این الگو را میتوان در حضور زنان ایران در مسائل روز نیز بازخوانی کرد؛ زنانی که در موقعیتهای دشوار، از میدانهای مقاومت و امدادرسانی تا عرصه روایتگری، فرهنگ و فعالیت اجتماعی، نقش خود را به زندگی شخصی محدود نکردهاند. دلیری این زنان صرفاً در تحمل سختیها خلاصه نمیشود؛ در ایستادگی بر باورها، دفاع از حق و پذیرفتن مسئولیت در لحظههای سرنوشتساز نیز جلوه پیدا میکند.
شهید آیتالله خامنهای در دیدار با زنان و دختران در آذر ۱۴۰۴، از جمله ویژگیهای حضرت زهرا(س) را دفاع شجاعانه از حق مظلوم، روشنگری، تبیین حقایق و فهم و عمل سیاسی برشمردند و زنان ایرانی را برخوردار از الگویی دانستند که از این ویژگیها درس میگیرند. از این منظر، الگو شدن زنان ایران زمانی معنا پیدا میکند که این ویژگیها در کنش و انتخاب آنان دیده شود؛ زنانی که تنها درباره مسائل جامعه سخن نمیگویند، بلکه در برابر آنها موضع میگیرند و مسئولیت میپذیرند.
اهمیت این الگو در جهان امروز، بهویژه در مواجهه با رنج و مظلومیت انسانها، بیشتر آشکار میشود. در جهانی که با وجود گسترش شعارهای مربوط به حقوق زنان، همچنان خشونت، تبعیض و محدودیت مشارکت زنان در تصمیمگیریها ادامه دارد، مسئله تنها حضور زنان در ساختارهای رسمی نیست؛ این است که آیا زن میتواند صدای مستقل خود را در دفاع از حقیقت و کرامت انسان به گوش برساند؟ گزارشهای سازمان ملل نیز از تداوم خشونت علیه زنان، موانع ساختاری و حضور ناکافی آنان در جایگاههای تصمیمگیری حکایت دارند.
در چنین شرایطی، حمایت از مظلوم، فارغ از مرز و هویت او، میتواند معیاری برای سنجش مسئولیت اجتماعی باشد. زنی که در برابر رنج دیگران بیتفاوت نمیماند، از سطح مطالبه حقوق فردی فراتر میرود و به کنشگری تبدیل میشود که کرامت انسان را مسئله خود میداند. این همان نقطهای است که دلیری زن ایرانی، اگر با آگاهی، عدالتخواهی و دفاع از مظلوم همراه شود، میتواند به روایتی فراتر از مرزهای جغرافیایی تبدیل شود.
بازخوانی سیره حضرت زهرا(س) برای زنان امروز، دعوت به تکرار ظاهری یک الگو نیست؛ دعوت به فهم منطق حضور او در تاریخ است. زن صاحبموضع، زنی است که هم در خانواده مسئولیت میپذیرد، هم در جامعه نقش دارد و هم در برابر بیعدالتی، هویت و باورهای خود را به فراموشی نمیسپارد. او نه برای اثبات حضورش ناچار به تقلید از الگوهای مسلط جهان است و نه برای حفظ هویت خود از مسئولیت اجتماعی کناره میگیرد.
زنان ایران نیز هنگامی میتوانند به الگویی الهامبخش برای دیگر زنان جهان تبدیل شوند که دلیری را با خرد، حضور را با مسئولیت و مطالبه حق را با دفاع از مظلوم پیوند بزنند. در این افق، الگوی فاطمی صرفاً خاطرهای از تاریخ نیست؛ معیاری برای کنش امروز زنانی است که میخواهند در شکلدادن به آینده جامعه خود سهم داشته باشند و در برابر رنج انسانها، صدایی مسئولانه و موضعی روشن اختیار کنند