
یادداشت:مصطفی دودانگه
به گزارش خبرگزاری بسیج زنجان؛
هوش مصنوعی بهعنوان یکی از مهمترین فناوریهای تحولآفرین عصر حاضر، معادلات قدرت و امنیت را در جهان دستخوش تغییر کرده است. این فناوری نهتنها عرصههای اقتصادی، علمی و اجتماعی، بلکه ماهیت جنگها و شیوههای تقابل قدرتها را نیز متحول ساخته است. در شرایطی که جنگهای نوین از میدانهای نظامی فراتر رفته و حوزههای رسانه، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و افکار عمومی را دربرگرفتهاند، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای تأثیرگذار در جنگ ترکیبی و جنگ شناختی تبدیل شده است.
در جنگ ترکیبی، هدف صرفاً تضعیف توان نظامی طرف مقابل نیست، بلکه ایجاد اختلال در محاسبات راهبردی، تضعیف اعتماد عمومی، افزایش شکافهای اجتماعی، تغییر نگرشها و تأثیرگذاری بر اراده ملی نیز دنبال میشود. هوش مصنوعی با برخورداری از قابلیت پردازش انبوه دادهها، تحلیل رفتار مخاطبان و تولید محتوای هوشمند، ظرفیتهای جدیدی برای تحقق این اهداف ایجاد کرده است. یکی از مهمترین مزایای هوش مصنوعی در این عرصه، افزایش قدرت تحلیل و پیشبینی تهدیدات است. این فناوری میتواند با بررسی حجم گستردهای از اطلاعات، روندهای رسانهای، تحولات اجتماعی و الگوهای رفتاری را شناسایی کرده و زمینه تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر را برای مدیران و نهادهای مسئول فراهم کند. همچنین در حوزه پدافند رسانهای، شناسایی اخبار جعلی، کشف شبکههای سازمانیافته انتشار اطلاعات نادرست و تحلیل عملیات روانی، از ظرفیتهای ارزشمند این فناوری به شمار میرود.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی در تقویت امنیت سایبری، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، شناسایی حملات دیجیتال و ارتقای آمادگی سازمانها در مواجهه با بحرانها نقش مؤثری ایفا میکند. بهرهگیری صحیح از این ظرفیتها میتواند به افزایش تابآوری ملی و کاهش آسیبپذیری کشور در برابر تهدیدات نوظهور منجر شود.
با این حال، روی دیگر این فناوری، تهدیدات و آسیبهایی است که در صورت سوءاستفاده، امنیت ملی و انسجام اجتماعی را با چالش مواجه میکند. تولید تصاویر، فیلمها و صداهای جعلی با استفاده از فناوری دیپفیک، انتشار گسترده اخبار ساختگی، جعل هویت اشخاص و تحریف واقعیت، از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند در خدمت عملیات روانی و جنگ شناختی قرار گیرند. در چنین شرایطی، مرز میان واقعیت و دروغ کمرنگ شده و تشخیص حقیقت برای افکار عمومی دشوارتر میشود.
یکی دیگر از تهدیدات جدی، امکان بهرهگیری از هوش مصنوعی برای مهندسی افکار عمومی و جهتدهی هدفمند به نگرشهای اجتماعی است. تحلیل علایق، نگرانیها و حساسیتهای کاربران و تولید محتوای متناسب با ویژگیهای هر گروه، این امکان را فراهم میکند که عملیات روانی با دقت و گستردگی بیشتری اجرا شود. افزون بر این، وابستگی به زیرساختها و سامانههای خارجی، نقض حریم خصوصی، خطاهای الگوریتمی و کاهش اعتماد عمومی به منابع اطلاعاتی نیز از دیگر چالشهای این حوزه محسوب میشوند.
در چنین فضایی، مواجهه هوشمندانه با این پدیده مستلزم عبور از نگاه صرفاً فناورانه و اتخاذ رویکردی جامع در حوزه امنیت ملی است. توسعه زیرساختهای بومی هوش مصنوعی، تربیت نیروی انسانی متخصص، تقویت پدافند سایبری و رسانهای، ارتقای سواد رسانهای جامعه و ایجاد سازوکارهای معتبر برای راستیآزمایی اخبار و محتوای منتشرشده، از الزامات اساسی این مسیر است.
در این میان، نقش رسانههای رسمی و جریان رسانهای متعهد اهمیت دوچندان دارد. سرعت، دقت، صداقت و اعتبار رسانهای، مهمترین مؤلفههای مقابله با عملیات روانی و روایتسازیهای مخرب هستند. جامعهای که از آگاهی رسانهای برخوردار باشد و به منابع خبری معتبر اعتماد کند، در برابر موجهای خبری هدفمند و عملیات فریب از مقاومت بیشتری برخوردار خواهد بود.
سخن پایانی اینکه هوش مصنوعی نه ذاتاً تهدید است و نه بهتنهایی عامل برتری؛ بلکه ابزاری راهبردی است که چگونگی بهرهگیری از آن، میزان دانش و آمادگی و نوع سیاستگذاری، آثار مثبت یا منفی آن را تعیین میکند. در عصر جنگ ترکیبی، قدرت واقعی تنها در برخورداری از فناوریهای پیشرفته خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی شناخت تهدید، مدیریت هوشمندانه اطلاعات، حفظ انسجام ملی، تقویت اعتماد عمومی و صیانت از استقلال فکری جامعه معنا پیدا میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، آگاهی و بصیرت رسانهای مردم، مسئولیتپذیری رسانهها و آمادگی نهادهای تخصصی، به مؤلفههای تعیینکننده امنیت ملی تبدیل شدهاند. بیتردید، در میدان پیچیده جنگ ترکیبی، ذهن آگاه جامعه، رسانه هوشمند و سرمایه اجتماعی مستحکم، از مهمترین سنگرهای دفاعی کشور به شمار میروند.