۱۲ / خرداد / ۱۴۰۵ - 02 June 2026
01:13
کد خبر : 9707091
۱۱:۰۹

۱۴۰۴/۰۶/۱۲

سیاست و جامعه ایران در سایه مکانیزم ماشه

سیاست و جامعه ایران در سایه مکانیزم ماشه

محمد پور خوش سعادت

در روز‌های اخیر اصطلاح اسنپ‌بک یا همان مکانیزم ماشه بار دیگر به صدر اخبار و مناقشات سیاسی بازگشته است. این سازوکار، که در توافق هسته‌ای برجام گنجانده شد، به کشور‌های طرف توافق این امکان را می‌دهد که در صورت ادعای نقض تعهدات از سوی ایران، تحریم‌های سازمان ملل را به‌طور خودکار بازگردانند. همین ابزار حقوقی که در ظاهر یک بند فنی-حقوقی است، در واقع به بستری برای کشمکش‌های بزرگ سیاسی بدل شده و اکنون همه بازیگران، چه در سطح دولت‌ها و چه در صحنه داخلی ایران، به نوعی درگیر پیامد‌های آن هستند.

اما آنچه بیش از خود مکانیزم ماشه اهمیت دارد، واکنش‌های داخلی است: فضایی که در آن به‌جای تحلیل خونسردانه و عقلانی، اغلب شاهد حمله‌های رسانه‌ای و منازعات جناحی هستیم. این وضعیت نیازمند بازخوانی در سه لایه است: سیاسی، اجتماعی و افکار عمومی.

۱/ در سطح سیاسی، آنچه امروز مشاهده می‌شود بیشتر به تعارض انتقالی شباهت دارد: منازعات نخبگان به‌جای آنکه در سطح تصمیم‌گیری حل شود، به جامعه تزریق می‌شود. در حالی که در موضوعی همچون مکانیزم ماشه، بیش از هر چیز نیازمند حداقلی از اجماع ملی هستیم.

سیاست، به معنای دقیق کلمه، هنر مدیریت قدرت در شرایط عدم قطعیت است. اگر جناح‌های سیاسی این هنر را به منازعه تقلیل دهند، نتیجه آن تضعیف موقعیت کشور در سطح بین‌المللی خواهد بود. در چنین لحظاتی، سیاست داخلی باید به‌مثابه پشتوانه‌ای برای سیاست خارجی عمل کند، نه به‌عنوان پاشنه آشیل آن.

۲/ جامعه ایران در سال‌های اخیر با انبوهی از بحران‌ها مواجه بوده است؛ از فشار‌های اقتصادی تا تنش‌های اجتماعی. در این شرایط، هر گونه دوقطبی‌سازی جدید می‌تواند همچون ضربه‌ای مضاعف بر پیکره سرمایه اجتماعی عمل کند.

به تعبیر پاتنام، سرمایه اجتماعی از اعتماد و همکاری متقابل تغذیه می‌کند. اگر شهروندان احساس کنند که سیاست‌مداران صرفاً به منافع جناحی خود می‌اندیشند، اعتماد فرومی‌ریزد و جامعه در برابر تهدید‌های بیرونی تاب‌آوری کمتری خواهد داشت. در نتیجه، در لحظات حساس باید به‌جای قطبی‌سازی، بر مدیریت تنوع و تقویت تاب‌آوری تمرکز کرد.

۳/ افکار عمومی میدان اصلی منازعه امروز است. مکانیزم ماشه نه تنها یک بند حقوقی، بلکه یک روایت است؛ روایتی که می‌تواند به جامعه احساس محاصره، تهدید یا حتی بی‌پناهی القا کند. اگر این روایت به حال خود رها شود، بی‌تردید با سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتولید خواهد شد و هراس جمعی را افزایش خواهد داد.

اینجاست که اهمیت روایت‌سازی پیش‌دستانه آشکار می‌شود. به جای واکنش‌های شتاب‌زده و رسانه‌ای، باید با زبان روشن و دقیق واقعیت‌ها را توضیح داد، بی‌آنکه به دام بزرگ‌نمایی یا پنهان‌کاری افتاد. تنها از این طریق است که می‌توان از شوک اجتماعی جلوگیری کرد و اعتماد عمومی را تا حدی ترمیم نمود.

مکانیزم ماشه آینه‌ای است که وضعیت سیاست داخلی، انسجام اجتماعی و کیفیت مدیریت افکار عمومی را منعکس می‌کند. اگر در سطح سیاسی اجماع شکل نگیرد، در سطح اجتماعی انسجام از دست برود و در سطح افکار عمومی روایت‌سازی هوشمندانه‌ای صورت نگیرد، هزینه‌های چنین بحران‌هایی به‌مراتب بیشتر از متن حقوقی آن خواهد بود.

آنچه امروز در فضای رسانه‌ای و سیاسی ایران مشاهده می‌کنیم نزاع‌های کلامی، برچسب‌زنی‌های جناحی و منازعات بی‌پایان نه تنها پاسخی به مکانیزم ماشه نیست، بلکه خود بخشی از بحران است. جامعه بیش از آنکه نیازمند جدل باشد، محتاج آرامش، انسجام و مدیریت مسئولانه روایت‌ها است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید