قزوین ـ یادداشت تحلیلی/ اهمیت راهبردی تنگه هرمز برای آمریکا مهمتر از داشتن صدها بمب اتم و برداشتن تحریم های ایران است. آمریکا میداند که با از دست دادن تنگه هرمز، کنترل ۳۰٪ انرژی و ۲۵٪ اقتصاد جهان را از دست میدهد.
در صورت تسلط ایران بر این تنگه، ایران بهعنوان یک قدرت نوظهور وارد باشگاه ابرقدرتها میشود و میتواند برای آمریکا، انگلیس، روسیه و دیگران تعیین تکلیف کند. تنگه هرمز تنها آبراههای است که پس از ورود به آن، خروج از کنترل خارج میشود، برخلاف تنگههای دیگر مانند جبلالطارق، سوئز، داردانل و بسفر که مسیرهای جایگزین دارند (هرچند با افزایش مسافت، هزینه بار و بیمه).
۲. منافع اقتصادی آمریکا در خلیج فارس
اقتصاد آمریکا و دلار به نفت وابسته است و اروپا نیز از این قاعده پیروی میکند.
هر جا نفت باشد، آمریکا با جنگ، کودتا، کشتار یا تخریب زیرساختها کنترل آن منطقه را به دست میگیرد و منابع را با کمترین هزینه بهرهبرداری میکند. در خاورمیانه روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت و ۶۰-۷۰٪ نفت، الانجی، گوگرد و هلیوم جهان تأمین میشود. آمریکا نمیپذیرد که ایران این منابع راهبردی را کنترل کند.
اهداف راهبردی آمریکا از تمرکز بر جنوب
۳-۱. تخریب کریدور چابهار و کریدور شمال-جنوب
چابهار قرار است هند، چین، پاکستان و روسیه را از طریق کریدور شمال-جنوب (ریل قطار) به آبهای گرم متصل کند.سالانه ۵۰۰-۶۰۰ میلیون تن بار میتوان در این منطقه تخلیه کرد که درآمد چندصد میلیارد دلاری پایدار برای ایران ایجاد میکند.
آمریکا در مقابل به دنبال تثبیت کریدور «عرب-مد» است که حیفا و تلآویو را بهعنوان بنادر راهبردی معرفی میکند و رقبا را حذف میکند.
تخریب بندر بیروت، بندر شهید رجایی و حملات مکرر به چابهار در همین راستا انجام میشود.
۳-۲. تخریب خطوط پدافندی و آفندی ساحلی
آمریکا به دنبال نابودی تجهیزات، نیروها، سایتهای راداری و مخابراتی، گروههای رصد دریایی و پایگاههای شنود اطلاعاتی ایران در سواحل جنوب است. هدف قطع خطوط لجستیکی و مواصلاتی پشتیبان این مناطق است.
۳-۳. اشغال جزایر و دسترسی به خلیج فارس
برای اشغال جزایر ایرانی و تسلط بر انرژی خلیج فارس لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا به همراه نیروی دریایی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس وارد عمل میشوند.برنامه اشغال جزایر خارک، تنب بزرگ و کوچک و سپس قشم و کیش. و هدف نهایی قطع دسترسی ایران به تنگه هرمز و تسلط بر نفت و گاز ایران در خلیج فارس از اهداف راهبردی آمریکاست.
۳-۴. عملیات در چابهار و مرزهای جنوب شرقی
نفوذ تروریستها از مرزهای جنوب شرقی برای ایجاد جنگ داخلی.
بمباران همزمان برای پشتیبانی از نیروهای تروریست. پیادهسازی تفنگداران دریایی در ساحل و تصرف کامل کریدورهای خط ساحلی جنوب.
۴. ارزیابی توان آمریکا و ضرورت وحدت ملی
آمریکا برای اشغال ایران به ۴۵۰-۵۰۰ هزار نیرو نیاز دارد که هنوز این اقدام را انجام نداده است.حملات به جنوب به معنای حمله به تمام ایران است. هر نقطهای از خاک ایران که هدف قرار گیرد، باید واکنش یکپارچه ملی را به همراه داشته باشد.نیروهای مسلح (سپاه و ارتش) در این روزها فوقالعاده عمل کردهاند و مردم جنوب نیز با ایستادگی خود در برابر آمریکا ایستادهاند.
برای ثبیت قدرت و هژمونی ایران اسلامی قدرتمند بابداختلافات سیاسی باید کنار گذاشته شود و همه جناحها برای دفاع از جزایر و خاک ایران متحد شوند.
آمریکا به دنبال تثبیت ابرقدرتی خود در منطقه است و خلیج فارس میتواند تا ۵۰۰ میلیارد دلار عوارض و خدمات دریایی تولید کند. این جنگ وجودی است و هیچکدام از طرفین نمیتوانند کوتاه بیایند. ایران باید جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی را تثبیت و از آنها دفاع کند.آرایش صحیح خطوط پدافندی ساحلی، دریایی و فراساحلی ضروری است.
برای دور زدن تحریمها و فشار آمریکا، باید بندر الفجره امارات (که از کار افتاده) و بندر ینبع عربستان را هدف قرار داد.در شرایط جنگی، همه باید کمک کنند و اختلافات کنار گذاشته شود.
سورنا چگینی
انتهای پیام/۱۰۰۲/