قزوین-در سالهایی که مسیر زندگی مردم ایران با فراز و فرودهای متعدد همراه بوده، فوتبال همواره یکی از معدود لحظاتی بوده که مرزهای اختلاف و فشارهای روزمره را کنار زده و یک تصویر مشترک از «ما بودن» ساخته است. اما صعود اخیر تیم ملی به جام جهانی، در مقایسه با دورههای گذشته، معنایی فراتر از یک موفقیت ورزشی
پیدا کرده است. معنایی که در بستر شرایط سخت منطقهای و اجتماعی، وزن بیشتری به خود گرفته است.
در نگاه نخست، ممکن است جام جهانی تنها یک رویداد ورزشی جهانی باشد. جایی برای رقابت بهترین تیمهای فوتبال دنیا. اما برای ملتهایی که در شرایط پیچیده سیاسی و اجتماعی قرار دارند، حضور در این میدان، نوعی اعلام حضور در نقشه جهان است. پرچمی که در ورزشگاههای بزرگ دنیا به اهتزاز در میآید، فقط یک نماد ورزشی نیست، نشانهای از استمرار هویت ملی و سیاسی یک کشور است.
در چنین بستری است که میتوان فهمید چرا برای بسیاری از ایرانیان، نتیجه نهایی مسابقات اهمیت ثانویه دارد. برد و باخت، در منطق فوتبال تعیینکننده قهرمان است، اما در منطق ملتها، گاهی صرفِ «بودن» و «دیده شدن» معنای عمیقتری پیدا میکند. وقتی پرچم ایران در میان پرچمهای کشورهای مختلف جهان قرار میگیرد، پیام آن فراتر از ورزش است، پیامی از حضور، پایداری و استمرار.
در ادبیات مقاومت منطقهای، مفهومی وجود دارد که بارها مورد اشاره قرار گرفته است: «ایران حرم است». این تعبیر، بیان جایگاه هویتی و فرهنگی ایران در نگاه جریانهای فکری خاص است. جایی که سرنوشت کشور نه فقط در مرزهای جغرافیایی، بلکه در میدانهای فرهنگی، سیاسی و حتی ورزشی تعریف میشود. لذا حضور در جام جهانی نیز بخشی از همان تصویر بزرگتر است، تصویری از یک ملت که تلاش میکند در سختترین شرایط نیز از صحنه جهانی حذف نشود و بهتر بگویم، تصویری از یک ملت که پرچمش در سرزمین دشمنش برافراشته میشود.
در کنار این نگاه کلان، نباید از جنبه انسانی و اجتماعی ماجرا غافل شد. فوتبال برای مردم، لحظهای برای همدلی است. زمانی که تیم ملی وارد میدان میشود، اختلاف دیدگاهها، تفاوتها و فشارهای روزمره برای لحظاتی کنار میرود و یک حس مشترک جای آن را میگیرد. این همان نقطهای است که فوتبال را از یک ورزش ساده به یک پدیده اجتماعی تبدیل میکند.
در سالهای اخیر، بارها دیده شده است که حتی در میان هواداران کشورهای مختلف، احترام به پرچم ایران و واکنشهای مثبت نسبت به حضور آن در رقابتهای بینالمللی، بازتابهای رسانهای گستردهای داشته است. این واکنشها، فارغ از تحلیلهای سیاسی، نشان میدهد که ورزش هنوز یکی از معدود فضاهایی است که میتواند تصویر یک ملت را بدون واسطه و مستقیم به جهان منتقل کند.
در عین حال، نباید از واقعیتهای سختی که جامعه با آن مواجه است چشم پوشید. هر موفقیت ورزشی در دل شرایط دشوار، معنای متفاوتی پیدا میکند. مردم، تیم ملی را نه فقط به عنوان یک تیم فوتبال، بلکه به عنوان بخشی از هویت جمعی خود میبینند. هویتی که در روزهای سخت، نیاز به امید، انسجام و تصویرهای مشترک دارد.
از همین روست که حضور ایران در این جام جهانی، فقط یک رویداد ورزشی نیست، بلکه بخشی از یک روایت بزرگتر است. روایتی از ماندن، ادامه دادن و ایستادن. روایت ملتی که در وجود تک تک بازیکنان تیم ملی فوتبال نمود یافته است برای نمایش اقتدار ملت. حالا حتی اگر نتیجه نهایی مسابقات در جدول امتیازات ثبت شود، آنچه در ذهن مردم باقی میماند، تصویر پرچمی است که در میان جمعیت جهانی بالا رفته و نام ایران را دوباره در حافظه ورزشی دنیا ثبت کرده است.
در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران در آستانه یک آزمون جدید قرار دارد؛ آزمونی که شاید بیش از آنکه در زمین فوتبال تعریف شود، در نگاه مردم معنا پیدا میکند. این نگاه، نگاهی است که فوتبال را از نتیجه جدا میکند و آن را به بخشی از هویت جمعی تبدیل میسازد. به ویژه آنجا که پرچم کشور ما در مقابل چشمان جهانیان در سرزمین دشمنمان به اهتزاز در میآید و سرود ملی جمهوری اسلامی ایران از بلندگوهای ورزشگاه وقتی نفسها در سینه حبس شده و پرچم ایران مقتدر در دست ملتهای مختلف جهان به رقص درآمده، منتشر میشود.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰