۱۲ / خرداد / ۱۴۰۵ - 02 June 2026
00:54
کد خبر : 9745022
۱۱:۱۲

۱۴۰۴/۱۱/۱۹

زنده‌نامی که رفت، اما تبریز هنوز با نفس‌هایش نفس می‌کشد

تبریز- او تنها یک امام جمعه نبود؛ پدری بود به وسعت یک شهر، پدری که نه‌فقط برای نزدیکانش، که برای همه‌ی آنان که او را می‌شناختند، مأمن دل بود، مردی که عطر نفسش با نفس‌های مردم گره خورد و رفتنش خلئی به‌جا گذاشت که با هیچ واژه‌ای پر نمی‌شود.

به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، بی‌تردید کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که در همه‌ی ابعاد انسانی، اجتماعی، اخلاقی و معنوی، چنین عمیق و فراگیر در جان «شهر اولین‌ها» نشسته باشد، آمدنش برای تبریز نوید آرامش و اعتماد بود و رفتنش، باری سنگین از اندوه را بر شانه‌های مردمی گذاشت که هنوز هم با ناباوری از او سخن می‌گویند، زخمی کهنه که نه با گذر روزها، که شاید با ماندگاری یادش معنا می‌یابد اما هزگز التیام نخواهد یافت.

او امام جمعه‌ای نبود که تنها بر جایگاه خطابه تعریف شده باشد، از کودکی در میان کودکان همین شهر قد کشید، با مردمش بزرگ شد، با رنج‌هایشان اندوهگین و با شادی‌هایشان شادمان بود و زندگی‌اش چنان با مردم گره خورده بود که حتی شهادتش، آن آرزوی دیرین، انگار می‌بایست در میان همین مردم و به دست تقدیرِ برخاسته از دل آنان رقم بخورد، پایانی که بیش از هر چیز، شبیه زیستنش بود.

از او به‌حق به‌عنوان «امام جمعه‌ی تمام هفته‌» یاد می‌کنند کسی که فاصله‌ها را برنمی‌تابید و نردهای میان مردم و مسئولیت را یکی‌یکی کنار زد و حضورش نه به ساعت خطبه محدود می‌شد و نه به چارچوب‌های رسمی، او را می‌شد در کوچه و بازار دید، در روستا و شهر، در تاکسی و ورزشگاه، در صف نان و گوشت، کنار مردم، بی‌تکلف و صمیمی، جایی که حضورش شیرینی داشت و حلاوتش از جنس زندگی بود، نه منصب.

وقتی می‌خواهیم معنای واقعی ماندگاری را لمس کنیم، ناخودآگاه چهره‌ای چون او در ذهن‌مان قد می‌کشد، شخصیتی که عبور از کنار نامش ممکن نیست و ما را وادار می‌کند مکث کنیم، برگردیم و ورق بزنیم خاطراتی را که در کنارش ساختیم و آموختیم، آموزه‌هایی که امروز در تار و پود تبریز تنیده شده و از بزرگان تا جوانان، نوجوانان و حتی کودکانش، هر یک خاطره‌ای زنده از او در دل دارند و با آن زندگی می‌کنند.

او تنها یک امام جمعه نبود؛ پدری بود به وسعت یک شهر، پدری که نه‌فقط برای نزدیکانش، که برای همه‌ی آنان که او را می‌شناختند، مأمن دل بود، مردی که عطر نفسش با نفس‌های مردم گره خورد و رفتنش خلئی به‌جا گذاشت که با هیچ واژه‌ای پر نمی‌شود.

و اینجاست که «زنده‌نامی» معنا پیدا می‌کند، جایی که زندگی و مرگ را پشت سر می‌گذارد و نامی، فراتر از زمان می‌ایستد و در میابد آل‌هاشم رفت، اما تبریز هنوز با یادش نفس می‌کشد، شهری که می‌داند بعضی انسان‌ها هرگز تمام نمی‌شوند.

زهرا عبدالهی


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید