به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

خداوند متعال در قرآن کریم شخصیتی را معرفی میکنند و مجموعه اقدامات او را آشکار کی کند تا تمام بشریت بدانند که اولا در دنیا شخصیتهایی مانند او هستند و نسبت به اقدامات او هم آگاه باشند و وی فرعون است، قرآن کریم فرعون را صرفاً پادشاهی ستمگر در تاریخ مصر معرفی نمیکند؛ بلکه به عنوان نماد استکبار و طاغوت، مجموعهای از رفتارها، روشها و سازوکارهای قدرتطلبی وی را به تصویر میکشد؛ بهگونهای که میتوان از آنها برای شناخت منطق نظامهای استکباری و حاکمان مستکبر در دورههای مختلف تاریخ بهره گرفت.
فرعون یعنی همان ابوسفیان عصر نبوی (ص)، همان معاویه عصر علوی (ع) و مجتبوی (ع)، همان یزید عصر حسینی (ع)، ولید بن عبدالملک عصر امام سجاد (ع)، هشام بن عبدالملک عصر امام باقر (ع)، منصور دوانیقی عصر امام صادق (ع)، هارون عباسی عصر امام کاظم (ع)، مأمون عصر امام رضا (ع)، معتصم عباسی عصر امام جواد (ع)، متوکل عباسی عصر امام هادی (ع)، معتمد عباسی عصر امام عسکری (ع)، آمریکا و اسرائیل عصر مهدوی (عج).
فرعون در منطق قرآن، نماد قدرتی است که: - خود را برتر از دیگران میداند، مردم را به اطاعت از خویش فرامیخواند، جامعه را به گروههای متخاصم تقسیم میکند، حقیقت را تحریف میکند، از ابزارهای تبلیغاتی برای فریب افکار عمومی بهره میبرد، و در برابر هر حرکت استقلالطلبانهای که سلطهاش را به خطر اندازد، واکنش نشان میدهد.
چند آیه قرآن را مرور کنیم نسبت به رفتارشناسی فرعون، نخستین ویژگی فرعون، روحیه استکباری اوست؛ یعنی خود را در جایگاهی میبیند که دیگران حق مخالفت با او یا زیر سؤال بردن ارادهاش را ندارند: «وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَینَا لَا یُرْجَعُونَ» (القصص: ۳۹) استکبار تنها برخورداری از قدرت نظامی یا اقتصادی نیست؛ بلکه تبدیل قدرت به معیار حق و باطل است.
مستکبر بهجای آنکه قدرت خود را در برابر حق پاسخگو بداند، انتظار دارد حق و حقیقت با خواستههای وی هماهنگ شوند.
در این منطق، قدرت بهتدریج از ابزار اداره جامعه به وسیلهای برای تحمیل اراده بر دیگران تبدیل میشود.
این آیه همچنین به یک ریشه عمیقتر اشاره میکند: فراموشی مسئولیت و حسابرسی، کسی که خود را از پاسخگویی بینیاز بداند، برای تجاوز از حدود اخلاقی و حقوق دیگران مانع کمتری احساس میکند.
دومین ویژگی ادعای برتری مطلق و انحصار حق حاکمیت برای خودش، فرعون تنها به فرمانروایی بر مصر قانع نبود؛ او میخواست برتری خود را بهعنوان یک حقیقت بدیهی به مردم بقبولاند: «وَ نَادَى فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یا قَوْمِ أَ لَیسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلَا تُبْصِرُونَ أَمْ أَنَا خَیرٌ مِنْ هذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لَا یکَادُ یُبِینُ (الزخرف: ۵۱ - ۵۲).
فرعون برای اثبات برتری خود، به دو مؤلفه متوسل میشود: نخست، نمایش ثروت و امکانات؛ دوم، تحقیر رقیب. او بهجای پاسخگویی به پیام حضرت موسی (ع)، از شکوه ظاهری حکومت خود سخن میگوید و از وضعیت ظاهری و شیوه سخن گفتن پیامبر الهی برای تخریب شخصیت وی بهره میبرد.
در رفتارشناسی استکبار، این دو روش همچنان قابل شناساییاند: قدرتنمایی: معرفی ثروت، فناوری، تسلیحات و نفوذ سیاسی بهعنوان نشانه برتری ذاتی. تحقیر مخالف: بیاعتبار کردن شخصیت، هویت یا توانایی طرف مقابل بهجای پاسخ دادن به استدلال وی و درس قرآنی این است که برخورداری از قدرت، ثروت و امکانات، بهخودیخود دلیل حقانیت نیست.
سومین ویژگی فرعون که دشمنان کنونی هم بهره میبرند، تفرقهافکنی و شکستن انسجام اجتماعی است، یکی از خطرناکترین روشهای فرعون، ایجاد شکاف در جامعه و تبدیل تفاوتهای اجتماعی به ابزاری برای سلطه بود: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِیعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ یذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ» (القصص: ۴) قرآن میان برتریجویی فرعون و گروهگروه کردن مردم ارتباط برقرار میکند.
فرعون برای تثبیت قدرت خود، جامعه را به وضعیتی میکشاند که بخشی از مردم تحت سلطه و محروم از حقوق اساسی خود قرار گیرند.
استضعاف نیز صرفاً فقر اقتصادی نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن، توان تصمیمگیری، مقاومت و اثرگذاری از یک گروه سلب میشود.
در تحلیل استکبار معاصر، باید مراقب سازوکارهایی بود که جوامع مستقل را از درون دچار شکاف میکنند، اختلافات طبیعی را به دشمنیهای فرساینده تبدیل میسازند و توان جمعی آنها را کاهش میدهند.
البته هر اختلاف داخلی یا هر منازعه اجتماعی را نمیتوان به توطئه خارجی نسبت داد. تشخیص دقیق، مستلزم بررسی شواهد است.
اما آموزه قرآنی روشن است: جامعهای که به گروههای ضعیف و بیپناه تقسیم شود، آسانتر در معرض سلطه قرار میگیرد.
بیان سایر ویزگیها ان شاءالله در خطبههای آینده، اینها را که شناختیم آن موقع تطبیق باید بدهیم تا در دام دشمنان گرفتار نشویم.
امروز جمعه ۸ آبان سالروز شهادت دانش آموز شهید حسین فهمیده است که به یک نماد تبدیل شده است و امام خمینی ره او رهبر خطاب کرد یعنی آن روحیه و آن مجاهدت راه و طریقی است برای نجات کشور و البته مجاهدان فلسطینی با بهره گیری عملیاتها استشهادی را الگو برداری کردند، امام شهیدمان فرمودند: شهید حسین فهمیده از آن مواردی است که شخصیّتهای حقیقی، به نماد و به حقایق اسطورهگون تبدیل میشوند.
ما در تاریخ خود از این موارد بسیار داریم وای بسا حوادثی که امروز وقتی گفته شود، از بس عجیب است همه تصوّر کنند که اسطوره و افسانه است؛ امّا حقیقت است.
نمونههای آن را ما در زمان خودمان بارها و بارها دیدهایم و شنیدهایم و از جمله زیباترین آنها، شهادت این نوجوان بسیجی است.
وی سیزده ساله بود؛ امّا با رشد، با شعور، با اراده و مصمّم، که کشور خود را میشناخت، امام خود را میشناخت، دشمن خود را میشناخت، اهمیت وجود و فعّالیت خود را هم میشناخت و رفت این سرمایه را تقدیم عزّت کشور و آینده انقلاب و منافع و مصالح مردم کرد. جسم وی رفت؛ امّا روحش زنده ماند، یادش ابدی شد و خاطرهاش به صورت اسطوره درآمد.
این الگو است و در ادامه فرمودند: جوانان و نوجوانان عزیز من! همه شما میتوانید در کشورتان نقش پیدا کنید.
یک روز نقش، نقش «حسین فهمیده» بود؛ یک روز نقشهای دیگر است.
در زمینه مسائل دینی، مسائل فرهنگی، مسائل سیاسی، مسائل اخلاقی، آیندهنگری، امیدبخشی، نشاط دادن به محیط پیرامون خود و تعبّد و تقیّد و پایبندی به شریعت اسلامی - که سرمایه سربلندی فرد و جامعه است – میتوان مجاهدت کرد.
البتّه در آنها، دادن جان مطرح نیست؛ امّا همّت و اراده و تصمیم لازم دارد.
همه میتوانید در مدارس، در دانشگاهها، در محیطهای کار و غیره، نقش ایفا کنید.
جوانِ زنده و بانشاط و پُرامید و پاکدامن، میتواند یک تاریخ را بیمه کند.
به همین جهت است که روی جوانان کشورهای دنیا، صهیونیستها و استعمارگران و کمپانیداران عالَم، سالها کار و تلاش کردند تا شاید بتوانند نسلهای جوان را فاسد کنند؛ اراده و امید را از آنها بگیرند؛ آینده را در چشم آنها تیره و تار کنند؛ آنها را به آینده مأیوس نمایند و دچار مشکلات عصبی و اخلاقی کنند.
آنچه در دنیا میبینید، تصادفی نیست و تلاش دشمن تا الان به صورت کامل نتوانسته محقق بشود و آن مقدار هم که خسارت زده با برنامه ریزی و طراحی جامع قابل جبران است.
نوجوان ما باید بداند که وی میتواند مانند شهید فهمیده پایه گذار یک مکتب باشد و این زمینه اثرگذاری جهانی را انقلاب اسلامی ایران ایجاد کرد و البته که دشمن از این هراسان است و تمام تلاش خود را بر این دارد که نوجوان و جوان عزیز این ملت را سرگرم کارهایی کند که اساسا شخصیت و هویت وی را منقلب و دگرگون کند و برایش مهم نباشد و این یک خطر راهبردی است و من همینجا یک خطای راهبردی اتفاق افتاده را عرض بکنم، ببینید ما یک کشور مستقل هستیم و در همه حوزهها باید استقلال خودمان را نشان دهیم که البته هنوز بواسطه برخی تفکرات غربی در معرض خطر قرار میگیرد، نمونههایی را مثال بزنم سند ۲۰۳۰ که در آن دولت کذایی مطرح شد، دیدید که امام شهیدمان موضع محکمی گرفتند و همین محور را بیان کردند ما هویت مستقلی داریم و سند تحول هم بر این اساس طراحی شده نیاز به سند ۲۰۳۰ که طرحی دیگران است را نمیپذیریم که ما شبیه خواستههای آنها بشویم، ما فرهنگ مستقل و والا و متعالی داریم، هم فرهنگ ایرانی ما والاست و هم فرهنگ اسلامی ما والا است، براساس این مبانی و برخی نکات دیگر حتی واژه سازیها ما باید بر همین اساس باشد نه براساس مطالعات غربیها خصوصا آمریکا، خب نسل پژوهان آنها رفتند جامعه خودشان را بررسی کردند و به ویژگیهایی رسیدند و آن را تعمیم دادند به کل جامعه خودشان، حالا ما بریم بدون بررسی و نسل پژوهی متناسب با جامعه خودمان و فرهنگ ایرانی اسلامی خودمان نسل نوجوان خودمان را نسل z معرفی کنیم و همان ویژگیها را بر اینها تطبیق بدهیم و بدون توجه در کشور این نام را رسمیت بدهیم و جایگاه هم تعریف کنیم و در استان خودمان هم جلسه برگزار کنیم، در حالیکه نسل نوجوان ما ویژگیها منحصر به فردی دارد و همیشه مایه افتخار است و میتواند برای جهانیان الگو باشد که شده حالا بیایید او تقلیل بدهی به ویژگیها نسل z که پژوهش آمریکاییها است، یک مطالعه ساده مسیر این نامگذاری برای نسلها را برای انسان روشن میکند، جامعه شناسان اسلامی و نسل پژوهان خودمان چرا مدد نمیرسانند؟
اینجا است که مراکز پژوهشی دانشگاهی و حوزههای علمیه ما در این موضوعات باید ورود کند و در همه ساحات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی این رگههای وابستگی را قطع کند و ما را از این خطاهای راهبردی بر حذر بدارند، ما الان در حوزه نظامی وقتی تمام رگهها بست شد و تفکر ناب و خالص انقلابی آمد، اینهمه افتخار نصیب شد به تعبیر امام شهیدمان از نمیفروشیم، رسیدند به نفروشید، ما در دورهای حاضر بودیم چند برابر قیمت سلاح بخریم، اما میگفتند نمیفروشیم حتی سیم خاردار، حالا اوج تکنولوژی رسیدیم و عبور کردیم در برخی حوزهها از تکنولوژی جهان (سامانه پاتریوت اوج تکنولوژی جهان است، وقتی نمیتواند موشک ما رهگیری کند، یعنی ما از آن عبور کردیم)، حالا که عبور کردیم از تکنولوژی آنها میگویند نفروشید، این تفکر انقلابی و مجاهدتها و ایستادگیها ما را به این اوج رساند، در سایر حوزهها هم اگر همین نگاه صددرصدی تحقق پیدا کند، در اوج خواهیم بود.
• مدال آوران المپیادها جهانی در یک وعده هر ساله مدال هایشان را به امام شهیدمان هدیه میدادند که امسال در شرایطی متفاوت انجام شد و داغ دوری از امام شهید در این مراسم نمایان بود، رهبر معظم انقلاب پیامی راهبردی نوشتند که این پیام یک ساختار سهبُعدی داشت، بُعد اول. بُعد ارزشی–انگیزشی: الگوسازی از حضرت زهرا (س) و شهدا برای ایجاد انگیزه، امید و پشتوانه معنوی حرکت نخبگان. بُعد دوم. بُعد راهبردی: تبیین «ایران قوی» بر پایه فرا راهبرد «العلمُ سلطان»، ضرورت خیزش علمی عمیق و شتابان، و نقش بیبدیل نخبگان در معادلات و نظم جدید جهانی.
• بُعد سوم. بُعد عملیاتی: ارائه پنج الزام مشخص (توسعه علوم پایه، مرزشکنی و حل مسائل حلنشده، خلاقیت و نوآوری، خوداتکایی و کنشگری فراسرزمینی، اتصال صنعت و دانشگاه) و تعیین وظایف دوگانه برای نخبگان (شکر نعمت و مسئولیت اجتماعی) و مسئولان (زیرساختسازی و بهرهگیری از خرد جمعی) که در خبرها دیدم معاون محترم علمی ریاست جمهوری بر همین اساس هشت محور راهبردی برای خیزش علمی را اعلام کرد که جای تقدیر دارد و آرزو میکنیم تا ان شاءالله این امور محقق شود.
• خب اخیرا شاهد برگزاری انتخابات در رژیم منحوس صهیونیستی بودیم که البته نتیجه آن برای ما اهمیتی ندارد، چون سیاستها تغییر پیدا نمیکند همه شان نسبت به فلسطین و جبهه مقاومت حقد و کینه دارند، اینها همان حقد و کینهای که از پیامبر اسلام ص داشتند و آن حقد و کینه در زندگی اهل بیت ع هم دیده شد، الان همان را دنبال میکنند وقتی میگویند با قتل رهبر ایران ما انتقام مرحب در جریان جنگ خیبر را گرفتیم، شما چه تصور دیگری میتوانی داشت، بنابراین این سگ قلاده بدست آمریکا، فرقی ندارد قلاده به گردن چه کسی از آنها زده شود، در این دوره آخر الزمانی، نبرد ما هم آخرالزمانی است، آمریکا هم همین است، این دشمنی همیشه هست، البته ما با کسی دشمن نیستیم الا اینکه او دشمنی کند با خدا و رسول و اهل بیت (ع) و کشور و ملت ما، دشمنی کرد ما هم دشمن او هستیم و مقابل اینها که مسلما طاغوت هستند خواهیم ایستاد، غرب زدههای داخلی باید دست بردارند از این آمریکا پرستی، یک سوالی که در ذهنها هست که چرا با آمریکا میشود مذاکره کرد و امید به اقدام او داشت، اما با چین مثلا نمیشود مذاکره کرد و مسیر راهبردی تعریف شده را وثیق و محکم کرد، کشوری که رهبر عزیز ما را، دانش آموزان میناب و ورزشکاران لامرد و دانشمندان و فرماندهان و مردم عزیز را به شهادت رساند و این همه تحریم و خسارت زده به ما، از وب میتوان امید به اقدام داشت و وقت کشور را معطل او کرد، اما با چین یا روسیه نمیتوان، یک سوال دیگر هم مطرح میشود چرا هر وقت بحث چین و روسیه مطرح میشود و بنا است اقدامی اساسی شود، جریان غرب گرای داخل با حجم زیادی از محتوا در فضای حقیقی و مجازی ورود میکنند و شخصی با وزن وزیر امور خارجه ایران در دورهای نسبت به این کشورها اتهام وارد میکند؟
• اینها انسان به چه جوابهایی هدایت میکند! مطمئنا شعار ما نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی سیاست بالادستی ماست و ما استقلال مان را فدای هیچ کدام نمیکنیم و نخواهیم کرد، اما این دوگانه رفتار کردن این طیف حاضر در کشور استقلال کشور را در خطر میاندازند البته با وجود این ملت مبعوث شده هیچکدام از اهدافشان محقق نخواهد شد، اما باید مراقب این مارها خوش خط وخال بود. فرهنگ ۱۳ آبان ما را بر اینها فائق میکند.
• از سپاه قهرمان و ارتش دلاور و پیروز که حاکمیت ایران را در تنگه هرمز حفظ میکنند و با متخلفان برخورد میکنند، هم قدرشناسی میکنیم و هم حمایت میکنیم.
در میان این نامه نگاریها و رفت و آمدها از دشمنی و خیانتهای دشمنان نباید غافل شد، که الحمدلله نشدیم با منطق استواری که حاکم شده است.
ان شاءالله با پیروزی بر آمریکای جنایتکار و نابودی اسرائیل از این جنگ خارج خواهیم شد.