
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج ورزشکاران، یاسین که در این مراسم اجرای آیینهای پهلوانی را برعهده داشت، در حضور خانواده شهید بهمن اسفندیاری، دلنوشتهای را خطاب به سورنا، فرزند این شهید، قرائت کرد؛ متنی که از زبان یک کودک ورزشکار، روایتگر احترام و ارادت به مقام شهید و خانواده او بود. شهید «بهمن اسفندیاری» از نیروهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در جریان حمله دشمن صهیونی ـ آمریکایی به ناو ایرانی «دنا» در مسیر بازگشت از رزمایش صلح و همکاریهای دریایی در آبهای آزاد به شهادت رسید.
او سخنان خود را با جملهای آغاز کرد که فضای عاطفی خاصی به مراسم بخشید: «امروز برایتان مینویسم؛ نه با قلم، بلکه با قلبی که در سینهام میتپد.»
مشروح این دلنوشته در زیر میخوانید:
«بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا .
سورنای عزیزم، ای پسر دریا دل و بانوی محترم ای مادر مهربان و همسر شهید بهمن اسفندیاری، اینجانب یاسین مظهری ورزشکار ورزش باستانی و کشتی پهلوانی امروز برایتان مینویسم نه با قلم بلکه با قلبی که در سینهام میتپد .
در ویترین ورزشیام در نزدیک به سینه و قلبم یک کلاه با ارزش گرانبها به یادگار دارم که متعلق به شهید بهمن اسفندیاری است آن روز که کلاه را از دستش گرفتم میدانستم که قرار است یک تاریخ در تاریخ ورزش باستانی و نیروی دلاور دریایی ارتش جمهوری اسلامی نوشته شود. او گفت یاسین جان، شما در گود کشتی بر زمین میخوابید تا قهرمان شوید اما من و هم رزمانم در دریاها روی ناوشکن بر موجها میخوابیم تا پرچم ایران را بالا ببریم.
به مادر و همسر عزیز شهید عرض میکنم مادرجان، شما همسرت را به دریا سپردی و او را به آسمان فرستادی. ما در ورزش میدانیم گاهی باید رها کرد گاهی باید رها شد و گاهی باید ماند شهید پهلوان بهمن اسفندیاری مثل یک کشتیگیر واقعی تا آخرین لحظه در میدان ماند حتی وقتی زیر دریاییهای بیمهابای ارتش تروریستی آمریکای جنایتکار آمدند و ناوشکن سرافراز دنا را که حتی مسلح نبود با اژدرهایشان مورد هدف قرار دادند او و هم رزمان شهیدش پهلوانانه ایستادند و تا آخرین لحظه فریاد زدند ایران ایران ایران و بعد و بعد و بعد که آبها پیکر او را با خود بردند آسمان او را در آغوش گرفت .
سورنای عزیزم (برادرم)، پدرت نه تنها یک پدر برای تو بلکه یک قهرمان و یک پهلوان ایرانی بود تو در کودکی کلاهش را میبینی و میگویی این کلاه پدرم است اما ما میدانیم که این کلاه نماد استقامت یک پهلوان در دریاهاست او در کشتی گرفتن با طوفان همواره قهرمان بود و در تلاطم دریاها و امواجها نجات پیدا کرد اما ناجوانمردانه در حملهی ارتش جنایتکار آمریکایی جاویدالاثر شد . سورنای عزیزم من این کلاه را نگه داشتم نه برای اینکه بگذارم در ویترین ورزشیام بلکه برای اینکه در چنین روزی به تو بدهم و بگویم این کلاه پدر عزیز و پهلوان توست تو فرزند یک قهرمان ملی و پهلوان اسطورهای ایران زمین هستی .
به تو میگویم! ما در ورزش پهلوانی و کشتی گاهی میبازیم اما هرگز تسلیم نمیشویم شهید بهمن اسفندیاری همانند کشتیگیر باستانی تا آخر ایستاد و قهرمان شد . سورنای عزیزم (برادرم) تو وارث روحیه ی او هستی و ادامه دهنده راه او یادش گرامی و نامش جاویدان.»
قرائت این دلنوشته در فضایی آمیخته با احساس و احترام برگزار شد و با استقبال و تأثر حاضران همراه بود؛ لحظهای که بار دیگر نشان داد فرهنگ پهلوانی در ایران، تنها به میدان ورزش محدود نمیشود و در پیوند با مفاهیمی چون ایثار، فداکاری و پاسداشت یاد شهدا معنا پیدا میکند.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛