قزوین- به گزارش بسیج، وقتی نسرین کیانیخواه، مدیر دبستان «عارفه یک» در اقبالیه، برای نخستینبار وارد مدرسه شد، با صحنهای روبهرو شد که برایش قابل پذیرش نبود؛ مدرسهای بدون نمازخانه. جایی که دانشآموزان و معلمان برای برگزاری نماز یا هر برنامه فرهنگی، ناچار بودند به حیاط بروند، موکت پهن کنند و پس از پایان مراسم، همه چیز را دوباره جمع کنند. شرایطی که نهتنها دشوار، بلکه به گفته او «عذابآور» بود.
این کمبود، بهویژه در مدرسهای با دانشآموزان پایههای اول تا سوم ابتدایی، که آموزش مفاهیم دینی و تربیتی در آن اهمیت ویژهای دارد، بیش از پیش احساس میشد. برگزاری جلسات با اولیا نیز با مشکلات فراوانی همراه بود؛ کلاسها باید تخلیه میشد و دانشآموزان در حیاط میماندند تا فضایی برای گفتگو فراهم شود.

کیانیخواه تصمیم گرفت این وضعیت را تغییر دهد. او ابتدا با مکاتبه با اداره کل نوسازی مدارس و اداره آموزش و پرورش، پیگیر ایجاد نمازخانه شد. پاسخ اولیه، اما متفاوت بود، «شما یک جلسه با خیرین برگزار کنید.»
همین پیشنهاد، آغاز یک مسیر تازه شد. در نخستین جلسه با حضور خیرین، حدود ۸۰۰ میلیون تومان کمک جمعآوری شد. پس از آن، مراسم کلنگزنی برگزار شد و هر یک از حاضران، به شکلی در پروژه مشارکت کردند؛ یکی تأمین آجر را برعهده گرفت، دیگری آهن و مصالح ساختمانی را تقبل کرد.

در این میان، یکی از خیرین حتی بدون شناخت قبلی، صرفاً بر اساس اعتماد، هزینه قابل توجهی را برای تأمین آهن پروژه پذیرفت؛ اقدامی که به گفته مدیر مدرسه، نشانهای از «باور به کار خیر» بود.
اما این تنها آغاز راه بود. خانم کیانیخواه با برگزاری جلساتی با اولیای دانشآموزان، آنها را نیز وارد میدان کرد. پدران دانشآموزان بهصورت داوطلبانه، روزانه در پروژه حضور پیدا میکردند و در کارهای ساختمانی مشارکت داشتند. این حضور بهمرور به یک جریان ثابت تبدیل شد؛ گروههایی ۱۰ تا ۱۵ نفره که هر روز در ساخت نمازخانه به طور شیفتی کمک میکردند.

همزمان، فضای همدلی در میان خانوادهها شکل گرفت. برخی از اولیا، حتی هزینه مراسمهای شخصی خود را صرف این پروژه کردند. دانشآموزان نیز بیتفاوت نبودند؛ آنها با پساندازهای کوچک خود که هزینه تغذیه روزانه آنها بود، پنج، ده یا بیست هزار تومان، در این حرکت سهیم شدند.
خانم کیانیخواه خود نیز در تمام مراحل، در کنار کارگران حضور داشت؛ از تهیه صبحانه و ناهار گرفته تا پیگیری امور اجرایی. او میگوید: «یک سال تمام، هر کسی اینجا کار میکرد، غذایش با من بود.»
در ادامه مسیر، با پیگیریهای بیشتر، حتی از ظرفیت نیروهای زندان نیز استفاده شد؛ افرادی که در حوزههایی مانند گچکاری، کاشیکاری و بنایی تخصص داشتند و بهمدت دو هفته در پروژه فعالیت کردند.

با وجود همه این تلاشها، مسیر بدون چالش نبود. خستگی، نبود حمایت کافی از برخی بخشها و فشار کار، گاهی او را تا مرز انصراف پیش برد. اما یک اتفاق، مسیر را تغییر داد؛ یکی از کارگران قدیمی، خوابی را برای او تعریف کرد که در آن به ادامه مسیر تشویق شده بود. همین روایت، به گفته خانم کیانیخواه، انگیزهای تازه برای ادامه کار شد.
در مقطعی، پیشنهاد شد نمازخانه به نام یکی از خیرین نامگذاری شود، اما پس از مشورت با اولیا و اتفاقاتی که رخ داد، این تصمیم تغییر کرد و پروژه با همان رویکرد مردمی ادامه یافت و نام نمازخانه به نام بلند شهید زکریا شیری، شهید مدافع حرم، مزین شد.

سرانجام، این تلاش جمعی که از مهرماه آغاز شده بود، در چهارم مهر سال بعد به ثمر نشست و نمازخانه مدرسه افتتاح شد؛ فضایی که اکنون نهتنها محل برگزاری نماز جماعت، بلکه مرکزی برای جلسات آموزشی، نشستهای اولیا و برنامههای فرهنگی است.
نسرین کیانیخواه، که ۱۷ سال سابقه فعالیت در آموزش و پرورش دارد و این خدمت را از آموزش در نهضت سوادآموزی آغاز کرده، معتقد است این موفقیت، نتیجه همدلی میان کادر مدرسه، اولیا و دانشآموزان است. او میگوید: «وقتی همه کنار هم باشند، هیچ کاری غیرممکن نیست.» این تلاش حاصل همدلی و یاری پدران و مادران دانش آموزان این مدرسه است. همدلی آقای زمانی، آقای کرمی، آقای رستمی، آقامجید آقامحمدی و دیگر عزیزانی که برای برپایی این فضای معنوی و فرهنگی بینهایت حضور داشتند.
به گفته او، تأثیر این فضا بر دانشآموزان نیز ملموس بوده است؛ افزایش مشارکت در برنامههای مذهبی، شکلگیری عادات مثبت و حتی انتقال این رفتارها به خانوادهها. در کنار این پروژه، اقدامات دیگری نیز در مدرسه انجام شده؛ از بهسازی زیرساختها و لولهکشی گرفته تا رنگآمیزی فضا و تأمین امکانات رفاهی برای دانشآموزان نیازمند.

حالا در این شبهای حضور میدانی، خانم مدیر به همراه دانشآموزانش، قرار ثابتی دارند تا بخشی از خیابان، روایتگر حضور بچههای مدرسه عارفه شهر اقبالیه باشد.
امروز، دبستان «عارفه یک» نهتنها از نظر فیزیکی متحول شده، بلکه به الگویی از مشارکت اجتماعی تبدیل شده است؛ جایی که یک نیاز ساده، بهانهای شد برای شکلگیری یک حرکت بزرگ مردمی.

روایتی که نشان میدهد گاهی برای ساختن، بیش از هر چیز، «خواستن» و «با هم بودن» کافی است.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛