
به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی، حسین محمدی، چند سال است در روستای الیاتو و دیگر مناطق محروم خدمت میکند. وقتی از سختیها میپرسی، لبخندش عمیقتر میشود: سختی هست، کمبود امکانات هست، اما وقتی میبینی یک مادر با خیالی آسوده بچهاش را به آغوش میگیرد، تمام خستگیها میرود. من با همین نگاهها زندگی میکنم.
پرستار جوان از روزهایی میگوید که امید را در چشمان مردم دیده است: روزی بیماری داشتیم که به خاطر مسیر طولانی و نبود دارو حالش بد شده بود. تا نیمهشب با بچههای گروه جهادی ماندیم، درمانش کردیم. صبح که حالش بهتر شد، فقط گفت: "خدا خیرتون بده، شما فرشتهاید." این جمله برای من از هر پاداشی باارزشتر بود.
از او میپرسم چه چیزی باعث میشود در چنین شرایطی بماند؟
حسین میگوید: من در همین محرومیتها یاد گرفتم معنای واقعی پرستاری یعنی چه؛ یعنی کنار مردم بودن، وقتی هیچکس نیست. پرستاری فقط تزریق و دارو نیست، گاهی فقط گوش دادن و لبخند زدن است.
محمدی به آینده هم امیدوار است و ادامه میدهد: گاهی فکر میکنم اگر هر کدام از ما بتوانیم ذرهای امید به زندگی مردم بدهیم، جامعه خودش درمان میشود. من با هر بیمار، با هر لبخند، یک تکه از آینده را میسازم.
مردم روستاها هم او را دوست دارند. میگویند وقتی میآید، دلشان قرص میشود. یکی از پیرمردها دربارهاش میگوید: از وقتی این پرستار میاد، همهچیز فرق کرده. با دل کار میکنه، نه با ساعت اداری.
در پایان گفتوگو، وقتی از آرزویش میپرسم، ساده میگوید: آرزوم اینه که روزی هیچ بیماری به خاطر فقر و فاصله، از درمان جا نمونه. اون روز شاید بتونم بگم پرستاریام رو کامل انجام دادم.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛