بیان مسئله:
تشییع باشکوه و دهها میلیونی پیکر رهبر شهید انقلاب و خانوادۀ مکرمشان در تهران، قم، نجف و کربلا و آرامگیری در حریم ملکوتی ثامنالحجج در شب شهادت امام سجاد (ع)، یک رفراندوم تمامعیار هویتی و اعتقادی بود. در میان این امواج انسانی، آنچه بیش از همه به چشم آمد و در لنز دوربینهای جهان ثبت شد، پلاکاردها و فریادهای مطالبۀ «انتقام، قصاص و خونخواهی» بود.

این موج سهمگین چنان ارکان استکبار را لرزاند که ترامپ، رئیسجمهور متجاوز آمریکا، با دستپاچگی به توهمات همیشگی خود پناه برد و تهدید کرد که در صورت واکنش ایران، کشور را با هزاران موشک بمباران خواهد کرد. اما او یک نکتۀ کلیدی را در دستگاه محاسباتی خود نادیده گرفته است: منطق خونخواهی در اسلام.
برای درک چرایی استمرار این فریاد، باید مرز دقیق بین دو مفهوم فقهی و فلسفی را بازشناسیم: «قصاص» و «ثأر». قصاص در فقه و حقوق اسلامی، حکمی حقوقی برای حفظ حیات جامعه و بر اساس قاعده «النفس بالنفس» وضع شده است و با مجازات قاتل یا پرداخت دیه به پایان میرسد.
اما «ثأر» یا همان خونخواهی، فراتر از جسمِ قاتل، به دنبال محقق کردن هدفی است که مقتول در راه آن کشته شده است. خونخواهی در اسلام، نه یک انتقامجویی قبیلهای و بدوی، بلکه تلاشی برای تحقق عدالت و بازدارندگی است که تا زمانی که هدف نهایی (برقراری عدالت جهانی و فرج آل محمد) محقق نشود، ادامه مییابد.
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز که هجمههای فرهنگی، سیاسی و نظامی دشمنان اسلام گستردهتر شده است، تبیین منطق خونخواهی در اسلام، ضرورتی انکارناپذیر است. خونخواهی نه برخاسته از تأثرات وجدانی صرف، بلکه یک ضرورت عقلایی برای بقای جامعه محسوب میشود.
قرآن کریم میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» (بقره، ۱۷۹)؛ یعنی در قصاص، زندگی برای شماست. اگر قصاص و خونخواهی جدی گرفته نشود، هیچ جانی امنیت نخواهد داشت و متجاوزان در تکرار جنایت خود جریتر خواهند شد. از سوی دیگر، با گسترش جنگهای ترکیبی و تهاجمات نرم دشمنان، نیاز به بازخوانی منطق خونخواهی در اسلام بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
خونخواهی فراتر از یک مسئله امنیتی، مسئله هویت و اعتقاد است؛ چراکه رهبر دینیِ جامعه هدف قرار گرفته و این واقعه با آموزههای عاشورایی پیوند خورده است.
همانگونه که خون حسین (ع) بنیامیه را برانداخت، خونخواهی مظلومان در دوران معاصر نیز میتواند به سقوط قدرتهای اهریمنی و تحقق وعده الهی بینجامد. این خونخواهی، نهتنها پاسخی به گذشته، بلکه تضمینی برای امنیت و حیاتِ فردایِ فرزندان این سرزمین است و بر این اساس، تبیین دقیق آن برای نسل امروز و آینده، یک وظیفه اساسی و حیاتی محسوب میشود.
اهداف مقاله:
در این مقاله، با استناد به آیات قرآن و روایات معصومان (ع)، به تبیین منطق خونخواهی در اسلام میپردازیم و ابعاد مختلف این مفهوم را از منظر فقهی، تاریخی و اعتقادی بررسی میکنیم. همچنین، تفاوت میان «قصاص» و «ثأر» را بازشناسی کرده و نقش خونخواهی را در تضمین امنیت ملی و بقای جامعه اسلامی تبیین مینماییم.
در ادامه، با بررسی شهادت رهبران و شخصیتهای سیاسی، نشان میدهیم که چگونه خونخواهی جنبه حاکمیتی پیدا میکند و فراتر از مجازات یک فرد، به معنای عقب راندن متجاوز و تأمین امنیت پایدار برای آینده است. در نهایت، با استناد به آموزههای عاشورایی، به تبیین وظیفه امروز مؤمنان در قبال خون شهیدان و لزوم آمادگی برای تحقق وعده الهی خواهیم پرداخت.
بخش اول: مفهومشناسی خونخواهی (تشخیص قصاص از ثأر)
🔹 تشییع باشکوه؛ اعلامیهای برای خونخواهی
تشییع دهها میلیونی پیکر رهبر شهید انقلاب و خانوادۀ مکرمشان در تهران، قم، نجف و کربلا و سرانجام آرام گرفتن در حریم ملکوتی ثامنالحجج در شب شهادت امام سجاد (ع)، یک رفراندوم تمامعیار نظامی و هویتی بود.
در میانۀ این امواج انسانی، آنچه بیش از همه به چشم آمد و در لنز دوربینهای جهان ثبت شد، پلاکاردها و فریادهای مطالبۀ «انتقام، قصاص و خونخواهی» بود.
این موج سهمگین چنان ارکان استکبار را لرزاند که ترامپ، رئیسجمهور متجاوز آمریکا، با دستپاچگی به توهمات همیشگی خود پناه برد و تهدید کرد که در صورت واکنش ایران، کشور را با هزاران موشک بمباران خواهد کرد. اما او یک نکتۀ کلیدی را در دستگاه محاسباتی خود نادیده گرفته است: منطق خونخواهی در اسلام.
خونخواهی در اسلام، نه یک انتقامجویی قبیلهای و بدوی، بلکه تلاشی برای تحقق عدالت و بازدارندگی است. اگر خونخواهی و انتقام جدی گرفته نشود، هیچ جانی امنیت نخواهد داشت و متجاوزان در تکرار جنایت خود جریتر خواهند شد.
قرآن کریم با بیانی رسا، فلسفه قصاص را چنین تبیین میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» (۱)؛ «ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، زندگی است».
این آیه، قصاص و خونخواهی را نه به معنای گسترش خشونت، بلکه تضمینی برای بقای جامعه و جلوگیری از تکرار جنایت معرفی میکند. شعارهای مردم در تشییع پیکر رهبر شهید، نشاندهنده زندهبودن روحیه مقاومت و پیوند آن با آموزههای عاشورایی است.
همانگونه که خون حسین (ع) بنیامیه را برانداخت، خونخواهی مظلومان در دوران معاصر نیز میتواند به سقوط قدرتهای اهریمنی و تحقق وعده الهی بینجامد. این خونخواهی، نهتنها پاسخی به گذشته، بلکه تضمینی برای امنیت و حیاتِ فردایِ فرزندان این سرزمین است.
🔹 تفاوت قصاص و ثأر در فقه و حقوق اسلامی
برای درک چرایی استمرار این فریاد، باید مرز دقیق بین دو مفهوم فقهی و فلسفی را بازشناسیم: «قصاص» و «ثأر». قصاص در فقه و حقوق اسلامی، حکمی حقوقی برای حفظ حیات جامعه و بر اساس قاعده «النفس بالنفس» (جان در مقابل جان) وضع شده است.
این حکم، پاسخی به یک جنایت مشخص و متوجه شخصِ قاتل است تا از تعدی و خونریزی بیشتر جلوگیری کند. قصاص با مجازات قاتل یا پرداخت دیه به پایان میرسد و هدف آن، بازداشتن افراد از ارتکاب جنایت و تأمین امنیت جامعه است.
اما «ثأر» یا همان خونخواهی، فراتر از جسمِ قاتل، به دنبال محقق کردن هدفی است که مقتول در راه آن کشته شده است. خونخواهی، یک مفهوم حقوقی صرف نیست؛ بلکه یک جریان و یک نهضت است که با هدف تحقق عدالت الهی و احیای ارزشهای از دسترفته، در طول تاریخ جریان مییابد و تا زمانی که آن هدف محقق نشود، ادامه مییابد و هرگز به قصاص قاتلان محدود نمیشود.
در تاریخ صدر اسلام، حمزه سیدالشهدا در جنگ احد به شکلی فجیع به شهادت رسید. با اینکه پیامبر (ص) از قاتل او (وحشی) گذشت و قصاص شخصی صورت نگرفت، اما انتقام خون حمزه با فتح مکه و برافتادن بساط شرک و جاهلیت محقق شد.
این نشان میدهد که خونخواهی، فراتر از مجازات قاتلان است و هدف نهایی آن، نابودی جریان ظلم و ستم و تثبیت ارزشهای الهی در جامعه است.
در مورد اباعبدالله الحسین (ع) نیز، اگرچه مختار ثقفی قاتلان را قصاص کرد، اما پرچم خونخواهی ایشان همچنان برافراشته است؛ زیرا انتقام نهایی خون سیدالشهداء (ع) تنها با برقراری عدالت جهانی و فرج آل محمد (ص) محقق میشود و این حقیقتی است که در زیارت عاشورا نیز به آن اشاره شده است.
قرآن کریم نیز بر این معنا تأکید کرده و میفرماید: «فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا» (۲)؛ «ما از کسانی که جرم کردند انتقام گرفتیم». این انتقام الهی، فراتر از قصاص فردی است و به معنای برخورد با جریان جرم و ظلم در طول تاریخ است.
🔹 «ثارالله»؛ لقبی که فلسفه خونخواهی را کامل میکند
لقب «ثارالله» برای امام حسین (ع) در آن ساعات پایانی واقعه عاشورا تثبیت شد؛ زمانی که ایشان با خون خود تصویری برای ابدیت ساخت.
امام در آن لحظات، با آغشتن محاسن و صورت خود به خون، یک «شکایت تصویری» در دل تاریخ به یادگار گذاشت تا هرگز راه بر انکار حقیقت بسته نشود و فرمودند: «خضاب کردم سر و صورت خودم را به خونم و همینجور میخواهم جدم رسولالله را ملاقات کنم و شکایت این قوم را اینگونه ببرم».
این حرکت تاریخی، نشان از عمق مظلومیت و عظمت خون سیدالشهدا (ع) دارد که خود به عنوان یک سند زنده و تصویری، در تاریخ ثبت شد تا هیچکس نتواند جنایت کربلا را انکار کند و یا آن را به فراموشی بسپارد.
ثارالله به معنای خونی است که صاحباختیار و خونخواه آن، خودِ خداوند است. این لقب، برگرفته از زیارت عاشورا است که میخوانیم: «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» (۳)؛ «سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا». این پیوستگی ولایی باعث میشود که خونخواهی از یک «فرد»، به خونخواهی برای «عدالت الهی» تبدیل شود.
خون امام حسین (ع) نه تنها به یک فرد یا خانواده تعلق ندارد، بلکه متعلق به جریان حق و عدالت در طول تاریخ است و خداوند خود، خونخواهی او را به عهده گرفته است. این مفهوم، درک عمیقتری از خونخواهی ارائه میدهد که فراتر از قصاص قاتلان است و با هدف نهایی تحقق حکومت جهانی عدل، گره خورده است.
🔹 وعده الهی برای انتقام و یاری مؤمنان
قرآن کریم به صراحت بر اراده الهی برای انتقام از مجرمان تأکید کرده است و این وعده را برای مؤمنان و مظلومان، به عنوان یک حقیقت قطعی و غیرقابلتغییر مطرح میکند. در سوره روم آمده است: «فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا» (۴)؛ «ما از کسانی که جرم کردند انتقام گرفتیم».
این انتقام الهی، نشان از عدالت مطلق خداوند دارد که هیچ ظلم و ستمی را بیپاسخ نمیگذارد و در زمان مناسب، به انتقام از ظالمان خواهد پرداخت.
همچنین در آیه ۶۰ سوره حج، خداوند وعده داده است که اگر بر کسی که مورد تجاوز قرار گرفته، بار دیگر ستم شود، خداوند حتماً و قاطعانه او را یاری خواهد کرد. این نصرت الهی، حقی است که خداوند بر عهده خود گذاشته است و میفرماید: «وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ» (۵)؛ «و یاری مؤمنان بر ما حقی است».
خونخواهی رهبران سیاسی و دینی، جنبه حاکمیتی پیدا میکند و تنها با مجازات یک فرد تمام نمیشود، بلکه به معنای عقب راندن متجاوز و تأمین امنیت پایدار برای آینده است.
وقتی یک رهبر دینی یا سیاسی به شهادت میرسد، خونخواهی او، نه تنها یک مسئله حقوقی، بلکه یک مسئله تاریخی و هویتی میشود که نسلها را در بر میگیرد و تا زمانی که نظام ظلم و ستم برچیده نشود، ادامه مییابد.
این نگاه، ریشه در آموزههای قرآنی و عاشورایی دارد و نشان میدهد که خون شهیدان، هرگز هدر نمیرود و خداوند، وعده یاری و انتقام خود را جامه عمل خواهد پوشاند. آیات قرآن، این وعده را چنان محکم و قاطع بیان کردهاند که هیچ تردیدی در آن راه ندارد و مؤمنان را به صبر و استقامت در مسیر حق دعوت میکنند.
🔹 چرا فرزندانِ قاتلان مجازات میشوند؟ ریشه در افتخار به ظلم
یکی از چالشبرانگیزترین پرسشها در بحث خونخواهی این است که چرا امام زمان (عج) بازماندگان قاتلان کربلا را مجازات میکند؟ پاسخ این پرسش در منطق قرآنی و عاشورایی نهفته است.
خونخواهی در مکتب تشیع، علیه «استمرار یک تفکر ظالمانه» صورت میگیرد، نه علیه ژنتیک و تبار افراد. کسی که پس از قرنها، به جنایت گذشتگان خود افتخار میکند یا از مسیر ظالمانه آنها حمایت مینماید، بخشی از همان جبهه است و در حقیقت، خود را با آن جنایت، همراستا و همعقیده نشان داده است.
بنابراین، مجازات او نه به خاطر جرم پدرانش، بلکه به خاطر ادامهدهندگی به همان راه و روش ظالمانه است. این نگاه، از آیات قرآن نیز قابل استنباط است که میفرماید: «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» (۶)؛ «هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد»، اما کسی که با افتخار به جنایت گذشته، راه آن را ادامه دهد، خود مرتکب گناه جدیدی شده است.
امام رضا (ع) در تبیین آیه ۱۸۳ سوره آلعمران، یهودیان عصر پیامبر را به دلیل رضایت به افعال گذشتگانشان و افتخار به آن، در جرمِ قتل انبیای پیشین شریک دانسته و آنها را مخاطب سرزنش قرار دادهاند (۷).
این روایت، نشان میدهد که افتخار به جنایت و ادامه همان مسیر، انسان را در گناه گذشتگان شریک میسازد. بنابراین، انتقامِ موعود، پاکسازی زمین از تفکری است که هنوز «یزیدی» میاندیشد و به ظلمِ ظالمانِ تاریخ افتخار میکند.
امروز نیز فریاد «یالثاراتالحسین» در تشییع رهبر شهید، نشاندهنده همان منطق خونخواهی است که از کربلا تا میناب ادامه دارد و خون شهیدان، ضامن امنیت ملی و حیات جامعه در آینده است.
این منطق، با قرآن و سنت معصومین (ع) کاملاً هماهنگ است و نشان میدهد که خونخواهی، نه یک عمل کور و احساسی، بلکه یک برنامه الهی برای تحقق عدالت و برچیدن بساط ظلم در طول تاریخ است و با ظهور حضرت مهدی (عج)، به اوج و کمال نهایی خود خواهد رسید.
بخش دوم: تفاوت ظریف قصاص با خونخواهی و انتقام
🔹 خلط خونخواهی با قصاص؛ ریشه سوءتفاهمها
یکی از مهمترین اشتباهات در درک مفهوم خونخواهی، خلط آن با «قصاص» است. شأن نزول آیه قصاص (بقره، آیه ۱۷۸)، تعدی و تجاوز در قتل و خونخواهی کردن در زمان جاهلیت بود (۸).
پس چرا در اسلام، خونخواهی افزون بر قصاص داریم؟! مانند خونخواهی سیدالشهدا (ع) توسط امام زمان (عج) علیرغم قصاص قاتلین توسط مختار ثقفی. این پرسش، نشان میدهد که خونخواهی در اسلام، معنایی فراتر از قصاص دارد و نباید آن را با یک مجازات حقوقی ساده، یکسان پنداشت.
خلط این دو مفهوم، باعث سوءتفاهمهای فراوانی شده است و برخی را به اشتباه انداخته که روایات انتقام و خونخواهی را ساختگی یا برگرفته از اسرائیلیات میپندارند، در حالی که این مفاهیم، ریشه در عمیقترین آموزههای اسلامی دارد و با قصاص، تفاوتهای اساسی و بنیادین دارد.
امیرالمؤمنین (ع) خود وصیت به قصاص ابنملجم کرد و به قاعده «النفس بالنفس» (یک جان در مقابل یک جان) سفارش فرمود (۹)؛ اما در زیارات مأثوره درباره همان حضرت میخوانیم: «أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى الطَّالِبُ بِثَأْرِکَ» (۱۰)؛ «گواهی میدهم که خداوند متعال، خونخواه توست».
پس از قصاص قاتل، خداوند همچنان خونخواه امیرالمؤمنین (ع) است، یعنی چه؟! این تناقض ظاهری، زمانی حل میشود که بدانیم «قصاص» از شخص حقیقی است و خود جانی به مثل همان جنایت مجازات میشود؛ اما «خونخواهی» (طلب دم و ثأر) از شخصیت حقوقی و سازمانی است که آن جنایت را رقم زده و تداوم بخشیده است و خداوند با نابودی سازمان ظلم و ستم، به خونخواهی اولیای خود میپردازد.
🔹 ثأر؛ فراتر از جسم قاتل
در فقه و حقوق اسلامی، «قصاص» حکمی حقوقی برای حفظ حیات جامعه و بر اساس قاعده «النفس بالنفس» (جان در مقابل جان) وضع شده است. قصاص، پاسخی به یک جنایت مشخص و متوجه شخصِ قاتل است تا از تعدی و خونریزی بیشتر در جامعه جلوگیری کند.
قصاص حقی است که با مجازات قاتل یا پرداخت دیه به پایان میرسد؛ اما «ثأر» یا همان خونخواهی، فراتر از جسمِ قاتل، به دنبال محقق کردن هدفی است که مقتول در راه آن کشته شده است.
خونخواهی، یک مفهوم حقوقی صرف نیست؛ بلکه یک جریان و یک نهضت است که با هدف تحقق عدالت الهی و احیای ارزشهای از دسترفته، در طول تاریخ جریان مییابد و تا زمانی که آن هدف محقق نشود، ادامه مییابد و هرگز به قصاص قاتلان محدود نمیشود.
قرآن کریم نیز بر این تفاوت تأکید کرده است. در آیه ۱۲۶ سوره نحل که شأن نزول آن، کشتن حمزه سیدالشهدا (ع) در جنگ احد بیان شده است، خداوند جواز مقابله به مثل را میدهد اما صبر را بهتر میشمارد (۱۱).
از قضا رسول الله (ص) به قسمت صبرش عمل کرد. وحشی قاتل حمزه (ع) را ترور نکرد. حتی پس از فتح مکه او را بخشید. آنهم با چه ناز و کششی که او مخفی شده بود و ناامید از بخشش، هربار پیامی میفرستاد و به آیهای تمسک میکرد که لایق بخشش نیست و باز رسول الله (ص) آیات بشارت میفرستاد تا دست آخر با آیه ۵۳ سوره زمر صید شد (۱۲)! آمد و توسط پیامبر رحمت بخشیده شد.
با اینکه پیامبر (ص) از قاتل حمزه گذشت، اما انتقام خون حمزه با «فتح مکه» و برافتادن بساط شرک و جاهلیت محقق شد. در واقع، انتقام به معنای رسیدن به اهدافی است که شهید برای آنها جان خود را فدا کرده است.
🔹 دو آیه قرینه برای تفکیک قصاص از انتقام
در قرآن کریم، دو آیه قرینه وجود دارد که تفاوت بین قصاص و انتقام (خونخواهی) را به خوبی نشان میدهد. آیه ۱۲۶ سوره نحل که به صراحت به جواز مقابله به مثل اشاره دارد، اما صبر را بهتر معرفی میکند.
پیامبر اکرم (ص) در خونخواهی حمزه (ع) به این آیه عمل کرد و با وجود اجازه قصاص، صبر را پیشه ساخت و از کشتن قاتل حمزه خودداری کرد؛ اما انتقام خون حمزه را با فتح مکه و نابودی بساط شرک، محقق ساخت. این نشان میدهد که خونخواهی، با قصاص تفاوت اساسی دارد و هدف آن، نابودی سازمان ظلم است، نه صرفاً مجازات قاتل.
آیه ۶۰ سوره حج که با همان مضمون جواز مقابله به مثل است، اما ذیل آن به جای سفارش به صبر، وعده نصرت الهی داده شده است (۱۳).
شأن نزول آن را نقشه قتل پیامبر (ص) و اخراج حضرت از مکه شمردهاند که خداوند عقوبت آن کار را جنگ بدر و کشتن سرانی از قریش قرار داد (۱۴). پیامبر که کشته نشده بود؛ پس این قصاص نیست، انتقام و طلب حق است.
این دو آیه، به خوبی نشان میدهند که گاهی خداوند با نابودی سازمان ظلم و ستم، به خونخواهی میپردازد، نه با قصاص قاتلان. پیامبر اکرم (ص) فتح مکه و شکستن سازمان قریش و سفیانیها را خونخواهی حمزه (ع) قرار داد، نه کشتن یک برده قاتل! این الگو، برای تمام تاریخ و تمام مظلومان، یک درس بزرگ است که خونخواهی، فراتر از قصاص قاتلان است و با نابودی ریشههای ظلم و ستم، محقق میشود.
🔹 شخص حقیقی و شخصیت حقوقی در خونخواهی
خلط بین شخص حقیقی و شخصیت حقوقی، یکی دیگر از ریشههای سوءتفاهم درباره خونخواهی است. قصاص از شخص حقیقی است؛ خود جانی به مثل همان جنایت، مجازات میشود. اما خونخواهی (طلب دم و ثأر) از شخصیت حقوقی و سازمانی است.
نوادگان مسببین کربلا در روایات، احیاگر «مکتب سفیانی» شدهاند. خونخواهی امیرالمؤمنین (ع)، امام مجتبی (ع) و سیدالشهدا (ع) از مکتب سفیانی و پیروانش، قصاص قاتل آنها نیست؛ گرفتن حق آنهاست.
کسی که پس از قرنها، به جنایت گذشتگان خود افتخار میکند یا از مسیر ظالمانه آنها حمایت مینماید، بخشی از همان جبهه است و در حقیقت، خود را با آن جنایت، همراستا و همعقیده نشان داده است.
امام رضا (ع) در پاسخ به اباصلت که چرا نوادگان قاتلان کربلا مجازات میشوند، فرمودند: به دلیل رضایت آنان و افتخارشان به عمل پدران (۱۵).
این روایت، نشان میدهد که خونخواهی در اسلام، علیه «استمرار یک تفکر ظالمانه» صورت میگیرد، نه علیه ژنتیک و تبار افراد و کسانی که با افتخار به جنایت گذشته، راه آن را ادامه دهند، خود مرتکب گناه جدیدی شدهاند و مشمول خونخواهی الهی قرار میگیرند.
نمونه دیگر این قاعده، ماجرای شرحبیل بن عمرو غسانی است که سفیر پیامبر (حارث بن عمیر) را در راه کشت؛ پیامبر (ص) فقط مجازات و قصاص شرحبیل را نخواست، بلکه با او اعلان جنگ کرد و جنگ موته رقم خورد. چون سفیر شخصیت حقوقی هم داشت و نماینده همه مسلمانان بود؛ در مقابل خونخواهی او، کشتن قاتلش نیست، بلکه انتقام از سازمان مقابل است.
🔹 «ثارالله»؛ لقبی که فلسفه خونخواهی را کامل میکند
لقب «ثارالله» برای امام حسین (ع) در آن ۳ ساعتِ پایانی واقعه عاشورا تثبیت شد؛ زمانی که ایشان با خون خود تصویری برای ابدیت ساخت.
امام در آن لحظات، با آغشتن محاسن و صورت خود به خون، یک «شکایت تصویری» در دل تاریخ اقدام کرد تا هرگز راه بر انکار حقیقت بسته نشود و فرمودند: «خضاب کردم سر و صورت خودم را به خونم و همینجور میخواهم جدم رسولالله را ملاقات کنم و شکایت این قوم را اینگونه ببرم» .
این حرکت تاریخی، نشان از عمق مظلومیت و عظمت خون سیدالشهدا (ع) دارد که خود به عنوان یک سند زنده و تصویری، در تاریخ ثبت شد تا هیچکس نتواند جنایت کربلا را انکار کند و یا آن را به فراموشی بسپارد.
ثارالله به معنای خونی است که صاحباختیار و خونخواه آن، خودِ خداوند است. این لقب، برگرفته از زیارت عاشورا است که میخوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِه» (۱6)؛ «سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا». این پیوستگی ولایی باعث میشود که خونخواهی از یک «فرد»، به خونخواهی برای «عدالت الهی» تبدیل شود.
خون امام حسین (ع) نه تنها به یک فرد یا خانواده تعلق ندارد، بلکه متعلق به جریان حق و عدالت در طول تاریخ است و خداوند خود، خونخواهی او را به عهده گرفته است.
این مفهوم، درک عمیقتری از خونخواهی ارائه میدهد که فراتر از قصاص قاتلان است و با هدف نهایی تحقق حکومت جهانی عدل، گره خورده است. ما هم با الهام از این منطق، قول میدهیم با فتح مکهمان و شکستن سازمان استکبار، سربازان ماشهچکان قاتل شهیدان را - بشرط ایمان - ببخشیم.
بخش سوم: وعده الهی برای انتقام از مجرمان
خداوند متعال در قرآن کریم، به صراحت بر اراده الهی برای انتقام از مجرمان تأکید کرده و آن را یکی از سنتهای قطعی و تغییرناپذیر خود معرفی نموده است.
در سوره روم آمده است: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ» (۱۷)؛ «و به راستی پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که برای آنان دلایل روشن آوردند، سپس ما از آنان که مرتکب گناه شدند، انتقام گرفتیم؛ و یاری مؤمنان حقّی بر عهده ماست».
این آیه، چهار برنامه و سنت الهی را به تصویر میکشد: سنت فرستادن پیامبر، سنت معجزه داشتن انبیا، کیفر مجرمان و نصرت مؤمنان. انتقام از مجرمان، یکی از مصادیق نصرت مؤمنان است و خداوند با این وعده، به مظلومان و مستضعفان اطمینان میدهد که خون آنان هرگز بیپاسخ نمیماند.
🔹 وعده نصرت الهی در آیات قرآن
مسأله نصرت مؤمنان، در قرآن مکرر مطرح شده است. خداوند در آیه ۷ سوره محمد میفرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» (۱۸)؛ «اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند».
همچنین در آیه ۶۹ سوره عنکبوت میفرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (۱۹)؛ «و کسانی که در راه ما تلاش و مجاهده کنند، ما راههای خود را به آنان نشان خواهیم داد».
و در آیه ۵۱ سوره غافر میفرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ» (۲۰)؛ «ما قطعاً پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان برپا میشوند، یاری میکنیم».
این آیات، نشان میدهد که یاری مؤمنان، یک وعده قطعی الهی است و خداوند آن را بر خود لازم و حتمی کرده است. آشنایى با تاریخ انبیا و سرنوشت مجرمان، عامل تسلی و امید برای مؤمنان است و به آنان اطمینان میدهد که هرچند در ظاهر ممکن است شکست بخورند، اما در نهایت، پیروزی از آنِ اهل حق است.
🔹 انتقام الهی؛ سنتی تغییرناپذیر در تاریخ
قرآن کریم، انتقام از مجرمان را به عنوان یک سنت تغییرناپذیر الهی معرفی میکند. در آیه ۴۷ سوره روم، خداوند میفرماید که ما از کسانی که مرتکب جرم شدند، انتقام گرفتیم.
این انتقام، میتواند به اشکال مختلفی صورت گیرد؛ گاهی با نابودی خود مجرمان، گاهی با برافتادن بساط ظلم و ستم، و گاهی با یاری مؤمنان و پیروزی آنان بر دشمنان.
نکته مهم این است که انتقام الهی، یک مفهوم حقوقی صرف نیست، بلکه یک سنت الهی است که در طول تاریخ، همواره جاری بوده و خواهد بود و هیچکس نمیتواند از آن فرار کند. پیامبر اسلام (ص) خاتم انبیاست و بعد از او پیامبری نیست، لذا کلمه «مِنْ قَبْلِکَ» مکرر در قرآن آمده، ولی کلمه «مِنْ بَعْدِکَ» نیامده است.
یعنی سنت انتقام الهی، همچنان ادامه دارد و خداوند از طریق اولیای خود، به خونخواهی مظلومان خواهد پرداخت. ابتدا کار فرهنگی و ارشاد، سپس برخورد با مجرمان؛ این الگوی الهی است که در تمام تاریخ انبیا جریان داشته است.
🔹 جنگ موته؛ خونخواهی از سازمان متجاوز
جنگ موته (۸ ه.ق)، جدیترین نبردی بود که مسلمانان در زمان حیات رسول خدا (ص) درگیر آن شدند و همین نبرد، مقدمه و پیشدرآمدی برای فتوحات بعدی در بلاد مسیحینشین بود.
این جنگ، در حقیقت، پاسخی به جنایت «شرحبیل بن عمرو غسانی» بود که «حارث بن عمیر»، سفیر پیامبر (ص) را به شهادت رسانده بود. پیامبر (ص) به جای قصاص قاتل، با امپراتوری روم اعلان جنگ کرد و سپاهی سه هزار نفره را برای مقابله با لشکر یکصد هزار نفری روم فرستاد (۲۱).
این اقدام، نشان میدهد که خونخواهی یک شخصیت حقوقی و نماینده یک حاکمیت، فقط با کشتن قاتل تمام نمیشود و انتقام از سازمان متجاوز صورت میگیرد.
فرماندهان سپاه مسلمانان به ترتیب جعفر ابن ابیطالب، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه بودند که توسط پیامبر تعیین شده بودند و همگی به شهادت رسیدند. پس از شهادت فرماندهان، مسلمانان به رهبری خالد بن ولید عقبنشینی کرده و به مدینه بازگشتند (۲۲).
🔹 عظمت جعفر طیار در میدان نبرد
از امام صادق (ع) روایت شده است: هنگامی که مشرکان و مسلمانان در موته مقابل همدیگر قرار گرفتند، جعفر بن ابیطالب بر اسب نشسته بود که از آن پیاده شد و آن را پی کرد (پی کردن به معنای قطع زردپیای است که بین مفصل ساق و پای اسب قرار دارد) و او اولین مسلمانی بود که اسب خود را پی کرد (۲۳).
جعفر به جنگ پرداخت در حالی که میخواند: «خوشا به حال کسانی که به بهشت نزدیک شوند، بهشتی که پاکیزه است و آب گوارا دارد و همانا عذاب رومیها نزدیک شده است که افرادی کافر و بیاصل و نسب هستند و بر من واجب است که با شمشیرم بر سر آنها بکوبم».
ابنهشام مینویسد: جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست راست گرفته بود که آن را قطع کردند، سپس پرچم را به دست چپ گرفت که آن را هم قطع کردند. سپس آن را با بازوهایش بر سینهاش چسبانید تا او را به شهادت رساندند و در این حال سی و سهساله بود.
این صحنه، نشان از عظمت روحی و شجاعت کمنظیر جعفر بن ابیطالب دارد که تا آخرین لحظه، پرچم اسلام را برافراشته نگه داشت و با وجود قطع شدن هر دو دستش، پرچم را با بازوهای خود بر سینه چسباند و از آن دفاع کرد.
🔹 درسهای جنگ موته برای خونخواهی امروز
جنگ موته از جهات مختلفی حائز اهمیت است: سپاه اسلام سه هزار نفر بودند و در مقابل، امپراتوری روم با لشکر یکصد هزار نفری قرار داشت. فرماندهان مسلمانان کشته شدند و رومیها پیروز شدند، اما اسلام به همه نشان داد که هراسی از قدرتهای بزرگ ندارد.
هر چند در این جنگ، مسلمانان رنج و سختی چشیدند، اما آوازه و اشتهار نظامی رزمآوران مدینه، در جهان بازتاب گستردهای یافت و در دل همه عرب منطقه، بیم و حیرت افکند.
پس از این نبرد، قبایل کینهتوز و سرسختی که بر سر مسلمانان یورش میآوردند، از در اطاعت درآمده و گردن نهادند. طوایف بنی سلیم، بنی اشجع، بنی غطفان، بنی ذبیان، بنی فزاره و طوایفی دیگر، به اسلام گرویدند. این نبرد خونبار موته، زمینهساز و سر فصل فتوحات اسلامی در سرزمین روم و آزاد کردن سرزمینهای دور دست گردید.
این الگو، برای همه مظلومان و مستضعفان جهان، یک درس بزرگ است که خونخواهی، فراتر از قصاص قاتلان است و با نابودی سازمان و ریشههای ظلم و ستم، محقق میشود.
بخش چهارم: چرا فرزندانِ قاتلان مجازات میشوند؟
🔹 خونخواهی در برابر استمرار تفکر ظالمانه
یکی از چالشبرانگیزترین پرسشها در بحث خونخواهی این است که چرا امام زمان (عج) بازماندگان قاتلان کربلا را مجازات میکند؟ در پاسخ باید گفت که خونخواهی در مکتب تشیع، علیه «استمرار یک تفکر ظالمانه» صورت میگیرد، نه علیه ژنتیک و تبار افراد.
کسی که پس از قرنها، به جنایت گذشتگان خود افتخار میکند یا از مسیر ظالمانه آنها حمایت مینماید، بخشی از همان جبهه است و در حقیقت، خود را با آن جنایت، همراستا و همعقیده نشان داده است.
بنابراین، مجازات او نه به خاطر جرم پدرانش، بلکه به خاطر ادامهدهندگی به همان راه و روش ظالمانه است. این نگاه، ریشه در عمیقترین آموزههای قرآنی و روایی دارد و نشان میدهد که خونخواهی، نه یک انتقام کور قبیلهای، بلکه یک برنامه الهی برای پاکسازی زمین از تفکری است که هنوز «یزیدی» میاندیشد و به ظلمِ ظالمانِ تاریخ افتخار میکند.
🔹 تفسیر امام رضا (ع) از آیه ۱۸۳ سوره آلعمران
امام رضا (ع) در تبیین آیه ۱۸۳ سوره آلعمران، یهودیان عصر پیامبر را به دلیل رضایت به افعال گذشتگانشان و افتخار به آن، در جرمِ قتل انبیای پیشین شریک دانسته و آنها را مخاطب سرزنش قرار دادهاند.
در این آیه، خداوند میفرماید: «الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَیْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى یَأْتِیَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنَاتِ وَبِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ» (۲۴)؛ «همانان که گفتند: خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم تا براى ما قربانیى بیاورد که آتش [آسمانى] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند.
بگو: قطعاً پیش از من، پیامبرانى بودند که دلایل آشکار را با آنچه گفتید، براى شما آوردند؛ اگر راست مىگویید، پس چرا آنان را کشتید؟».
امام صادق (ع) پس از تلاوت این آیه فرمود: میان یهودیانِ بهانهجوی زمان پیامبر اسلام و یهودیانی که انبیا را میکشتند، پانصد سال فاصله بوده است، امّا به خاطر رضایت آنان بر قتل نیاکان، خداوند نسبت قتل را به آنان نیز داده است. این روایت، به روشنی نشان میدهد که افتخار به جنایت گذشته و رضایت به آن، انسان را در گناه گذشتگان شریک میسازد.
🔹 شخصیت حقوقی در برابر شخص حقیقی
یکی دیگر از ریشههای سوءتفاهم درباره مجازات بازماندگان، خلط بین شخص حقیقی و شخصیت حقوقی است. قصاص از شخص حقیقی است؛ خود جانی به مثل همان جنایت، مجازات میشود.
اما خونخواهی (طلب دم و ثأر) از شخصیت حقوقی و سازمانی است. نوادگان مسببین کربلا در روایات، احیاگر «مکتب سفیانی» شدهاند و با افتخار به جنایت گذشتگان و ادامه راه آنان، خود را با آن جنایت همراستا و همعقیده نشان دادهاند. بنابراین، انتقامِ موعود، پاکسازی زمین از تفکری است که هنوز «یزیدی» میاندیشد و به ظلمِ ظالمانِ تاریخ افتخار میکند.
این نگاه، از قرآن نیز قابل استنباط است که میفرماید: «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» (۲5)؛ «هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد»، اما کسی که با افتخار به جنایت گذشته، راه آن را ادامه دهد، خود مرتکب گناه جدیدی شده است و مشمول خونخواهی الهی قرار میگیرد.
🔹 درس امروز از خونخواهی عاشورا
امروز نیز فریاد «یالثاراتالحسین» در تشییع رهبر شهید، نشاندهنده همان منطق خونخواهی است که از کربلا تا میناب ادامه دارد. این خونخواهی، نه فقط به دنبال مجازات قاتلان، بلکه در پی نابودی تفکری است که به جنایت علیه اولیای الهی افتخار میکند و آن را تداوم میبخشد.
خون رهبر شهید و سایر شهدای انقلاب، ضامن امنیت ملی و حیات جامعه در آینده است و خونخواهی آنان، تضمینی برای بقای هویت و اعتقاد جامعه اسلامی محسوب میشود.
همانگونه که امام رضا (ع) در پاسخ به اباصلت فرمودند، رضایت و افتخار به جنایت، انسان را در گناه شریک میسازد و امروز نیز، کسانی که به جنایت علیه رهبر شهید افتخار میکنند یا از آن حمایت مینمایند، مشمول همین حکم هستند.
بخش پنجم: از کربلا تا میناب؛ خونخواهی ضامن امنیت آینده
🔹 خونخواهی، فراتر از یک امر موزهای
خونخواهی در مکتب اسلام، نه یک امر موزهای و تاریخی، بلکه ضامن امنیت ملی و حیات جامعه در آینده است. همانگونه که خون سیدالشهدا (ع) در طول تاریخ، جبهه حق را زنده نگه داشته و استکبار را به هراس افکنده است، امروز نیز خون شهیدان انقلاب اسلامی، به ویژه خون پاک رهبر شهید و سرداران مقاومت، به عنوان یک جریان زنده و پویا، امنیت و عزت جامعه را تضمین میکند.
فرهنگ خونخواهی، نسل به نسل منتقل میشود و به عنوان «نان شب» جبهه حق، آن را در برابر هجمههای دشمنان، استوار و پابرجا نگه میدارد. خونخواهی، نه یک احساس زودگذر، بلکه یک عزم و اراده جمعی است که با الهام از آموزههای عاشورایی، مسیر تاریخ را تعیین میکند و هرگز به بایگانی تاریخ سپرده نمیشود.
🔹 تفاوت شهروند عادی با سفیر یک نظام
تفاوت بزرگی میان یک شهروند عادی و کسی که «سفیر» و نماد یک نظام و حاکمیت است، وجود دارد. همانطور که در ماجرای جنگ موته، پیامبر اکرم (ص) به دلیل کشته شدن سفیر خود (حارث بن عمیر) توسط شرحبیل بن عمرو غسانی، به جای قصاص قاتل، با امپراتوری روم اعلان جنگ کرد و لشکرکشی به موته را فرمان داد، خونخواهی یک شخصیت حقوقی نیز تنها با مجازات یک فرد تمام نمیشود و انتقام از سازمان متجاوز صورت میگیرد (۲6).
در این نبرد، سپاه سه هزار نفری اسلام در برابر لشکر یکصد هزار نفری روم قرار گرفت و اگرچه فرماندهان مسلمان به شهادت رسیدند، اما این نبرد نشان داد که اسلام هراسی از قدرتهای بزرگ ندارد و اگر منافعش تهدید شود، از ایستادن در برابر دشمن خودداری نمیکند.
🔹 سردار سلیمانی؛ «حارث بن عمیر» عصر ما
سردار قاسم سلیمانی همچون «حارث بن عمیر»، حامل پیام و تمثالِ یک نظام بود. ترور او، ترور یک فرد نبود، بلکه حمله به موجودیت یک حکومت و هویت یک ملت بود.
همانگونه که خون سفیر پیامبر (ص)، با فتح موته و شکستن سازمان متجاوز، محقق شد، انتقام خون سردار سلیمانی نیز نه صرفاً با قصاصِ ترامپ، بلکه با «اخراج آمریکا از منطقه» (فتح مبین) محقق خواهد شد. خونخواهی یک رهبر یا سردار، جنبه حاکمیتی پیدا میکند و به معنای عقب راندن متجاوز و تأمین امنیت پایدار برای آینده است.
این نگاه، ریشه در قرآن دارد که میفرماید: «وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ» ( (۲7)؛ «و یاری مؤمنان، حقی است بر عهده ما». انتقامِ الهی، نابودی سازمان ظلم و ستم است، نه فقط مجازات قاتلان.
🔹 انتقال فرهنگ خونخواهی؛ از غور افغانستان تا امروز
مردم «غور» در افغانستان، از زنجیرهای «یحیی بن زید» برای خود انگشتر ساختند تا فرهنگ خونخواهی را نسل به نسل منتقل کنند. این حرکت، نشان از عمق و استمرار خونخواهی در مکتب تشیع دارد که هرگز به زمان و مکان خاصی محدود نمیشود.
خونخواهی، یک جریان زنده و پویا است که در طول تاریخ، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و ملتها را در برابر ظلم و ستم، متحد و یکپارچه میسازد.
امروز نیز، فریاد «یالثاراتالحسین» در تشییع رهبر شهید و سایر شهدای انقلاب، نشاندهنده همان فرهنگ خونخواهی است که از کربلا تا میناب ادامه دارد و هرگز در بایگانی تاریخ دفن نمیشود. این فرهنگ، ضامن بقای هویت و اعتقاد جامعه اسلامی است و آن را در برابر هجمههای دشمنان، مصون و استوار نگه میدارد.
🔹 سؤال بزرگ؛ در کجای این جبهه ایستادهایم؟
اکنون باید از خود بپرسیم: در کجای این جبهه ایستادهایم؟ آیا خونخواهی را به بایگانی تاریخ سپردهایم یا آن را راهی برای رسیدن به «فرج آل محمد» و قسط و عدل جهانی میدانیم؟
پاسخ این سؤال، سرنوشت ما را در این نبرد تاریخی تعیین میکند. خونخواهی، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه یک وظیفه عملی و عینی است که هر مؤمنی در حد توان خود، باید در آن مشارکت کند.
همانگونه که خون سیدالشهدا (ع) بنیامیه را برانداخت، خونخواهی مظلومان در دوران معاصر نیز میتواند به سقوط قدرتهای اهریمنی و تحقق وعده الهی بینجامد.
این خونخواهی، نهتنها پاسخی به گذشته، بلکه تضمینی برای امنیت و حیاتِ فردایِ فرزندان این سرزمین است و ما باید با تأسی از آموزههای عاشورایی، خود را برای تحقق این هدف والا، آماده و مهیا سازیم. انشاءالله که در زمره خونخواهان سیدالشهدا (ع) و یاران او در عصر ظهور قرار گیریم.
نتیجهگیری
بررسی مفهوم خونخواهی در اسلام نشان میدهد که این مفهوم، فراتر از یک انتقامجویی قبیلهای و بدوی، ریشه در عمیقترین آموزههای قرآنی و روایی دارد و به عنوان جریانی برای تحقق عدالت، بازدارندگی و امنیت پایدار جوامع انسانی عمل میکند.
تمایز میان «قصاص» به عنوان یک حکم حقوقی محدود به شخص قاتل، و «ثأر» به عنوان خونخواهی علیه سازمان و تفکر ظالمانه، نشاندهنده نگاه جامع و فراتر از فردیت در اسلام است.
خونخواهی، نه تنها پاسخی به جنایت گذشته، بلکه تضمینی برای بقای هویت و اعتقاد جامعه اسلامی و زمینهساز تحقق عدالت جهانی در عصر ظهور محسوب میشود.
از عاشورا تا رخدادهای معاصر، خونخواهی همواره به عنوان موتور محرک جبهه حق عمل کرده و ضامن امنیت و عزت ملتهای مظلوم در برابر استکبار جهانی بوده است.
خون سیدالشهدا (ع)، خون رهبران شهید و سرداران مقاومت، با الهام از منطق «ثارالله»، هرگز به سردی نمیگراید و مسیر تاریخ را به سوی تحقق وعده الهی و برپایی قسط و عدل جهانی هدایت میکند.
امروز، فریاد «یالثاراتالحسین» که در تشییع باشکوه رهبر شهید انقلاب طنینانداز شد، نشاندهنده استمرار همان منطق خونخواهی است که از کربلا تا میناب ادامه دارد و هرگز در بایگانی تاریخ دفن نمیشود.
ما نیز با تأسی از این آموزهها، وظیفه داریم در این جبهه الهی بایستیم و خود را برای تحقق وعده فرج و ظهور منجی بشریت، آماده سازیم.
ارجاعات:
(۱) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۷۹
(۲) قرآن کریم، سوره روم، آیه ۴۷
(۳) مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا، فراز «السلام علیک یا ثارالله»
(۴) قرآن کریم، سوره روم، آیه ۴۷
(۵) قرآن کریم، سوره روم، آیه ۴۷
(۶) قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۱۵
(۷) برگرفته از روایت امام رضا (ع) در تفسیر آیه ۱۸۳ سوره آلعمران (با تلخیص)
(۸) مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۹
(۹) ارشاد مفید، ترجمه محلاتی، ج ۱، ص ۱۹
(۱۰) مصباح المتهجد، ج ۱، ص ۴۰۲
(۱۱) قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۱۲۶
(۱۲) قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۵۳
(۱۳) قرآن کریم، سوره حج، آیه ۶۰
(۱۴) تفسیر قمی، ج ۲، ص ۸۶
(۱۵) عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۷۳ (روایت صحیح السند)
(۱6) مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا، فراز «السلام علیک یا ثارالله»
(۱۷) قرآن کریم، سوره روم، آیه ۴۷
(۱۸) قرآن کریم، سوره محمد، آیه ۷
(۱۹) قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه ۶۹
(۲۰) قرآن کریم، سوره غافر، آیه ۵۱
(۲۱) مهدوی دامغانی، محمود، ترجمه طبقات کبری، ج ۳، ص ۳۸
(۲۲) ابنهشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۷۸
(۲۳) ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج ۲، ص ۱۱۴
(۲۴) قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۱۸۳
(۲۵) آیه 18 سوره فاطر
(۲6) برگرفته از تفسیر برهان، ج ۱، ص ۳۲۸ و کافی، ج ۲، ص ۴۰۹
(۲7) قرآن کریم، سوره روم، آیه ۴۷
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: راسخون