
به گزارش خبرگزاری بسیج ایلام،ایوب کافی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: بیا ای دل... بیا تا در این شبهایِ جانسوزِ محرم، بارِ دیگر از هیاهویِ زمین فاصله بگیریم و در پناهِ نامِ حسین (ع)، به تماشایِ آسمان بنشینیم؛ آسمانی که قرنهاست با اشکِ عاشقانِ کربلا پیوند خورده است. بیا تا رهسپارِ کوچههایی شویم که امشب در سوگِ فرزندِ فاطمه (س) سیاهپوشاند؛ کوچههایی که هر پرچمِ برافراشته در آنها، روایتی از عشق است و هر اشکِ فروچکیده، تفسیری از وفاداری.
ای دل... محرم تنها موسمِ گریستن نیست؛ موسمِ بیدار شدن است. موسمِ آن است که انسان، خویشتنِ خویش را در آیینهیِ عاشورا بازبیند و از خود بپرسد: اگر در روزِ امتحانِ حق و باطل میزیستم، در کدام سویِ میدان میایستادم؟
در چنین شبهایی، دل بیاختیار به یادِ مردانی میافتد که عمرِ خویش را در سایهیِ این مکتب گذراندند؛ مردانی که نامِ حسین (ع) را نه فقط بر زبان، که در جانِ خویش حمل کردند. امشب، در میانِ نوایِ «یا حسین»، نامِ سید علی خامنهای نیز در خاطرِ بسیاری از دلها زنده میشود؛ مردی که سالیانِ دراز، عاشورا را تنها یک واقعهی تاریخی ندانست، بلکه آن را راهِ زندگی، منشِ مقاومت و مکتبِ عزت میدید.
چه شگفت است که برخی انسانها، پیش از آنکه به کربلا برسند، کربلا را در جانِ خویش بنا کردهاند؛ در صبرشان، در رنجهایشان، در ایستادگیشان، و در وفاداریشان به عهدی که با خدا بستهاند. او هرچند بر خاکِ کربلایِ معلی قدم ننهاد، اما دلش سالها مأوایِ خیمههایِ عشق بود؛ در کنارِ اشکهایِ روضه، در میانِ زمزمههایِ دعا، و در هوایِ نامی که قرنهاست دلهایِ آزادگان را به تپش وامیدارد: حسین علیه السلام.
و چه رازی در این راه نهفته است؟ عاشورا تنها یک روز نیست؛ حقیقتی است جاری در همهیِ روزگارها. کربلا تنها یک سرزمین نیست؛ قبلهیِ دلهایی است که حاضر نیستند عزتِ خویش را با آسایشِ دنیا معامله کنند. از همین روست که کاروانِ عاشورا پایان نیافته است؛ هنوز هم در هر عصر، مردانی از جنسِ ایمان برمیخیزند و در برابرِ طوفانِ ظلم میایستند.
ای دل... امشب که بیرقهایِ عزا در باد میرقصند و صدایِ روضه از خانهها برمیخیزد، گویی میانِ زمین و آسمان رازی ناگفته در جریان است. گویی کربلا بار دیگر ما را فرا میخواند؛ نه برای تماشایِ یک واقعه، بلکه برای انتخابِ یک راه؛ راهِ صداقت در زمانهیِ فریب، راهِ استقامت در روزگارِ تردید، و راهِ وفاداری در هنگامهیِ تنهایی.
و مگر نه آنکه همهیِ عظمتِ عاشورا در همین انتخاب نهفته است؟ امشب، دلها میانِ دو داغ در رفتوآمدند؛ میانِ مصیبتِ حسین علیه سلام و دلتنگیِ آنان که عمرِ خویش را در مکتبِ حسین علیه السلام سپری کردند. اشک میریزند، اما در دلِ این اشکها شکستی نیست؛ اندوه دارند، اما در ژرفایِ این اندوه، نوری از امید میدرخشد.
مکتبِ عاشورا، مکتبِ استقامت در طوفانهاست؛ مکتبِ برخاستن.
پس بیا ای دل... بیا امشب، در کنارِ روضهیِ حسین (ع)، دل را نه به سوگِ رفتگان، که به عهدِ ماندن گره بزنیم؛ عهدی برای ادامه دادنِ راهی که آنان با خونِ خویش روشن کردند.
بیا تا یاد کنیم نه برای وداع، بلکه برای بیداری؛ نه برای پایان، بلکه برای آغازِ فهمِ رسالتِ زنده بودن در مسیرِ حق.
و چه سعادتی بالاتر از آنکه انسان، در این قافله بماند؛ در قافلهای که از ظهرِ خونینِ کربلا آغاز شد و تا امروز، در جانِ آزادگانِ عالم جاری است؛ قافلهای که مقصدش نه خاک، که افقهای جاودانگی است.