پدرم در اداره بود همکارانش آگاه شده بودند از شهادت میثم به او گفته بودند میثم تیر خورده و باید به آبادان بروی به دیدارش طی مسیر به پدر میگویند میثم شهید شده است پدر با همان حال خراب باز میگردد تا مادر را خبردار و تسلی بخشد آن لحظات را هرگز از یاد نمیبرم همه منتظر بودیم چون میثم لحظه ای نبود که از راه شهادت سخن به میان نیاورد .
کد خبر: ۹۴۶۳۹۷۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۸/۰۴