و طرف مقابل اراده خودش را بر این طرف تحمیل کرد، مذاکره بسیار بد است، لذا اینکه عنوان کنیم «صرفاً مذاکره چیز بدی است» چنین چیزی نداریم. یا یک عدهای مطلقاً مذاکره را راه برونرفت از همه مشکلات بدانند، این اشتباه است. مذاکره به خودی خود مذاکره است، یک زمین دعوا و درگیری و در اصل یک میدان نبرد است.
در این میدان نبرد، همانند میدان نظامی در میدان جنگ (گاهی اوقات اصلاً جنگ گریزناپذیر است) در میدان جنگ کسی بهره میبرد که اراده خودش را بر طرف مقابل تحمیل کند و در طرف مقابل نسبت به طرف مقابل کوتاه نیاید، اراده خودش را تأمین بکند. در مذاکره هم به خودی خود، صرف مذاکره خوب و بد نیست.
ما در حالی که در حال جنگ بودیم و جنگ نامتقارن و تحمیلی تمدنی بر ما تحمیل شد، هم ملت ما مبعوث شد و با حفظ انسجام به خیابانها آمد، هم نیروهای مسلح ما با تمام وجودشان به میدان آمدند. رهبرمان را شهید کردند؛ عزاداری نکردیم، گریه نکردیم. مثل حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع)، وظیفه و تکلیفمان مشخص بود. حماسه خلق کردیم و بلافاصله پاسخهای خود را آغاز کردیم.
تاجایی که روز دهم جنگ، طرف مقابل پیغام پشت پیغام فرستاد، واسطه فرستاد که «بنشینیم آتشبس و مذاکره کنیم». مردم و مقامات می دانستند که در روز دهم، توقف جنگ به نفع ما نیست. ما باید دست برتر را به صورت مطلق در دریا، در مرزها، در شهرها پیدا می کردیم، بعداً به سمت پذیرش سکوت میدان در صورت ضرورت میرفتیم.
از روز دهم به بعد، روزی نبوده که واسطهها از طرف آمریکای جنایتکار پیغام آتشبس نیاورند. ما از روز دهم تا روز چهلم جنگیدیم، و در همه میادین تاخت و تاز کردیم. حتی در بحث تجاوز زمینی آمریکا که به «طبس دو» معروف شد، دست خدا هویدا شد و آمریکا رسوا شد.
یک نمونه از داشتههای آمریکا را نام ببرید که در این میدان باعث افتضاح برای آنها نشده باشد. ناوها، هواپیماهای سوخترسان، اف۳۵ها، هواپیماهای آواکس، پایگاههای نظامیشان در منطقه و رژیم اشغالگر صهیونیستی در این میدان آسیب دیدند.
بالاخره در روز چهلم، تمام دنیا شاهد بود که ما دست برتر را داریم؛ ما اراده خودمان را تا آن مقطع تحمیل کرده بودیم. وقتی در داخل کشور به این جمعبندی رسیدند که اگر بخواهیم آتشبس را -البته از دیدگاه دشمن آتشبس- بپذیریم؛ به تعبیر امام عزیز و حکیممان: «بر فرض فرا رسیدن ضرورت، دوران سکوت میدان» (نه توقف میدان، سکوت میدان). آن روز، روزی بود که این مطلب دیگر قابل پذیرش بود. بر همین اساس، ما آنجا دوران سکوت میدان را پذیرفتیم و مذاکرات را دنبال کردیم. البته مذاکرهای که الان مطرح است، به معنای مذاکرهای که قبلاً وجود داشت نیست.
اکنون ما با آمریکایی روبهرو هستیم که پیش از این میگفت: «یا جنگ یا مذاکره؛ در هر دو صورت یعنی تسلیم». اما امروز آمریکایی را میبینیم که سه جنگ را بر ما تحمیل کرده و در این جنگ سوم نیز با این افتضاح شکست خورده است. ایران دست برتر را دارد. در بُعد نظامی، ما اکنون دست برتر را داریم. در اتحاد درون کشور نیز به اوج خود رسیدهایم. از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون، چنین اتحادی وجود نداشته است: اتحاد بین مردم، اتحاد بین مردم و دولتمردان، اتحاد بین دولتمردان و مسئولان، اتحاد بین نیروهای مسلح با مردم و مسئولان. اصلاً در طول تاریخ انقلاب اسلامی، این میزان همبستگی در این حد و اندازه بیسابقه بوده است.
لذا در این پیغامهایی که اکنون در دوران آتشبس و پس از تثبیت میدان، بین ایران و آمریکا رد و بدل میشود و تحت عنوان مذاکرات از آن یاد میشود، شرایط کاملاً متفاوت است. این مذاکرات دیگر مانند مذاکرات پیش از این جنگ نیست و خواستههای آمریکا نیز هرگز نمیتواند به شکل سابق باشد و نیست.
قبل از جنگ، مذاکرات از سوی آمریکا حول محور مسائل هستهای، موشکی و منطقهای متمرکز بود، اما در مذاکرات اخیرِ پس از جنگ، تمرکز اصلی بر روی «باز کردن تنگه هرمز» است.
ما در این مذاکرات، تنها پیرامون موضوعاتی گفتوگو میکنیم که خودمان صلاح بدانیم:
در این مرحله از مذاکرات، هیچ بحثی پیرامون موضوع هستهای نداریم. ضمن اینکه حتی در مراحل بعدی نیز دیگر چیزی به نام مسائل موشکی یا منطقهای مطرح نخواهد بود – علیالبدل هم مطرح نخواهد شد.
اما اگر خواستههای ما تحقق یابد (توجه داشته باشید که قرار نیست ما چیزی در برابر آن بدهیم)، و آن مطالباتی که خواستارش هستیم دقیقاً اجرایی شود، آنگاه پس از گذشت ۳۰ تا ۶۰ روز تصمیم خواهیم گرفت که آیا پیرامون مسئله هستهای مذاکره کنیم یا نکنیم – و اگر کنیم، در چه سطحی از هستهای مذاکره خواهیم کرد.
اما امروز در این پیغامهایی که در حال رد و بدل شدن است، حرف ما چیست؟ حرف ما این است:
اگر این موارد را پذیرفتند، اگر این موارد عملی شد، آن وقت ما نسبت به مذاکره درباره موضوع هستهای تصمیمگیری خواهیم کرد. وعده و کلام ما همین است و همه عزیزان ما میدانند که پس از اجرایی شدن این مراحل، بعداً تصمیم خواهیم گرفت که آیا درباره هستهای مذاکره کنیم یا نکنیم، و اگر مذاکره کنیم، در چه ابعادی باشد و متن مذاکره چه باشد.
مشخصاً ما الان دست برتر را داریم و در اینجا مذاکره بهاصطلاح زیر سؤال نخواهد رفت. یعنی ما از موضع ضعف مذاکره نمیکنیم؛ ما دقیقاً از موضع قدرت مذاکره میکنیم. دست برتر در میدان، دست برتر در خیابان، دست برتر در میان وحدت مسئولانی که همه در کنار هم یک اراده و یک خواسته دارند: تحمیل اراده ملت ایران و نظام اسلامی بر استکبار جهانی.