گاهی برای ایجاد یک تغییر بزرگ در زندگی آدمها، نه سرمایه هنگفتی لازم است و نه امکانات پیچیده؛ گاهی یک گفتوگوی صمیمانه، کمی امید و حتی یک جفت جوراب کوچک نوزادی میتواند آغازگر اتفاقی شیرین در یک خانواده باشد. این همان تجربهای است که خانم غلامی، بانوی بسیجی و فعال فرهنگی در شیراز، طی سالهای فعالیت خود به دست آورده است؛ بانویی که تلاش میکند با گفتوگو، امیدآفرینی و ارتباط نزدیک با خانوادهها، گامی در مسیر ترویج فرزندآوری و تسهیل ازدواج جوانان بردارد.
ماجرای فعالیتهای خانم غلامی از حدود چهار سال پیش آغاز شد؛ زمانی که بهعنوان مربی آموزش امر به معروف وارد بسیج شد و برگزاری کلاسهای آموزشی را در مساجد و پایگاههای بسیج آغاز کرد. او در این مدت به بیش از ۲۷۰ مسجد و پایگاه سر زد و در جریان همین حضورهای میدانی، از نزدیک با دغدغهها و مشکلات خانوادهها، بهویژه زنان، آشنا شد.
مشاهده نگرانی خانوادهها درباره فرزندآوری، او را به فکر استفاده از شیوهای متفاوت انداخت. خانم غلامی تصمیم گرفت در کنار گفتوگوهای آموزشی، از یک هدیه کوچک، اما معنادار استفاده کند؛ یک جفت جوراب نوزادی که همراه با نوشتهای امیدبخش بستهبندی میشد و در پایان گفتوگو به بانوان هدیه داده میشد.
این هدیه کوچک بهتدریج به نشانهای از فعالیتهای او تبدیل شد. فرقی نمیکرد در مسجد باشد، در پایگاه بسیج، در پارک یا حتی در یک دیدار دوستانه؛ هر جا فرصتی برای گفتوگو درباره فرزندآوری فراهم میشد، خانم غلامی تلاش میکرد با شنیدن نگرانیهای خانوادهها و بیان تجربههای خود، نگاه امیدوارانهتری پیش روی آنان قرار دهد.
اما یکی از خاطرات ماندگار او به خانوادهای بازمیگردد که شرایط اقتصادی دشواری داشتند.
یکی از دوستان صمیمی خانم غلامی، مادر دو پسر هفت و هشتساله بود. خانوادهای مستأجر که پدر خانواده کارگر بود و از درآمد ثابت و بیمه مناسب برخوردار نبود. همین مشکلات اقتصادی باعث شده بود زن و شوهر تمایلی به داشتن فرزند دیگری نداشته باشند.
روزی هنگام سفر تفریحی مشترک، خانم غلامی صحبت فرزندآوری را پیش کشید. دو پسر خانواده با شنیدن این موضوع با اشتیاق از مادرشان خواستند صاحب خواهر یا برادر دیگری شوند و قول دادند در نگهداری از نوزاد کمک کنند؛ اما مادر همچنان نگران هزینههای زندگی بود و میگفت همسرش نیز با این تصمیم موافق نیست.
خانم غلامی پس از گفتوگویی طولانی، دست در کیف خود برد و یک جفت جوراب نوزادی بیرون آورد. روی کارت همراه آن نوشته شده بود: «مهدیجان، فرزند بعدیام را نذر یاریات میکنم، اسمش را در سپاهت بنویس».
او جوراب را همراه با هدیهای به یاد شهدا به دوستش داد و برای خوشبختی خانواده دعا کرد.
چند ماه بعد، خبری شیرین به گوشش رسید؛ دوستش باردار شده بود.
آن زن بعدها برای خانم غلامی تعریف کرد که جوراب نوزادی را مقابل آینه اتاق خواب قرار داده بود؛ جایی که همسرش هر شب آن را میدید. به گفته او، همین یادآوری کوچک بهتدریج زمینه گفتوگو و تغییر نظر همسرش را فراهم کرده بود.
با گذشت زمان، شرایط زندگی این خانواده نیز تغییر کرد. به روایت مادر، شغل همسرش عوض شد و خانواده توانست بهتر از گذشته هزینههای زندگی و دوران بارداری را مدیریت کند. وقتی در سونوگرافی مشخص شد فرزند سوم دختر است، شادی پدر خانواده دوچندان شد؛ پدری که پیشتر به دلیل مشکلات اقتصادی، با داشتن فرزند دیگری مخالفت میکرد.
سرانجام دختر کوچک خانواده به دنیا آمد و به گفته خانم غلامی، تولد او فضای خانه را دگرگون کرد. مادر خانواده حتی تعریف کرده بود که همسرش هنگام تولد نوزاد، با وجود مشکلات مالی گذشته، برای او هدیهای از طلا تهیه کرده است.
اکنون بیش از دو سال از تولد آن دختر میگذرد و خانم غلامی میگوید پدر و مادری که روزگاری تمایلی به داشتن فرزند سوم نداشتند، امروز با علاقه درباره داشتن فرزندان بیشتر صحبت میکنند.
این تجربه برای خانم غلامی تنها یک خاطره شیرین نیست؛ بلکه نمونهای از تأثیر ارتباط صمیمانه، گفتوگو و توجه به دغدغههای خانوادههاست. او معتقد است حمایت از فرزندآوری نباید صرفاً به توصیه محدود شود، بلکه لازم است خانوادهها در کنار دریافت مشاوره و دلگرمی، با ظرفیتهای حمایتی موجود نیز آشنا شوند.
به همین دلیل، بخشی از فعالیتهای او به معرفی خانوادهها به مراکز مشاوره، مجموعههای حمایتی، نهادهای مرتبط با درمان ناباروری و ظرفیتهای بیمهای اختصاص دارد.
اما دغدغه این بانوی بسیجی به فرزندآوری محدود نمانده است.
خانم غلامی در جریان حضور در مساجد و پایگاههای بسیج بارها با مادرانی روبهرو شده بود که از دشواری یافتن همسر مناسب برای فرزندانشان گلایه میکردند. پرسشی که بارها در پایان کلاسها از او شنیده میشد، تقریباً یکسان بود: «خانم غلامی، دختر خوب سراغ نداری؟ پسر خوب سراغ نداری؟»
تکرار همین درخواستها او را به این نتیجه رساند که یکی از نیازهای جامعه، وجود واسطههای ازدواج دلسوز، قابل اعتماد و آشنا با شرایط خانوادههاست.
از همین رو، فعالیت خود را در حوزه تسهیل ازدواج نیز گسترش داد و مسئولیت سامانهای برای همسانگزینی جوانان را برعهده گرفت؛ سامانهای که با حمایت و نظارت معاونت اجتماعی سپاه فجر استان فارس راهاندازی شده است.
در این طرح، جوانان متقاضی ازدواج اطلاعات فردی، خانوادگی، تحصیلی و معیارهای موردنظر خود را ثبت میکنند. سپس واسطههای خیر که از میان بانوان بسیجی دغدغهمند در مناطق مختلف استان انتخاب شدهاند، با بررسی اطلاعات، گزینههای متناسب را شناسایی میکنند.
پس از بررسی اولیه و اعلام موافقت طرفین، ارتباط میان خانوادهها برقرار میشود تا آشنایی و گفتوگوهای بعدی با اطلاع و نظارت آنان انجام گیرد. خانم غلامی تأکید دارد که حفاظت از اطلاعات شخصی افراد و جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی، یکی از اولویتهای اصلی این مجموعه است.
او این فعالیت را کاری مردمی میداند که با همراهی بانوان بسیجی و استفاده از ظرفیت محلات و پایگاههای بسیج شکل گرفته است؛ تلاشی برای آنکه مسیر آشنایی خانوادهها و ازدواج جوانان هموارتر شود.
بخش دیگری از فعالیتهای خانم غلامی در میدان معلم شیراز جریان دارد؛ جایی که حدود هشت ماه است غرفهای با محور جوانی جمعیت، فرزندآوری و تسهیل ازدواج برپا کرده است.
این غرفه برای او تنها محلی برای توزیع بروشور یا معرفی سامانه نیست، بلکه فرصتی برای گفتوگوی مستقیم با مردم است. بانوان و خانوادههایی که به غرفه مراجعه میکنند، متناسب با نیازشان از خدمات راهنمایی، معرفی سامانه ازدواج، مشاوره یا اطلاعات مربوط به حمایتهای فرزندآوری بهرهمند میشوند.
در کنار این غرفه، مجموعه مشاورهای دیگری نیز فعالیت دارد که به گفته خانم غلامی، همکاری میان آنها موجب شده مراجعهکنندگان در صورت نیاز به خدمات تخصصی ارجاع داده شوند.
او همچنین از تصاویر شهدا و هدایای فرهنگی برای ایجاد ارتباط با مخاطبان بهره میگیرد و معتقد است فعالیت فرهنگی زمانی اثرگذارتر خواهد بود که با احترام، صمیمیت و شناخت شرایط واقعی افراد همراه باشد.
خانم غلامی در تمام این سالها تلاش کرده فعالیتهای خود را از فضای کلاسهای رسمی فراتر ببرد و به میان مردم ببرد؛ از مساجد و پایگاههای بسیج گرفته تا پارکها، خیابانها و تجمعات مردمی.
اکنون فعالیت او سه محور اصلی دارد: آموزش و تبیین مسائل فرهنگی، تشویق و حمایت از فرزندآوری و کمک به تسهیل ازدواج جوانان؛ سه مسیری که به باور او میتوانند در تقویت بنیان خانواده مؤثر باشند.
شاید مهمترین ویژگی تجربه این بانوی بسیجی، استفاده از امکانات ساده و ظرفیت ارتباط انسانی برای پاسخ به مسائل اجتماعی باشد؛ تجربهای که از یک جفت جوراب نوزادی آغاز شد و به شبکهای از ارتباطات مردمی، فعالیتهای مشاورهای و واسطهگری خیر در ازدواج گسترش یافت.
برای خانم غلامی، شنیدن خبر تولد یک نوزاد یا فراهم شدن زمینه آشنایی دو خانواده، نتیجهای ارزشمند از سالها حضور میدانی است. او همچنان با همان انگیزه روزهای نخست فعالیت میکند و امیدوار است بتواند با همراهی دیگر بانوان بسیجی، قدمهای بیشتری برای آرامش و پایداری خانوادهها بردارد.