
به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از مشهدمقدس، مجتبی ساقی پرستار بسیجی با اشاره به اینکه از سال ۹۲ وارد بسیج شده است، گفت: همیشه باورم این بوده که پرستار بسیجی دیدی وسیعتر از پرستار معمولی دارد. پرستار معمولی شاید منتظر تمام شدن شیفتش باشد، اما من اعتقاد دارم بسیجی خدمت را بدون چشمداشت انجام میدهد، با نیت خالصانه، با عشق.
خدمت بدون مرز
ساقی با بیان اینکه خدمات پرستار بسیجی محدود به بیمارستان نیست، بیان کرد: ما دلمان با مردم است. هر جا نیازی باشد، آنجا هستیم. از مناطق محروم گرفته تا بحرانهای طبیعی، ما فقط به نیت لبخند مردم کار میکنیم. بزرگترین لذت من بعد از بحران، دیدن خنده آن بچههاست، هنوز صدای خندهشان توی گوشم میپیچد.
او در ادامه یکی از خاطراتش را تعریف میکند: یهبار یه دختر بچه، نخود رو کرده بود توی بینیش، پدر و مادرش با ترس و اضطراب اومدن درمانگاه، خونریزی کرده بود. من سریع رفتم سمتش، خداروشکر نخود رو درآوردم. لبخند اون والدین هنوز برام شیرینه.
پرستاران در خط مقدم ایمان و جهاد
محتبی با صدایی آرامتر میگوید: سختترین دوران خدمتم در کرونا بود. شیفتهایم ۲۴ ساعته شده بود. اون روزها حس میکردم عبادت واقعی یعنی همین؛ اینکه تو خطر باشی ولی بایستی. یکی از تلخترین لحظهها خبر تصادف و شهادت دوستم، کسرا اسماعیلی بود… هنوز بغض اون روز در گلومه.
او خاطرهای دیگر را چنین بیان میکند: ما پرستارا در کرونا مثل رزمندههای دفاع مقدس بودیم؛ اونا پوتین میپوشیدن، ما کاور مخصوص، ماسک، شیلد… با همون روحیه وارد میشدیم. میدونستیم ممکنه فردا نباشیم، اما ایمان نگهمان میداشت.
این پرستار بسیجی در ادامه سخنش از نقش خانواده میگوید: حمایت همسرم بزرگترین تکیهگاه من بود. وقتی از شیفتهای خستهکننده برمیگشتم، آرامشم و تجدید قوای روحیم از حضور ایشون بود. خانواده پرستار را احیا میکنه، دوباره رفرش میکنه برای روز بعد.
توصیهای برادرانه به نسل جوان
مجتبی برای نسل جوان توصیهای دارد: به جوانها میگم سطح علمیشون رو بالا ببرن، چون پرستار در کنار بیمار ستون درمانه. ضعف علمی یعنی بحران. باید با آمادگی علمی و روحیهای جهادی وارد کار بشن.
او از الگوهای زندگیاش هم میگوید: الگوی من پدر و همسرم هستن. پدرم اسوه صبره، همسرم آرامبخشترین حضور زندگی من. راهشون راه آرامش و ایمان بود، همون که توی پرستاری هم لازمه.
ساقی نقش پرستار بسیجی را چنین توصیف میکند: پرستار بسیجی امروز نقش مهمی در تحقق تمدن اسلامی داره. ما داریم برای ظهور کار میکنیم، باید آماده باشیم که برای تشکیل تمدن اسلامی حرفی برای گفتن داشته باشیم.
مجتبی در پایان میگوید: اگر بخوام پرستاری رو تو یه جمله بگم، میگم عشق به مردمه. غیر از این باشه، نمیتونی ادامه بدی. ما مردم خوبی داریم، من راضیم از مسیرم و خدا رو شکر میکنم برای این نعمت.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛