
به گزارش خبرگزاری بسیج زنجان به همت معاونت روابطعمومی سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان با حضور سرهنگ محسن رضایی، معاون هماهنگ کننده دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان اصحاب رسانه در منزل شهید والامقام "مجید قاسمی " از شهدادی ۱۲ روز جنگ تحمیلی، آمریکا و رژیم صهیونی، حضور وبا خانواده این شهید والامقام دیدار و گفتوگو کردند.
در این دیدار، همسر، مادر و برادر این شهید والامقام، خاطراتی از زندگی و عشق به شهادت این شهید را بیان کردند.

در ابتدای این نشست مادر مکرم "شهید مجید قاسمی" ضمن خیر مقدم به مهمانان به بیان خاطراتی از این شهید بزرگوار پرداخت و گفت: مجید همیشه برای من و پدرش ارزش خاصی قائل بود. نگاهش به ما پر از احترام و ارزش بود. از بچگی هیچ زمانی من و یا پدرش را اذیت نکرد، پسر بسیار مودب ،خوب و دانشآموز زرنگی بود. تمام کارهایش را با اجازه و رضایت من و پدرش انجام میداد و رضایت ما برایش بسیار مهم بود.
مادر تاکید میکند، مجید همیشه با وضو بود و به نماز اول وقت بسیار اهمیت میداد.
وقتی پدرش مریض بود مثل یک پرستار از او نگهداری میکرد و وقتی از سر کار به خانه میآمد سر تا پای پدر را غرق بوسه میکرد و میگفت ایشان برای من خیلی زحمت کشیدهاند و بعد از فوت پدرش نیز تمام نمازها و روزهای قضای او را به جا آورد.
مادر با بغض میگوید، شهادتش مجید برای من سخت و سنگین است اما افتخار میکنم که چنین فرزندی را تربیت و به انقلاب، اسلام و رهبرم تقدیم کردم.

شهید قاسمی مدام دعا میکرد که شهادت قسمت او شود
نسرین رستمخانی، همسر شهید از تلاشها و ایثارگریهای این شهید در طول دوران زندگی و خدمت سخن گفت: دوازده سال زندگی سرشار از عشق،اخلاص و معنویت با همسرم داشتم و ثمرهاش دو دختر به نامهای زینب شش ساله و ریحانه یک و نیم ساله است.
وی میگوید، روز ازدواجمان پس از اینکه از محضر خارج شدیم، نخستین جایی که رفتیم مزار شهدا بود. مجید همانجا به من گفت که روزی شهید خواهد شد و جای مزارشان را هم نشانم دادند.
در طول زندگی نسبت به رهبری عشق و ارادت ویژهای داشتند و به ریحانه کوچک که تازه در حال شیر زبانی کردن است یاد داده بود اولین کلمهای که بگوید قبل از بابا ؛ آقا باشد.
نسرین خانم درباره اعزام همسرش به سوریه گفت، کارهای اعزام به سوریه درست نمیشد و همیشه از من میخواست دعا کنم و میگفت اگر شما رضایت داشته باشید همه کارها درست میشود.
وی در خصوص ویژگیهای اخلاقی شهید گفت: به والدین خود و من احترام زیادی قائل بودند و همینطور مقید به نماز اول وقت بودند و و وقتی از سر کار به خانه میآمدند با وجود خستگی زیاد در کارهای خانه بسیار کمک میکردند. رابطه بسیار خوب و صمیمی با بچهها داشتند و در خانه با آنها بسیار بازی میکردند.
همسر شهید میگوید، شهید قاسمی و همرزمانشان در سوریه سه روز در محاصره بودند و خودشان بعدها تعریف کردند که تصویر من جلوی چشمشان بود و همین باعث شد بیتابی کنم و توفیق شهادت در آن مرحله نصیبشان نشود. اما بعد از بازگشت، مدام دعا میکردند که شهادت قسمتش شود.
وی ادامه میدهد، بعد از شنیدن شهادت سرداران و دوستانش بسیار بیتاب بودند و مدام اشک میریختند و همین گریهها باعث شد که خداوند اشکهایشان را بخرد و شهادت را نصیبشان کند. زینبی وار زندگی کردند و عاشق حضرت رقیه (س)بودند.
وی در خصوص نوشته روی سنگ مزار شهید میگوید، وصیت کرده بودند روی سنگ مزارش نوشته بشود " پر کاهی تقدیم به رقیه(س) سه ساله"
در واقع ایشان شهادت خود را از حضرت رقیه(س) گرفتند.
ایشان در مورد نحوه آگاه شدن خبر شهادت همسرش گفت، بنده در خانه پدرم بودم و مجید صبح شهید شده بودم و کسی به من نگفته بودند و وقتی از تلویزیون اعلام کردند متوجه شهادتشان شدم.
تمام تلاش این خواهد بود که دخترانش را مثل خود شهید عاشق اهل بیت و زینبی وار تربیت کنم.
قاسمی، شهیدی که در صف خادمان امام رضا (ع) جاودانه شد
پدر همسر شهید قاسمی میگوید، بنده جز خادمان حرم امام رضا (ع) هستم و قرار بود شهید قاسمی نیز جز خدام حرم امام رضا (ع)باشد و همه اقدامات و کارها برای خادمی وی در حرم انجام شده بود و در انتظار دریافت کارت خادمی بودیم که مجید به شهادت رسید و بدلیل همیشه یاد و نامش به عنوان خدام شهید حرم رضوی ثبت و ضبط شد.
فاطمه عسگری
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛