قزوین، بسیج مسئله قابل توجه، «افسارگسیختگی» فضای مجازی است. آیا کسی که میلیونها مخاطب دارد، نسبت به محتوایی که منتشر میکند مسئولیتی در برابر جامعه و منافع ملی ندارد؟ فضای مجازی، تبدیل به فضایی شده که در آن قدرت انتشار از مسئولیت انتشار جلو زده است.
در سالهای اخیر، اینفلوئنسرها عملاً به بخشی از نظام مرجعیت فرهنگی تبدیل شدهاند و نمونههای اخیر نشان دادهاند که قدرت تجمع و اثرگذاری برخی چهرههای مجازی دیگر قابل نادیده گرفتن نیست.
فضای مجازی افسارگسیخته
فضای مجازی دیگر یک دنیای موازی در کنار زندگی واقعی نیست. بخشی از خودِ زندگی است. امروز تصمیم میگیریم، خرید میکنیم، خبر میخوانیم، قضاوت میکنیم، الگو انتخاب میکنیم و حتی درباره درست و غلط بسیاری از مسائل اجتماعی، تحت تأثیر چیزی قرار میگیریم که در صفحه تلفن همراه خود میبینیم. مسئله از جایی جدی میشود که سرعت انتشار محتوا از قدرت تحلیل جامعه جلو میزند.
فضای مجازی میتوانست فرصتی برای گفتوگو، آموزش، معرفی استعدادها و رونق کسبوکار باشد و همچنان نیز چنین ظرفیتی دارد. اما رهاشدگی در تولید و گردش محتوا، آن را به عرصهای تبدیل کرده که در آن گاهی «دیده شدن» از «درست بودن» مهمتر است. الگوریتمها نیز معمولاً محتوای جنجالی، احساسی و تحریککننده را بیشتر در معرض دید قرار میدهند و همین مسئله میتواند چرخهای از هیجان، خشم، شایعه و بازنشر بیوقفه ایجاد کند.
در چنین شرایطی، بلاگرها و اینفلوئنسرها دیگر صرفاً افرادی نیستند که عکس و فیلم منتشر میکنند. برخی از آنها میلیونها مخاطب دارند و در عمل به رسانههایی پرمخاطب تبدیل شدهاند، رسانههایی بدون تحریریه، بدون سردبیر و گاهی بدون کوچکترین آموزش حرفهای در حوزه خبر و تحلیل. وقتی یک چهره مجازی درباره یک موضوع سیاسی، اجتماعی یا امنیتی اظهارنظر میکند، سخنش میتواند در چند دقیقه به هزاران و حتی میلیونها نفر برسد. بنابراین نمیتوان گفت «من فقط یک بلاگرم و مسئول محتوای خود نیستم».
مسئولیت اجتماعی، لازمه قدرت رسانهای است
مشکل زمانی عمیقتر میشود که در بزنگاههای حساس، برخی صفحات به جای راستیآزمایی، به بازنشر شایعات و روایتهای هیجانی روی میآورند. انتشار تصاویر قدیمی بهعنوان اتفاقات جدید، بازنشر اخبار تأییدنشده، تقطیع سخنان، سیاهنمایی عامدانه یا حتی برجستهسازی یک روایت بدون توجه به واقعیتهای دیگر، فقط یک اشتباه ساده رسانهای نیست. چنین رفتارهایی میتواند بر امنیت روانی جامعه اثر بگذارد. به عنوان مثال در روزهای اخیر نمونههایی از انتشار تصاویر قدیمی با ادعای وقوع تجمعات جدید در شبکههای اجتماعی گزارش و تکذیب شده است. اما انتشار چنین شایعاتی از سوی قشری از جامعه که هر چه را میبینند بلافاصله بدون در نظر گرفتن استانداردهای محتوا و راستی آزمایی آن، منتشر میکنند، بار منفی زیادی بر روان جامعه باقی میگذارد.
البته باید میان «نقد» و «خیانت» تفاوت قائل شد. نقد عملکرد دولت، مسئولان یا حتی سیاستهای کشور نهتنها مذموم نیست، بلکه میتواند به اصلاح امور کمک کند. اما فردی آگاهانه دروغ را جای حقیقت بنشاند، امنیت روانی مردم را هدف قرار دهد یا در بزنگاههای حساس، بدون سند و منبع معتبر، خوراک رسانهای برای التهاب جامعه تولید کند، قطعا موضوعی است که باید از سوی نهادهای ذیربط با جدیت و قاطعانه پیگیری شود.
از سوی دیگر، نباید همه بلاگرها را با یک چوب راند. میلیونها نفر از فعالان فضای مجازی، صاحبان کسبوکار، هنرمندان، آموزشدهندگان و تولیدکنندگان محتوا هستند که از همین بستر برای کار و زندگی استفاده میکنند. حتی مسئولان نیز به ظرفیت بلاگرها برای معرفی ظرفیتهای کشور و ارتباط با جامعه توجه نشان دادهاند.
مسئله قابل توجه، «افسارگسیختگی» فضای مجازی است. آیا کسی که میلیونها مخاطب دارد، نسبت به محتوایی که منتشر میکند مسئولیتی در برابر جامعه و منافع ملی ندارد؟ فضای مجازی، تبدیل به فضایی شده که در آن قدرت انتشار از مسئولیت انتشار جلو زده است.
باید تفاوت میان «منتقد بودن» و «بازی کردن در زمین عملیات روانی دشمن» برای فعالان فضای مجازی تفکیک شود.همچنان که بسیاری اوقات شاهد هستیم بلاگری که از موضوع بیخبر است اما روایت میسازد!
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به سواد رسانهای نیاز دارد. مخاطب باید یاد بگیرد هر چیزی را که در صفحه یک فرد مشهور میبیند، حقیقت تلقی نکند. از سوی دیگر، خود فعالان فضای مجازی نیز باید بدانند فالوور بیشتر، فقط اعتبار و درآمد بیشتر نیست، مسئولیت بیشتر هم هست.
راه اصلاح فضای مجازی نه بستن چشم بر واقعیتهای آن است و نه رها کردن کامل آن. جامعه به قانونی روشن، اجرای عادلانه، رسانههای حرفهای، آموزش سواد رسانهای و مهمتر از همه، مسئولیتپذیری صاحبان تریبونهای مجازی نیاز دارد.
فضای مجازی نیازمند مدیریت در قالب یک قانون قابل اجرا و توانمند است. چرا که اگر مدیریت نشود، میتواند از یک ابزار ارتباطی به کارخانه تولید هیجان، شایعه و بیاعتمادی تبدیل شود. اما اگر با قانون، سواد و مسئولیت همراه شود، همین فضا میتواند یکی از مهمترین ابزارهای پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور باشد.
امروز جنگ فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد. بخشی از جنگ، در ذهن و ادراک مردم جریان دارد. باید در روزهایی که به سر میبریم بسیار هوشیار باشیم، جنگ امروز جنگ رسانه است. جایی که یک استوری چندثانیهای میتواند بیش از یک خبر رسمی دیده شود و یک اینفلوئنسر میتواند بر نگاه میلیونها نفر اثر بگذارد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰